حجت الاسلام کرمی : شان امامت را نمی شود از او سلب کرد
وارث: مراسم جشن ایام عید سعید غدیر با سخنرانی حجت الاسلام کرمی و مداحی حاج ابوالفضل بختیاری در امامزاده طاهر علیه السلام کرج برگزار شد.
در ادامۀ خبر متن سخنرانی حجت الاسلام کرمی را می خوانید:

وجود مقدس امام هادی علیه السلام در زمانی زندگی می کردند که دولت بنی العباس از نظر ساختار و از نظر نظام آسیب پذیر شده بود. وجود مفاسد و منکرات در ساختار حکومت موجب شد که ائمه علیهم السلام قابلیت تحرک نداشته باشند. یکی از دلایل مهمی که ائمه علیهم السلام در این زمان اقدام عملیاتی و فیزیکی نکردند این بود که مردم قابلیت تحرک نداشتند. چون امام موظف نیست تحت هر شرایطی قیام کند، مگر اینکه شرایطش محقق شود. لذا دوره زعامت امام یک دوره موقتی است. یک بنیاد وسیعی حضرات معصومین علیهم السلام به وجود آوردند که تمام فضا را واکسینه کردند و مفاهیم را گسترش دادند که آیندگان هم آن را بخوانند. وجود مقدس امام هادی علیه السلام در بین ائمه علیهم السلام، ممتاز به این امتیاز و مختص به این خصوصیت که در تبیین موقف و منصب الهی امامت شاید بیشترین تبین را حضرت هادی علیه السلام داشته باشند. همین زیارت جامعه کبیره که مرحوم آیت الله بهجت به هر روز خواندن آن مقید بودند، در روایات هم هست که این زیارت جزء اوراد مهم است که هر روز آن را می خواندند. همه مراتب ولایت و همه شئونات امامت که مرتبط با موقف عصمت است در این زیارت وارد شده است. در بحث امامت یک دعوا با کسانی که بیرون از تشیع هستند داریم. کسانی که بعد از پیغمبر صلی الله علیه و آله آمدند رویه آنها جزء اسلام شد و الان جزء اسلام شده است و بعضی به آنها عمل می کنند.
مسئله امامت
اولین مقوله اعتقاد به امامت، اعتقاد به مقوله تشریع است. یعنی بعضی ها اعتقادشان به منصب معصومین علیهم السلام در حد عمل کردن به دستورات فقهی است. یعنی امام را یک مجتهد واجب الاطاعه می دانند که مشکل هم دارد. امام مجتهد نیست. به تعبیر امام رضا علیه السلام امام یعنی مقامی که همه عالم در ید او مثل یک تکه گردو می ماند که چطور انسان بر آن اشراف کامل دارد. بعضی امام را مسئول بیان حلال و حرام می دانند. امام را در سطح یک مرجع تقلید تنزل می دهند. از این بالاتر برای معرفت امام این است که اگر کسی می خواهد به مقامات بالا برسد باید آدرس را از اهل بیت علیهم السلام بگیرد. از این بالاتر هم داریم و آن ایثار الی المطلوب است. یعنی یک وقتی شما از کسی آدرسی می پرسید و آن به شما آدرس را می دهد و یک وقتی کسی می گوید سوار شو می رسانمت. اولی را راه نشان دادن می گویند و دومی را ایثار الی المطلوب می گویند. امام هادی علیه السلام ائمه را چند جور معرفی می کند: می فرمایند «السَّلامُ عَلَی أَئِمَّةِ الْهُدَی وَ مَصَابِیحِ الدُّجَی وَ أَعْلامِ التُّقَی وَ مَنَارِ الْهُدَی وَ ذَوِی النُّهَی وَ کَهْفِ الْوَرَی وَ الْعُرْوَةِ الْوُثْقَی وَ الْحُجَّةِ عَلَی أَهْلِ الدُّنْیَا وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَکَاتُهُ السَّلامُ عَلَی نُورِ الْأَنْوَارِ»1 اینها حجت هستند و طریق را نشان می دهند. شرق و غرب عالم را بگردید چیز به درد بخوری پیدا نخواهید کرد، مگر اینکه مصدر آن ما باشیم. فرمودند: مثل اهل بیت من مثل سفینه نوح است و مثل اهل بیت من مثل باب حطه در بنی اسرائیل است. قال رسول الله قال الله است. هر کسی که این حرف ها را تغییر دهد، به جایی نمی رسد. هر کسی که بیرون از شعاع محبت اهل بیت علیهم السلام است هر چه بیشتر نماز بخواند بیشتر دور می شود. فهذا خداوند می فرماید: آدرس گنج را من به دست اهل بیت علیهم السلام داده ام. کسی که می خواهد معرفت به موقف امام پیدا کند زیارت جامعه کبیره یک منبعی است که انسان را به معنای اتم کلام مستغنی می کند. حال درجه اتم چیست؟ این است که بدانیم ذات اقدس احدیت سیاست و اداره امور کلیه عالم را به این ذوات مقدس علیهم السلام سپرده است. نظم آفرینش به واسطه وجود آنها است. « ثُمَّ الْحُجَّةُ الْخَلَفُ الْقَائِمُ الْمُنْتَظَرُ الْمَهْدِیُّ الْمُرْجَى الَّذِی بِبَقَائِهِ بَقِیَتِ الدُّنْیَا وَ بِیُمْنِهِ رُزِقَ الْوَرَى وَ بِوُجُودِهِ ثَبَتَتِ الْأَرْضُ وَ السَّمَاءُ وَ بِهِ یَمْلَأُ اللَّهُ الْأَرْضَ قِسْطا وَ عَدْلا بَعْدَ مَا مُلِئَتْ ظُلْما وَ جَوْرا»2 یعنی همان جوری که ذات خدا اگر یک لحظه فیض را منقطع کند همه عالم از بین می رود اگر اینها هم وجود نداشته باشند تمام عالم از بین می رود. این شانی که امام هادی علیه السلام از موقف امامت تبیین کرده است اکتسابی نیست. اگر امثال آیت الله بهجت و آیت الله قاضی و بزرگان دیگر میلیاردها سال سلوک کنند کسی به مقام امامت نخواهد رسید. مقام امامت یک مقام تکوینی است. یک مقام واقعی است.
شان امامت را نمی شود از او سلب کرد. مقام ریاست جمهوری اعتباری است. به حضرت ابراهیم علیه السلام می فرماید: «إِنِّی جَاعِلُکَ لِلنَّاسِ إِمَاماً.»3
هر قطره باران که از ابر می چکد تا به زمین برسد، یک ملک موکل است که این قطره باران را به زمین واصل کند و تا روز قیامت هم دیگر نوبت او نخواهد شد که باران بیاورد. چقدر ملائکه هستند ما نمی دانیم. همه آن چهار ملک مقرب از امام زمان عجل الله تعالی فرجه تعیین تکلیف می گیرند. شب قدر که شب تنزل الملائکه و الروح است می فرمایند: آن کسی که قلم دستش می گیرد، امام زمان عجل الله تعالی فرجه هستند. رزق همه طواغیت دست امیرالمومنین علیه السلام بود. قرار نیست امام از تمام امکاناتش استفاده کند. امام صادق علیه السلام می فرمایند: خداوند 12 هزار عالم دارد که در هر یکی از آن 12 هزار عالم، امام آنها ایشان است و رزق آنها بر عهده ائمه معصومین علیهم السلام است. همه چیز به دست امام زمان عجل الله تعالی فرجه اداره می شود. اداره عالم با امام است. امامت امام زمان عجل الله تعالی فرجه ادامه دارد. از شأن ایشان چیزی کم نمی شود.
از سنت های امام هادی (ع)
یکی از کارهای امام هادی علیه السلام این بود که پول می دادند و خرج کربلا رفتن کسی را می دادند. شخصی تعریف می کند دیدم امام هادی علیه السلام مریض هستند و در بستر بیماری هستند و این شخص وظیفه خودش می دانست که از ایشان عیادت کند.دید امام در تب می سوزند، به امام گفت: مرخص می فرمایید؟ حضرت فرمودند: بنشین. حضرت دست انداخت زیر تشک و پولی آورد و گفت: این خرج سه روز بیتوته تو در کربلا است. در آنجا برای من دعا کن. آن شخص آمد که بیرون بیاید، با خودش گفت مگر می شود امام با آن همه عظمتشان از من بخواهند برایشان دعا کنم. ایشان می خواستند عیار مرا آزمایش کنند. می خواست بگوید من فهمیدم دارید مرا امتحان می کنید. برگشت و گفت: آقا آیا مقام شما بالاتر از کربلا هست یا نیست؟ حضرت فرمودند: بله. گفت: چطور ممکنه من به کربلا بروم و برای شما دعا کنم؟ حضرت فرمودند: رسول خدا مقامشان بالاتر است یا خانه کعبه؟ گفت: آقا رسول الله. حضرت فرمودند: خدا جاهایی را در کره زمین داده است که مردم به آنجا بروند و مشکلشان حل شود. گره کارشان می اندازد تا به آنجا بروند و مشکلشان حل شود.
/1102101304
پی نوشت:
1.
زاد المعاد، علامه مجلسی، ص ۴۲۲؛ مفاتیح الجنان، شیخ عباس قمی، دعای عدیله
2.
همان
3.
آيه 124 سوره بقره