علی اکبر (ع) در مقاتل

کد خبر: 42861

وارث:


علی اکبر (ع) در مقاتل


به‏ گفته‏ ابو الفرج‏ «1» و دیگران‏: على‏ اكبر علیه‏ السّلام‏ نخستین‏ فرد از بنى‏ هاشم‏ بود كه‏ پس‏ از شهادت‏ یاران‏ حسین‏ علیه‏ السّلام‏ به‏ شهادت‏ رسید. او زمانى‏ كه‏ به‏ تنهایى‏ پدر نگریست‏،
در حالى كه سوار بر ذو الجناح بود، نزد پدر شرفیاب شد و از او اجازه میدان خواست- على اكبر از همه مردم زیباتر و از اخلاقى برجسته برخوردار بود- اشك از چشمان پدر جارى شد و سكوت كرد و سپس فرمود:
«اللهم اشهد أنّه قد برز الیهم غلام أشبه الناس خلقا و خلقا و منطقا برسولك و كنّا اذا اشتقنا إلى نبیّك نظرنا إلیه».
«خدایا! گواه باش! جوانى به نبرد با آنان مى‏رود كه از حیث اخلاق و شمایل و گفتار، شبیه ‏ترین فرد به پیامبر تو است. ما هرگاه تشنه دیدار پیامبر مى ‏شدیم، به چهره على اكبر مى ‏نگریستیم».
سپس امام علیه السّلام با صداى بلند فرمود: «یا بن سعد! قطع اللّه رحمك كما قطعت رحمی و لم تحفظنى فى رسول اللّه».
«اى ابن سعد! خدا پیوند خویشاوندى ‏ات را قطع كند كه پیوند خویشاوندى مرا بریدى و حرمت خویشاوندى‏ ام با رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله و سلّم را زیر پا نهادى».
به مجرّد این كه على اكبر علیه السّلام از پدر اجازه میدان گرفت با خواندن این رجز بر سپاه دشمن تاخت:
أنا علىّ بن الحسین بن علىّ‏
نحن و بیت اللّه أولى بالنبى‏
و اللّه لا یحكم فینا ابن الدعیّ‏
یعنى: من على بن حسین بن على‏ ام. ما و خانه كعبه به پیامبر خدا سزاوارتریم. به خدا سوگند! فرزند فرومایگان نباید بر ما حاكمیّت یابد.
على اكبر علیه السّلام نبرد سختى انجام داد و سپس نزد پدر بازگشت و عرضه داشت:
«یا أبت! العطش قد قتلنى و ثقل الحدید قد أجهدنى».
«پدر! تشنگى، جانم را به لب رسانده و سنگینى اسلحه مرا به زحمت انداخته است».
حسین علیه السّلام در این لحظه مى ‏گرید و مى ‏فرماید: «وا غوثاه! أنّى لى الماء، قاتل یا بنیّ قلیلا و اصبر، فما أسرع الملتقى بجدّك محمّد صلّى اللّه علیه و آله و سلّم فیسقیك بكأسه الأوفى شربة لا تظمأ بعدها أبدا».
«از كدامین سو برایت آب آورم، پسرم! اندكى نبرد كن و صبر و شكیبایى نما، لحظاتى دیگر به دیدار جدّت محمّد صلّى اللّه علیه و آله و سلّم نایل خواهى شد و كام تو را آن گونه سیراب خواهد ساخت كه پس از آن هرگز تشنه نگردى».
على اكبر علیه السّلام مانند پدر و جدّ خویش، بر سپاه دشمن یورش برد و مرّة بن منقذ عبدى، با پرتاب تیرى گلوى مبارك وى را هدف قرار داد «2».
ابو الفرج مى‏گوید: حمید بن مسلم ازدى گفت: من ایستاده بودم و مرّة بن منقذ كنارم قرار داشت و على بن حسین از چپ و راست بر سپاه حمله مى‏ كرد و آن‏ها را پراكنده مى‏ ساخت، مرّة گفت: گناه عرب به گردنم، اگر این جوان گذارش به من بیفتد، پدرش را به عزایش مى ‏نشانم!
بدو گفتم: این كار را انجام نده، همان كسانى كه وى را در محاصره دارند براى این كار كافى است.
وى گفت: قطعا این كار را خواهم كرد. على اكبر علیه السّلام در حالى كه گروهى از سپاه را عقب مى ‏راند، به سمت ما آمد، این فرد با نیزه ضربتى بر قامت استوار اكبر زد و على روى زین اسب خم شد و گردن اسب را بغل گرفت و اسب به اشتباه او را به سمت دشمن برد. آنان وى را به محاصره در آورده و بدن مباركش را با شمشیر قطعه‏ قطعه كردند «3».
قبل از جان دادن صدا زد: سلام بر تو پدر! اكنون جدّم رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله و سلّم مرا سیراب ساخت و امشب در انتظار تو است، حسین علیه السّلام به سمت میدان شتافت و كارزار سختى آغاز كرد تا به بالین جوانش با پیكر پاره پاره رسید و فرمود:
«قتل اللّه قوما قتلوك یا بنیّ! فما أجرأهم على اللّه و على انتهاك حرمة الرسول».
«فرزندم! خدا بكشد مردم ستمگرى كه تو را كشتند، اینان چقدر بر خدا و هتك حرمت‏ رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله و سلّم جرى شده‏اند؟».
سپس اشك از چشمان مباركش جارى گشت و فرمود: «على الدّنیا بعدك العفا؛ پس از تو اف بر این دنیا!» «4».
ابو مخنف و ابو الفرج از حمید بن مسلم ازدى روایت كرده‏ اند كه گفت: گویى زنى را مى ‏بینم با فریاد یا حبیباه! یا بن اخیّاه! اى عزیزم! اى پسر برادرم! از خیمه بیرون آمده است.
پرسیدم: آن زن كیست؟
گفتند: زینب دختر على بن أبی طالب علیه السّلام است. این زن از راه رسید و خود را بر پیكر على اكبر افكند. حسین نزد خواهر آمد و دست او را گرفت و به خیمه برد و خود بازگشت و به جوانان بنى هاشم فرمود: «احملوا أخاكم؛ برادرتان را به خیمه ببرید».
آنان بدن نازنین على اكبر را حمل كرده و مقابل خیمه ‏اش قرار دادند «5».


مقتل خوانی حضرت علی اکبر (ع) توسط مقام معظم رهبری





............................................................................................
پی نوشت ها:
1.     مقاتل الطالبین: 115.
2.     لهوف: 166.
3.      مقاتل الطالبین: 115.
4.      همان: 115؛ لهوف 167.
5.      طبرى، تاریخ: 3/ 331 (با اندكى تفاوت در برخى كلمات).