حجت الاسلام کرمی: یکی از عناصر موثر در ایجاد حادثۀ عاشورا، عدم عمل به وظیفه توسط خواص بود
وارث: مراسم شب پنجم محرم با سخنرانی حجت الاسلام کرمی و مداحی حاج سعید حدادیان و کربلایی محمدحسین حدادیان در حسینیه شهدای بسیج برگزار شد.
در ادامۀ خبر متن سخنرانی حجت الاسلام کرمی را می خوانید:
عنصر موثر در ایجاد حادثۀ عاشورا
یکی از عناصر رکنی و موثر در احداث و ایجاد حادثۀ عاشورا در جامعۀ اسلامی وظیفه نشناسی و عدم عمل به وظیفه توسط خواص بود.
اصطلاح خواص اصطلاحی است که شاید اوسع و اعظم از آن چیزی باشد که در ذهن ماست. خواص یعنی آن نهله ای از افراد که از نبوغ اجتماعی و فهم سیاسی و تحلیل اجتماعی بالا برخوردارند. ممکن است عضو یک گروه سیاسی نباشند و در حزب معینی فعالیت نداشته باشند، اگرچه خواص به معنای اصطلاحی نوعاً در لسان آقایان، یعنی افرادی که ضمن اینکه نبوغ دارند، فعال سیاسی و اجتماعی هم هستند و به صورت رسمی عضو یک جریانی در جامعه هستند و فعالیتشان منتسب به آن جریان است. انقلاب وقتی به بار نشست، تشخیص سره از ناسره بسیار دشوار است چون قضاوت بر اساس ظاهر ما را به نتیجه ای بر اساس ظاهر می رساند و این ظاهر حفظ کردنش معونه ای ندارد.
وقتی ما از خواص صحبت می کنیم یعنی سابقین، در زمان غربت و محنت و زمانی که احتمال نشستن ثمر به این شجر نبوده، گروهی کنار پیغمبر صلی الله علیه و آله و سلم آمدند و گفتند: "امنا"، هزینه اسلام را پرداخت کردند، در خواب هم نمی دیدند که یک روز کشور اسلامی که در آن زمان حیات خلوت بود، مانند امپراطوری ایران و امپراطوری رُم شرقی روزی به قدرت اول منطقه تبدیل شود و تمام خزائن ایران، آفریقا و بخش مهمی از اروپا دست این ها بیاید و این ها به مافیای ثروت و غول های اقتصادی تبدیل شوند، چون آن روز احتمال تبدیل شدن به غول ثروت نبود، مردم باید با حسن ظن به کسانی که سابق بودند و خودی نشان دادند، نگاه می کردند مگر اینکه خلافش ثابت می شد.
بعد از فتح مکه اسلام آبکی شد. قرآن می فرماید: «اذا جَاء نَصْرُ اللَّهِ وَالْفَتْحُ (1) وَرَأَيْتَ النَّاسَ يَدْخُلُونَ فِي دِينِ اللَّهِ أَفْوَاجًا (2)» فوج فوج می آمدند. فوج فوج که تربیت اسلامی نداشتند. فوج فوجی که دلشان متوجه کانون اسلام به عنوان یک مرکز مشعشع نبود. یکی از عناصر مهم و تاثیرگذار در جهت گیری های کلی "جو" است، معمولا وقتی مردم می بینند جایی صف است، می روند در آن می ایستند! خیلی از موارد به خاطر جو و تبلیغ است. جریان خواص احساس تملک داشتند و دلشان می سوخت. در روزگار غربت کنار این پرچم بودند. هجرت کردند. کاسبی و خانواده شان را رها کردند و به مدینه آمدند. مقید به حدود اجتماعی شدند. اینها کسانی بودند که در یک پروسۀ 50 ساله تثبیت شدند و در این دیوان آنچه ملاک کسی بود که منابع و اعتبارات در اختیارش بود، داشته های معنوی و ارزش های روحانی بود. یعنی هرکس سابقۀ بیشتری داشت و مجاهدت بیشتری کرده بود و معنویت بیشتری داشت و قرآن بیشتری حفظ کرده بود. اما اینها چطور سیاست گذاری کردند؟ صحابۀ طراز اول رسول خدا صلی الله علیه و آله که مالکان انقلاب بودند، آدم هایی بودند که با یک خرما افطار می کردند. آدم هایی بودند که وقتی شب در مسجد می خوابیدند دو حصیر بالای سرشان بود. آه نداشتند با ناله سودا کنند. لباس نداشتند نماز بخوانند. یکی با لباس بلند نماز می خواند و آن را درمی آورد و به دیگری می داد تا نماز بخواند. آنها حتی در پارچۀ لباسشان گیر بودند. ولی طی 50 سال به غول های اقتصادی تبدیل شدند!
