آه تقدیر عده‌ای این شد/ از منا سوی کربلا رفتند

کد خبر: 41020

وارث :

آه تقدیر عده‌ای این شد/ از منا سوی کربلا رفتند


" آه تقدیر عده‌ای این شد ، از منا سوی کربلا رفتند "


یمن و شام و جنگ و خونریزی


دلت آقا گرفته بود امسال



می‌رسی کی سوار جادهٔ عشق!؟!


نرسیده زمان استهلال!؟!؟



خیمه خیمه‌ به جست‌وجو بودند


که ببینند روی ماهت را



آرزوی دل همه این بودِ


بوسه باران کنند راهت را



روضه خوان خیمه را به وجد آورد


روضهٔ مشک و دست سقا بود



در زلالیِ اشک حاجی‌ها


جلوات حسین پیدا بود



آه حاجیِ حج نیمه تمام...


عید قربان کجا و عاشورا



جبل الرحمه...، خاطرات حسین


درد و دل‌های سید الشهدا



عرفات و دعا و زمزمه‌ها


جان به قربان کام‌ عطشانت



«و فدیناه...»، روضه شد جان سوز


بدن چاک چاک و عریانت...



عید قربان رسید و تشنه لبان


عید قربان‌شان قیامت شد



در طلوعی که آرزو کردند


قسمت عده‌ای شهادت شد



لیلهٔ قدرشان چگونه گذشت!؟!


که‌ محبت خرید آنها را



پس رقم زد که حج شان مقبول


و چنین برگزید آنها را



چه قدر بغض در گلوشان بود


حاجیانی که تا منا رفتند



آه تقدیر عده‌ای این شد


از منا سوی کربلا رفتند



حرم امن و حرف ناامنی


موسم حج و کاروان در راه



آل فتنه دوباره صف بسته


با یزید زمانه شد همراه...


فاطمه نانی زاد


" سیه بپوش منا! روز عید قربان است "


مهاجران الی الله! وقت باران است


سیه بپوش منا! روز عید قربان است


 


یکی یکی همه جا باز از قضا کشتند


سیه بپوش منا! اهل قبله را کشتند


 


چه آتشی ست! که دارد ز خون اثر جمرات


بخوان دوباره که خون ریخته ست بر جمرات


 


دلم گرفته، اگر زنگ و رومی است دلم


بخوان که غرق عزایی عمومی است دلم


 


چنان که این غم بسیار، کرده مدهوشم


ز هر طرف «لک لبیک» مانده در گوشم


 


هر آنکه بندی دیو و دد است، می‌گرید


گمانم این حجرالاسود است می‌گرید!


 


که میزبان دگر این بار سخت مردود است


به خون حنجر مهمان دو دستش آلوده ست


 


صدای ناله ما برملاست تا صنعا


روانه لجه ی خون از مناست تا صنعا


 


ز جام زمزم حق زائرت اگر نوشید


سیه بپوش منا! چون نبی سیه پوشید!


 


ببند پوزه‌ی قوم عنان گسیخته را


دگر نمی‌بری از یاد، خون ریخته را


 


بگو که کیفره ی این گناه را بدهند


چگونه پاسخ این افتضاح را بدهند؟


 


هلا که ننگ سزاوار نامتان باشد


کلید داری کعبه حرامتان باشد!


 


هلا که بیت خدا را محاصره کردید!


به زور، کعبه حق را مصادره کردید


 


بخوان! به جوش در آمد چو غیرت اسلام


بخوان! به سوگ نشسته ست امت اسلام


 


برادران مسلمان که بی قرار شدند


چه خانه‌ها که در این ظلم، داغدار شدند


 


حدیث اشک، تمنای خون شدن کرده ست


چراغ خانه ما رخت شب به تن کرده ست


 


نمانده تا شب موعود، بی گمان راهی


کسی می‌آید از این جاده‌ها به خونخواهی


 


بخوان دوباره که مردی هبوط خواهد کرد


بخوان که آل سعودی، سقوط خواهد کرد


 


پیمان طالبی



آه تقدیر عده‌ای این شد/ از منا سوی کربلا رفتند


" بر شهیدان «منا» زاری کنید ، ای مسلمانان عـزاداری کنید "



بر شهیدان «منـا» شیون کنید

ناله ها از جور «اهریمن» کنید

 

«آل شیطان» شد دلیـل واقعه

هرچه نفرین بر «کفیل» فاجعه

 

«پور» آن «بوزینۀ» بی عقل و هوش

آنکه باشد همچو قاطـر بس چموش

 

آنکه «بمب» افکند، بر اهـل یمن

«قاتل» بیش از هزاران مرد و زن

 

آنکه «آتش» زد به «جان کودکان»

«در تَعِز در صَعده در صَنعـا» چنان

 

زادۀ «خونخوار» آن کفتار پیـر

نکته را دریاب اینک ای بصیر؛

 

سلسله جُنبان این کشتار اوست

آن «گُنهکـار» و سیه کردار اوست

 

شد «قَتیل» از کبر  او بیش از هـزار

«حاجیان» در «ازدحام» و «اضطرار»

 

گفته‌اند «او» و نگهبان‌های او

عامل کشتار جمع‌اند ای عمـو

 ***

بر شهیدان «منا» زاری کنید

ای مسلمانان عـزاداری کنید

 

«عیدقربان» بود و قربانگه «منا»

یاد باد از «کُـشتِگان در کــربـلا»

 

بر «یزید» و «ابن سَعد» و «شِمر» دون

«داغ ننگ» و «لعنـت» بی چنـد و چون

 

«خُـولی» نامــرد رَذل و «حَــرمَـلِه»

نقش‌شان پیداست در این مرحله

 

پُشته‌ها از کَشته‌ها گشته پدید

«ننگ و نفرین» بر شما «آلِ پلید»

 

نامسلمانان چنین «کشتار عید»

بود آیا هدیه بـر «کاخ سفید»؟!!

 

این مصیبت را چه کس «تاوان» دهد؟!

«جان» تقاص این «مسلمانان» دهد؟!

 

خاکتان بر سر «وهابی مسلکان»

خائنان بر «کعبه» خیل «دلقکان»

 ***

شور و شیون ای مسلمانان رواست

قتل عام «اهل قبله» در «منا»ست

 

زین سپس این روز ِ«داغ و درد» ماست

«عید قـربان» جلوه‌ای از «کـربلاست»!


سیاوش امیری


:: هدیه نثار ارواح پاک قربانیان حادثه تاسف بار منا ، فاتحه ای قرائت کنید ::




/1102101305