حجت الاسلام رفیعی : از غدیر و مبادی ولایت امیرالمومنین (ع) دفاع کنیم+ گزارش تصویری

کد خبر: 41270
مراسم شب ولادت امام هادی علیه السلام در هیئت رزمندگان اسلام با سخنرانی حجت الاسلام رفیعی و مداحی حاج سید مهدی میرداماد در حسینیۀ شهدای بسیج برگزار گردید

وارث : مراسم شب ولادت امام هادی علیه السلام در هیئت رزمندگان اسلام با سخنرانی حجت الاسلام رفیعی و مداحی حاج سید مهدی میرداماد در حسینیۀ شهدای بسیج برگزار گردید.

در ادامه سخنرانی حجت الاسلام رفیعی را میخوانیم : 


اول مظلوم عالم حضرت علی است و موروث تمام فرزندان آن حضرت بوده است

زندگانی امام هادی علیه السلام

وجود مقدس امام هادی علیه السلام دومین امامی هستند که در کودکی به امامت رسیدند. پدرشان امام جواد علیه السلام در هفت سالگی و ایشان هم در هشت سالگی به امامت رسیدند. اعتقاد ما این است که تعیین امامت، با خدا است و کوچک و بزرگ ندارد، معصوم هست، عالم به غیب هست و... همواره باید ائمه علیهم السلام، معصوم باشند تا با خدا مرتبط باشند. به همین جهت مسالۀ ضرورت امام در جامعه یک ضرورت عقلی و قرآنی و استدلالی است. وجود مقدس حضرت هادی علیه السلام در زمان بسیار سختی زندگی کردند. با شش، هفت نفر از حاکمین بنی عباس بودند که یکی از آنها متوکل عباسی است که  از بدترین حکمای عباسی بود و جنایات فراوانی علیه اهل بیت علیهم السلام داشته است و یک نمونه اش هم این بود که نگذاشت امام هادی علیه السلام در مدینه بماند. در جوانی شخصی به نام یحیی بن حرسمه را مامور کرد که بیاید امام هادی علیه السلام را از مدینه به سامرا بیاورد. وقتی یحیی بن حرسمه به مدینه آمد صدای نالۀ مردم مدینه بلند شد. چون امام بردن از مدینه سابقۀ بدی داشت. هر امامی که از مدینه رفته بود، دیگر برنگشته بودند. مردم شیون میکردند و امام مردم را آرام کردند و فرمودند مصلحت این است که من بروم. امام از مدینه به سامرا آمدند تقریبا نیمی از عمرشان را در سامرا بودند و زندگیشان بسیار تحت نظر بود. وقتی امام هادی علیه السلام را به سمت سامرا می بردند، از قضا همان ایام غدیر بود آقا یک زیارت به نام زیارت غدیر خواندند. که در مفاتیح هم هست.

سه سند مهم در دفاع از ولایت و امامت از امام هادی علیه السلام

1.یکی از آنها زیارت غدیر است. شیخ عباس قمی می فرمایند نیاز نیست روز غدیر فقط در نجف اشرف این زیارت را بخوانی. از راه دور و نزدیک هر موقع که مایل بودی این زیارت را بخوان. مهمترین استدلالات قرآنی در امامت و ولایت امیرالمومنین علیه السلام در این زیارت آمده است. امام هادی علیه السلام در این زیارت طویل، استدلال به آیات قرآنی کرده اند و می فرمایند:

علی جان خدا می فرماید هرکس علمش بیشتر است، بالاتر است. علم تو بیشتر بود. هرکس جهادش بیشتر است، والاتر است. «لا يَسْتَوِي الْقاعِدُونَ مِنَ الْمُؤْمِنينَ غَيْرُ أُولِي الضَّرَرِ وَ الْمُجاهِدُونَ في‏ سَبيلِ اللَّهِ بِأَمْوالِهِمْ وَ أَنْفُسِهِمْ فَضَّلَ اللَّهُ الْمُجاهِدينَ بِأَمْوالِهِمْ وَ أَنْفُسِهِمْ عَلَي الْقاعِدينَ دَرَجَةً وَ کُلاًّ وَعَدَ اللَّهُ الْحُسْني‏ وَ فَضَّلَ اللَّهُ الْمُجاهِدينَ عَلَي الْقاعِدينَ أَجْراً عَظيماً»1 دربارۀ تو است. یکی یکی آیات قرآن را می آورد و می فرماید علی جان تو کسی هستی که قرآن مدح تو را می گوید.