پول، علت دعوای خواص با امیرالمومنین(ع)
آب دریا را هرچه بیشتر بخوری، عطشت بیشتر می شود. سر پول می جنگی و آدم می کشی. کسانی که جنگ جمل را راه انداختند باعث شدند 20 هزار نیروی مسلمان کشته شوند، اینها دعوایشان با امیرالمومنین علیه السلام، دعوای "معرفت شناختی" نبود، اینها از سابقین اسلام بودند. عناصر طراز اول دین بودند. چه کسی با چه دستی و چه نیتی اینها را به مال دنیا آلوده کرد؟ چه شد که اینها به انسان های دنیاطلب و منافع طلب تبدیل شدند؟ یک وقت حق آدم را نمی دهند و می روی شمشیر می کشی و سازمان و تشکیلات را به هم می ریزی، یک وقت حقت را می دهند و می گویی چرا حق مردم را به من نمی دهی؟! چرا آن چیزی که سهم دیگران است را به حساب من واریز نمی کنی؟! چنین فردی نماز و روزه اش هم پوچ است. دعوای اینها با امیرالمومنین علیه السلام به خاطر پول بود. کسانی که آنقدر داشتند که اگر نسل هایشان هم می خوردند این پول تمامی نداشت. چنین آدم هایی دیگر با غیب و ملکوت و ارزش و معنویت کاری ندارند. تمام شهر را فساد بردارد، او آدمی نیست که اگر ثروتش جلوی فساد مردم را بگیرد، از ریالش بگذرد برای این که جامعه اصلاح شود. اینها فساد می کنند که پول بیشتر پیدا کنند. کسانی که به اصطلاح علما هستۀ مرکزی دین هستند، این بذر را کاشتند و آبش دادند و آن را به بار نشاندند. حال تبر برمی دارند، آن را برای ثمره اش می زنند، درختی را که به ثمره اش فکر نمی کردند. این دست آلوده ای که آمد دلسوز نبود. این نبود که بگوید ما پول را به متدینین بدهیم، اینها تبدیل به آدم های مال اندوز شدند. اگر انسان تمایلات و جهت گیری های کلی زندگی و لاین مسابقه اش تغییر کرد، وقتی پول جلوی چشمانش را گرفت، دیگر فقط پول را می شناسد و امام زمانش را به پول می فروشد و جزء این افراد می شود: «دین لعق علی السنتهم.» دین مثل آب دهانشان می ماند. اینها در ستاد انتخاباتی امیرالمومنین علیه السلام بودند و به نفع ایشان رای جمع کردند. شعار می دادند که امروز مفاسد اجتماعی را علی علیه السلام می تواند اصلاح کند. بعداً مقابل علی علیه السلام هم ایستادند، به خاطر پول. آنها دعوای دیگری داشتند. آیا امیرالمومنین علیه السلام به وظایفش عمل نکرد؟ آنها می گفتند چرا امام به وظایفی که موجب می شود عمل به آن وظایف ما را از دست دازی به بیت المال و زیاده خواهی در جامعه باز بدارد، عمل نمی کند! مردم نفهمی می کردند و می آمدند طلا و جواهر به طاغوت هدیه می کردند و متولی بت بودند. منافعشان درگیر بود. وقتی پیغمبر صلی الله علیه و آله گفتند: "قولوا لااله الا الله تفلحوا"، با ایشان دعوا کردند. این خیلی ساده لوحی است. از هرکسی بهتر آن کسی که بت را تراشیده می فهمد، بت از سنگ و چوب است و کاری از آن برنمی آید. اما بت برای آنها منافع داشت، اگر مردم می فهمیدند این سنگ و چوب است و ستایش او بیخود است دیگر گوسفندی قربانی نمی کردند که اینها گوشتش را بخورند.
تودۀ مردم برای اعتقاداتشان می جنگیدند. آن بت پرست که می آمد به لات و هبل اعتقاد داشت و جانش را هم می داد، از روی اعتقادش می جنگید. اما سردمداران هیچ باور و اعتقادی به بت نداشتند. این باور را به مردم خورانده بودند و آنها را در جهل نگه داشته بودند. نمی گذاشتند توده حرکت کند. بزرگان مملکتی که مورد اعتماد مردم اند تردد می کردند و صدایشان درنمی آمد. مردم احساس می کردند همه چیز سر جایش است، می گفتند از اینها دلسوز تر که نداریم!
لذا اولین مساله، آلوده کردن خواص در دنیا بود. ارزش ها و معیارهای خواص را عوض کردند. خواص را به انسان های مال اندوز تبدیل کردند. جهت مبارزه عوض شد. مبارزه برای عدالت، به مبارزه برای ثروت تبدیل شد.
سه جریانی که مقابل امیرالمومنین علیه السلام ایستادند جریان خواص بودند، خواص نه به معنای یاران امیرالمومنین علیه السلام. خواص علم دارند ولی به آن عمل نمی کنند.
/1102101306
تمام حقوق مادی و معنوی این خبر متعلق به سایت وارث می باشد و هرگونه کپی برداری بدون ذکر منبع شرعاً اشکال دارد.