حجت الاسلام رفیعی: سعی کنیم در پرانتز(لیس من شیعتنا)نرویم

کد خبر: 42534
مراسم شب سوم محرم با سخنرانی حجت الاسلام رفیعی و مداحی حاج سید مهدی میرداماد در هیئت رزمندگان اسلام قم برگزار شد.

وارث: مراسم شب سوم محرم با سخنرانی حجت الاسلام رفیعی و مداحی حاج سید مهدی میرداماد در هیئت رزمندگان اسلام قم برگزار شد.

در ادامۀ خبر متن سخنرانی حجت الاسلام رفیعی را می خوانید:

حجت الاسلام رفیعی: رجزخوانی انس بن حارث /  آل علی شیعة الرحمان و و آل حرب شیعة الشیطان است

بحث امسال رویکرد تحلیل شعارهای عاشوراست. اصحاب امام حسین علیه السلام هنگام ورود به میدان، رجزها و شعارهایی و شعرهایی خواندند.

رجز و شعرخوانی انس بن حارث اسدی کاهلی در کربلا

یکی از نکات تاریخی زندگی انس این بود که می گوید از پیغمبر خدا صلی الله علیه و آله روایت شده است که: «ان ابنی هذا یقتل بارض یقال لها کربلاء شهد منکم ذلك فلینصره»، پسرم در سرزمینی به نام کربلا کشته می شود، هرکسی آن روز باشد بایداورا یاری کند.

سکونت انس در کربلا بعد از شنیدن یک حدیث

نکتۀ جالب توجه، درک و فهم انس و قصۀ سکونت در کربلا است. انس خانه و زندگی اش را رها کرد و سالها قبل از شهادت امام حسین علیه السلام به نزدیکی سرزمین کربلا آمد و در بیایانی سکونت پیدا کرد. محمد بن سعد که نویسنده است، در کتاب "الطبقات الکبری" می گوید: شخصی به نام هیثم بود که وقتی از مسیرش که کربلا بود عبور می کرد، می دید که انس در اینجا سکنی گزیده است. هیثم پرسید: اینجا چه می کنی؟ انس پاسخ داد: من از رسول خدا صلی الله علیه و آله شنیدم که در این سرزمین امام حسین علیه السلام کشته می شود. می ترسم این واقعه اتفاق بیفتد و من نباشم. من عمداً خانه و زندگی ام را اینجا آورده ام تا هر موقع این اتفاق افتاد، حاضر باشم.

اتفاقاً انس روز عاشورا خدمت ابا عبدالله الحسین علیه السلام رسید و گفت آقا من خیلی منتظر هستم. از جدت هم شنیده ام. اجازه دهید من به میدان بروم. با این که مسن بود، به میدان رفت و هجده نفر را کشت.

علت رفتن اباعبدالله علیه السلام به کربلا با وجود علم به شهادتشان و رفع شبه پیرامون آن

قصه دوم که خیلی از جوانها دربارۀ آن می پرسند، این است که قصۀ علم اباعبدالله علیه السلام به عاشورا چیست؟ اگر واقعا می دانسته اند که قرار است شهید شوند و در این قصه اجباری نبوده است؟ آیا حادثه ای نبوده که همه گفتند باید واقع شود و حالا هم واقع و تمام شده است؟ چرا دنبال قاتل و سبب می گردید؟

علم امام حسین علیه السلام به کربلا را نمی شود منکر شد. حضرت موسی علیه السلام هم وقتی که از کربلا عبور می کرد، خاری به کفشش گرفت و کفشش پاره شد. ایشان فکر کرد خطایی کرده است، گفت: خدایا من خطایی کردم که این اتفاق افتاد؟(قبل از حضرت عیسی علیه السلام هم مشکلی برای حضرت ابراهیم علیه السلام در ناحیه سر در همین منطقه پیش آمده بود) خطاب آمد: خیر اینجا خون مقدسی روی زمین ریخته می شود، علت این اتفاق این بود که تو هم در این قصه شرکت داشته باشی.