2. دوم زیارت جامعۀ کبیره است. این زیارت، زیارت بسیار مهمی است. چندین شرح بر آن خورده است. شناسنامۀ اهل بیت علیهم السلام است. شناسنامۀ خدا دعای جوشن کبیر است و شناسنامه ی ائمه علیهم السلام زیارت جامعۀ کبیره است. السلام علیکم یا اهل بیت النبوه ... این زیارت جامعه ی کبیره است که از امام هادی به ما رسیده است.

3. سومین زیارت در زیارات مطلقۀ امیر المومنین است. امام هادی علیه السلام در زیارت مطلقه ای که در مفاتیح آمده است می فرمایند: «السلام علیک یا ولی الله انت اول مظلوم» . تو اولین مظلوم عالم هستی. ما در زیارت ناحیۀ مقدسه می خوانیم که ملائکه آسمان از صبر امام حسین علیه السلام تعجب می کنند! اما امام صادق علیه السلام می فرمایند صبورترین آدم در دنیا حضرت امیرالمومنین علی علیه السلام است. اصبرالصابرین. اول صابر در دنیا کیست؟ اول مظلوم کیست؟ هردو امیرالمومنین علیه السلام است. دلیل مظلومیت حضرت علی علیه السلام چیست؟ و ما چه کنیم که ایشان اینقدر مظلوم نباشند؟ نه اینکه از مظلومیت در بیایند. حداقل ما باعث مظلومیت ایشان نشویم. اینکه امام هادی علیه السلام می فرمایند خود حضرت علی علیه السلام هم می فرمایند. روزی مردی مال برده در خیابان مدینه فریاد میزد که من مظلومم و به من ظلم شده است. مالم را برده اند. حضرت علی علیه السلام می فرمایند: آرام باش. مالت را برده اند، پیدا می شود. بعد فرمودند: اعرابی به عدد ریگ های این بیابان به من ظلم شده است. مظلوم منم نه تو! لذا می گویند آقا امیرالمومنین علیه السلام در کوفه هر خطبه ای که می خواندند اولش می فرمودند: «أنا اول مظلوم». من اولین مظلومم. بعد از اینکه پیامبر صلی الله علیه و آله از میان رفتند، حضرت مکررا این جمله را به کار می بردند.

چرا امیر المومنین علیه‌السلام مظلوم است؟

1.     1. 

انکار حق مسلم امامت. در حالیکه پیغمبر صلی الله علیه و آله در یوم الدار یعنی روزی که خویشاوندانشان را به خانه دعوت کردند، حضرت علی علیه السلام را به جانشنی برگزیدند. و بار ها این عمل را تکرار کرد. در تبوک. تبوک از مدینه هفتصد کیلومتر فاصله دارد. راه زیاد بود و پیامبر می خواستند به جنگ بروند. عبدالله بن اُبَی منافق هم یک لشگر راه انداخت و گفت ما خودمان مستقلا حرکت می کنیم که در تاریخ داریم تعداد منافقینی که زیر پرچم عبدالله بودند زیاد بودند. پیغمبر صلی الله علیه و آله فرمودند: احدی حق ندارد تا من دارم لشگر را می برم، یک لشگر دیگر موازی با من راه بیندازد. اینطور که سنگ روی سنگ بند نمی شود. عبدالله بن ابی گفت: نه. منافقین خیلی هایشان به مدینه برگشتند. پیغمبر صلی الله علیه و آله اگر حضرت علی علیه السلام را در مدینه نگذاشته بودند، زمانی که از تبوک برمی گشتند منافقین مدینه رامی گرفتند! حضرت علی  علیه السلام که در همه ی جنگ ها جلوتر از همه بودند یک مرتبه در این جنگ باید در مدینه بمانند؟ منافقین رو دست خوردند! علی بن ابی طالب علیه السلام در مدینه باشد کاری نمی شود انجام داد. لذا شایعه پراکنی کردند که رابطۀ پیغمبر صلی الله علیه و آله و علی بن ابی طالب علیه السلام به هم خورده است و پیغمبر دیگر به علی بن ابی طالب اعتماد ندارد! و تلاش کردند بین آن حضرات را به هم بزنند. امیرالمومنین علیه السلام برای اینکه دهان دشمن را ببندند میروند به پیامبر صلی الله علیه و آله میگویند که چنین شایعه شده است. پیغمبر صلی الله علیه و آله می فرمایند: تو برای من به منزلۀ هارون برای موسی هستی. با این تفاوت که بعد از من پیامبری نیست. یعنی تو جانشین من هستی! اولین ظلمی که به امیرالمومنین علیه السلام شد، فراموش شدن  یوم الدار و حدیث منزلت و حدیث غدیر بود. نه تنها فراموش شد بلکه تبدیل به خلافت و سلطنت شد و صد و سی و دو سال بنی امیه بر منبر پیامبر صلی الله علیه و آله نشستند. کسانی چون: عبدالملک2، مروان3، پسران عبدالملک4، ولید بن عبدالملک از حوض، شراب می خوردند. هفتصد سال حکومت اسلام به دست ضد شیعیان بوده است.

2.     2. 

مظلومیت فرزندان آن حضرت. دویست و پنجاه سال، 11 امام پشت سر هم آمدند کدامشان به مرگ طبیعی از دنیا رفتند؟ همین امام هادی علیه السلام در چهل و دو سالگی به شهادت رسیدند. باید در کوفه ای که امیرالمومنین علیه السلام خلافت داشتند، سر پسرشان بالای نیزه برود و مردم سنگ بزنند؟ این مظلومیت نیست؟ باید هارون الرشید حاکم باشد و موسی بن جعفر علیه السلام در زندان باشند؟ تا سی و چهار سال بعد از شهادت امام حسین علیه السلام نگذاشتند امام سجاد علیه السلام یک نماز جمعه و یا یک سخنرانی عمومی داشته باشد. تمام شاگردان حضرت امام سجاد علیه السلام در سی و پنج سال 170 نفر بودند. امام هادی علیه‌السلام و امام عسگری علیه‌السلام تبعید شدند و امام جواد علیه‌السلام تحت کنترل بودند.

3.     3. 

مظلومیت تفکر و احادیث امیرالمومنین علیه السلام. معاویه لعنت الله علیه رسما بخش نامه ای پخش کرد و گفت احدی حق ندارد فضایل علی بن ابی طالب علیه السلام را نقل کند. هرکس فضایل امیرالمومنین علیه السلام را بگوید، حقوقش را قطع می کنم و هرکس فضایلی از غیر از امیرالمومنین علیه السلام بگوید جایزه می گیرد. منبع این ها در شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید در هفتصد سال پیش نوشته شده است. شصت سال حضرت علی علیه‌السلام در منابر سبّ میشد. یعنی یکی از ارکان نماز جمعه شده بود به طوری که روزی معاویه فراموش کرد بعد از نمازش ناسزا بگوید، یکی گفت یادتان رفت سبّ حضرت علی علیه السلام را بگویید. گفت همین الان قضایش را به جا می آوریم و همین جا مسجدی بسازید به نام مسجد سبّ علی!

4.    

مظلومیت منسوبین به امیرالمومنین علیه السلام است. جناب ابوطالب و فاطمه بنت اسد پدر و مادر حضرت علی علیه‌السلام به جرم داشتن چنین فرزندی شکنجه می شدند. هم مسلمان بود و هم تقیه می کرد. با حمزه کاری ندارند. متاسفانه بعضی راحت می گویند ابوطالب مسلمان نیست! در حالیکه عموی پیامبر صلی الله علیه و آله است و مدافع پیامبر صلی الله علیه و آله است و اگر حمایت ابوطالب و شمشیر علی علیه‌السلام نبود، خیلی جاها اسلام دچار لطمه میشد. 

ما مواظب باشیم این ها تکرار نشود. امام زمانمان را بشناسیم. ادلۀ وجودشان را بشناسیم. از غدیر و مبادی ولایت امیرالمومنین علیه‌السلام 

دفاع کنیم.

امروزه همۀ ادیان و همۀ فرقه ها می توانند تبلیغات داشته باشند ولی شیعه حق تبلیغات ندارد. چطور این وهابیان علیه تشیع تبلیغات می کنند. چند هزار کتاب در آن چند سال علیه شیعه نوشته شده است؟ حال قتل شیعه ها که هیچ! ما برای حفظ تشیع باید عقل گرا باشیم. خودمان، خودمان را تخریب نکنیم. مواظب باشیم. همانطور که امام صادق علیه‌السلام می فرمایند: شیعه ها زینت و آبروی ما باشید. در مسیر اهل بیت علیهم السلام حرکت کنید.