حضرت عیسی علیه السلام یکی از کسانی بود که فرمود: زیاد قاتلان امام حسین علیه السلام را لعن کنید. با این که امام حسین علیه السلام در زمان ایشان هنوز به دنیا نیامده بود. حیات حضرت عیسی 600سال قبل از اسلام بوده است.

در چند منبع تاریخی نقل شده است که در یکی از معابد یهود که به آن کنیسه گفته می شود، 300سال قبل از بعثت پیامبر صلی الله علیه و آله سنگی پیدا شد که شعری روی آن حک شده بود که هیچکس معنایش را نمی فهمید: « اترجو أمة قتلت حسينا شفاعة جده يوم الحساب.» آيا امتي که حسين را مي کشند شفاعت جد او را در روز قيامت اميد دارند؟ بعد از شهادت امام حسین علیه السلام عده ای به کنیسه رفتند و این شعر را دیدند و متوجه شدند منظور سنگ نوشتۀ کهن سه قرن چه بوده است.

انکار قصۀ "علم به کربلا"، ممکن نیست. مثلاً فردا 10 صبح قرار است برای کسی تصادف اتفاق بیفتد. این تصادف به اختیار خودش است و به علت رانندگی بد است، همه عواملش هم اختیاری است. ما روزانه اتفاقات زیادی برایمان پیش می آید که اختیاری هستند.، چه اینها را بدانیم و چه ندانیم. ولی ما چون ظرفیت نداریم، حوادث آینده را به ما اطلاع نمی دهند، چون روی ما تاثیر می گذارد. ولی امام و پیغمبر چون ظرفیت دارند، به آنها حادثه ای را که به طور طبیعی و اختیاری و بدون جبر و روی روال عادی پیش می آید، خبر می دهند. علم استفادۀ اختصاصی ندارد، فقط یک اطلاع است وگرنه ابی عبدالله به اختیار خودش کربلا آمده است. امام حسین علیه السلام مرتب می گفت مرا رها کنید تا به کوفه بروم. تمام قصه طبیعی است. اما آن چیزی که اتفاق می افتد، این است که فرض کنید چندتا وزیر از هیئت دولت بیایند بگویند فردا قرار است فلان جنس گران و سهمیه ای شود یا فلان اتفاق در کشور بیفتد. چون وزیر از اشخاص اول یا دوم مملکت است باید یک روز زودتر بداند. مثلا دولت یک ماه بعد قرار است فلان کار را انجام دهد، ولی این شخص باید بداند و اعلام هم نکند و دانستنش هم برای آمادگی است.

اگر هم قصۀ کربلا بیان شده، به هرحال علم ابی عبدالله یک علم جداگانه و اختصاصی است و هیچ منافاتی با اختیار آقا ندارد.

انس خود حدیث نقل کرده است و خودش هم پای آن ایستاده است، او خودش نقل کرد و سپس عمل کرد، به گونه ای که به کربلا آمد و ماند و امام حسین علیه السلام را درک کرد و اجازه گرفت و به میدان رفت و در آخر هم شهید شد. اما رجز او چه بوده است؟

بررسی یک بیت از ابیات رجزخوانی انس

انس به میدان آمد. بعضی از کسانی که به میدان می آمدند اسمشان را هم نمی گفتند، این فرد هم از جمله این افراد بود. گفت: «آل علی شیعة الرحمان و و آل حرب شیعة الشیطان.» گفت: ای کسانی که در این جا جمع شده اید، کربلا دو گروه شیعه دارد: شیعه الله، شیعه شیطان.

دلیل این که انس گفت آل علی و نگفت آل حسین این بود که قصۀ کربلا بر بغض علی بن ابیطالب علیه السلام استوار است. داستان شیعه، داستان امامت امیرالمومنین علیه السلام  است. انس نگفت آل حسین و آل یزید. به سراغ منشأ رفت. گفت ببینید از آغاز ابوسفیان و معاویه و رسول خدا صلی الله علیه و آله و امیرالمومنین علیه السلام بوده است، نگفت آل پیغمبر، چون ممکن بود آنها بگویند ما پیغمبر را قبول داریم گفت: هرکس خاندان امیرالمومنین علیه السلام  است، شیعه و پیرو خداست و آل شیطان هرکسی است که دنباله روی ابوسفیان و شیطان است.