دو کرامت از امام هادی علیه‌السلام

شخصی بود در اصفهان به نام عبدالرحمان. ایشان شیعه بود و به امامت امام هادی علیه السلام معتقد بود. در آن زمان شیعه رسمی نبود. کسی نقل می کند که به ایشان گفتم چطور شد که شما تشیع را انتخاب کردید؟ گفت راستش من سالی از نظر مالی بسیار مشکل داشتم گفتم به سامرا بروم و به متوکل عباسی از اوضاعم بگویم و پولی از او بگیرم. وقتی به سامرا رسیدم، دیدم سر و صدا است! گفتند ابن الرضا را دارند به پیش متوکل عباسی می برند.[ابن الرضا را هم به امام جواد علیه‌السلام و هم به امام هادی علیه‌السلام و هم به امام عسگری علیه‌السلام می گویند.] ناگاه دیدم جوانی نورانی را به پیش متوکل عباسی دارند می برند! تا نگاهم افتاد دیدم از اولاد پیامبر صلی الله علیه و آله، امام هادی علیه‌السلام بود. متوکل هم خیلی خبیث بود. اگر کسی را احضار میکرد یا زندانی اش می کرد و یا وی را می کشت. می گوید من که دیدم دارند وی را می برند گفتم خدایا من از حاجت خودم گذشتم فقط دعا میکنم لطمه ای به  این سلالۀ پیامبر ٌصلی الله علیه و آله وارد نیاید. امام هادی علیه السلام به پیش من آمدند و گفتند عبدالرحمان دعایت مستجاب می شود و خطری به من نمی رسد، به شهر برگرد و خدا مالت را زیاد می کند و اولاد هم به تو می دهد و عمرت را طولانی می کند. زمانیکه  قصه را تعریف می کرد رفقایش می گویند از ثروتمند های مردم اصفهان بود. در تاریخ دارند هزار هزار درهم دارایی داشت و ده اولاد داشت و در هفتاد سالگی هیچ بیماری هم نداشت. 

فرد مسیحی به نام یوسف بن یعقوب بود. متوکل وی را احضار کرد. یوسف بن یعقوب خیلی ترسیده بود و تا صبح خوابش نبرد که متوکل چرا مرا احضار کرده؟! صبح که آمد به سمت دربار متوکل حرکت کند به همسایۀ شیعۀ خود گفت شما وقتی گرفتار می شوید چه می کنید؟ همسایه گفت ما نذر می کنیم. توسل به ائمه علیهم السلام مان می کنیم. گفت: آخر من که مسیحی هستم اگر به ائمۀ شما توسل کنم مشکلم حل می شود؟ آن شیعه گفت: حتما. یوسف نذر می کند صد دینار نذر امام هادی علیه السلام کند، اگر متوکل به او کاری نداشته باشد. با خود می گوید اول بروم نذرم را ادا کنم بعد بروم پیش متوکل. فقط نمی دانست خانۀ امام هادی علیه السلام کجا است؟ همینطور در فکر بود که دید مرکبش در جلوی خانه ای ایستاد و دیگر حرکت نمی کرد. آقایی از در خانه بیرون آمد و فرمود یوسف بن یعقوب درست آمده ای  اینجا منزل امامم هادی علیه‌السلام است بیا. رفتم به خدمت آقا رسیدم. آقا فرمود نذرت را ادا کن، متوکل با تو کاری ندارد، ما  دعا کردیم، او خودش مسیحی از دنیا می رود ولی فرزندش مسلمان می شود.


اول مظلوم عالم حضرت علی است و موروث تمام فرزندان آن حضرت بوده است 

پی نوشت :

1.      1-  

آیه ی 95 سوره نساء

2.     2-   

عبدالملک بن مروان بن حکم اموی پنجمین خلیفه از خلفای اموی در دمشق بود؛ او توانست بر مشکلات سیاسی که در عهدش پیش آمد، فائق آید. ابن خلدون نوشته‌است: «عبدالملک بن مروان از خلفای بنی امیه و عرب و جهان اسلام است. او در امور مملکت به سیره خلیفهٔ دوم عمر بن خطاب عمل می‌نمود.»

3.      3-  

مروان بن حکم بن ابی‌العاص ملقب به ابوالقاسم و بعداً به ابو عبدالملک، اولین خلیفه شاخه مروانیان از امویان بود که دوران حکومت چند ماهه در سال ۵-۶۴ هجری/۵-۶۸۴ میلادی داشت. وی محمد، پیامبر اسلام، را دیده و از صحابیون او است

4.      4-  

هشام ابن عبدالملک ،ولید بن عبدالملک و ...