شیعه از چه زمانی به وجود آمده است؟

خیلی ها می پرسند شیعه از چه زمانی به وجود شده است؟ نویسنده های مغرض 11نظریه در این رابطه داده اند و شبهاتی ایجاد کرده اند. در این زمینه آیت الله مکارم و آیت الله سبحانی کتابی دارند.

اصلاً این سوال غلط است که شیعه از چه زمانی به وجود آمده است! شیعه همراه با رسالت و نبوت پیغمبر صلی الله علیه و آله بوده است. منابع اهل سنت هم این را ذکر کرده اند. در "شواهد التنظیم" آمده است رسول خدا صلی الله علیه و آله تا علی علیه السلام را می دید، می فرمود: "انت و شیعتک هم الفائزون، انت و شیعتک تردون علی حوض."

در قرآن آیه ای داریم: «إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ أُولَٰئِكَ هُمْ خَيْرُ الْبَرِيَّةِ»2 هرکسی ایمان و عمل صالح داشته باشد بهترین آدم روی زمین است. حدود 20 روایت از اهل سنت داریم که تا امام علی علیه السلام  را اصحاب در کوچه می دیدند نمی گفتند علی آمد، می گفتند: "خیرالبریه" آمد، یعنی برترین آدم روی زمین.

آل علی، شیعة الرحمان

آل علی شیعة الرحمان، یعنی ما شیعۀ علی علیه السلام نیستیم، شیعۀ خداییم چون پیرو امیرالمومنین علیه السلام پیرو خداست. چون علی علیه السلام با نهج البلاغه اش توحید و نبوت می آموزد. با کلماتش اخلاق می آموزد. با حکومتش مدیریت می آموزد. لذا سوال "شیعه چه زمانی ایجاد شد" غلط است. شیعۀ اثنی عشری پیرو 12 امام، در کلام پیغمبر صلی الله علیه و آله آمده است. اهل سنت دارند که پیامبر صلی الله علیه و آله بارها فرمود بعد از من دوازده نفر امیرند: "الائمه من بعدی اثنی عشر."

رجزی که انس خواند این بود که هرکس پیرو امیرالمومنین علیه السلام است، پیرو خداست. اهل نماز و توحید است و اهل غلو نیست. اهل عمل است چون آل علی علیه السلام  مساوی با شیعة الرحمان است.

شیعه اعتقادی و شیعه اخلاقی باشیم

ده ها روایت داریم که ائمه علیهم السلام در آنها فرموده اند که کسی که فلان کار را انجام ندهد، شیعۀ ما نیست : «لَیْسَ مِنْ شِیعَتِنَا مَنْ لَا تَتَحَدَّثُ الْمُخَدَّرَاتُ بِوَرَعِهِ فِی خُدُورِهِنّ»1 می فرماید اگر کسی کنترل ارتباط با نامحرم نداشته باشد از شیعیان ما نیست.


حال که ما افتخار شیعۀ حضرت بودن داریم، و خیرالبریه را پیروی می کنیم و ان اشاءالله در بهشت کنار حوض کوثر بر رسول خدا صلی الله علیه و آله  وارد می شویم، اهل فوزیم، آن قدر امتیاز داریم که پیامبر خدا صلی الله علیه و آله فرمود: خداوند به شیعیان ما در هنگام مرگ آسان جان دادن و در قیامت بهشت را امتیاز داده است. سعی کنیم در پرانتز"لیس من شیعتنا" نرویم.


هم شیعۀ اعتقادی و هم شیعۀ اخلاقی باشیم.

/1102101306

حجت الاسلام رفیعی: رجزخوانی انس بن حارث /  آل علی شیعة الرحمان و و آل حرب شیعة الشیطان است
حجت الاسلام رفیعی:  سعی کنیم در پرانتز(لیس من شیعتنا)نرویم


پی نوشت:


1. اصول کافی ج: 3 ص: 124 روایة:15


2. سوره بینه آیه 7