اعجاز اصلی پیامبر(ص) بعد از قرآن

کد خبر: 46924
بعد از رحلت فتنه ها از هر سمت می بارد اما شما پرچم اسلام را محور قرار بدهید و تا جای ممکن تحمل کنید.
وارث : با توجه به همجواری هفدهم ربیع الاول، سالروز ولادت حضرت محمد (ص) با 9 دی «روز بصیرت و میثاق امت با ولایت» در سال جاری، درباره شیوه های بصیرت افزایی حضرت رسول (ص) در جامعه جاهلی جزیره العرب با حجت الاسلام والمسلمین عبدالکریم پاک نیای تبریزی، پژوهشگر و مولف سیره معصومان علیهم السلام و صاحب آثاری همچون «خصائص النبویه»، «سیره تربیتی امام باقر علیه السلام» و «حقوق متقابل والدین و فرزندان» به گفت و گو پرداخته ایم که مشروح آن به حضورتان می رسد:

 


-با توجه به آنکه حضرت رسول (ص) در زمانی و در میان قومی به رسالت مبعوث شدند که آن مردمان با صفت جاهلیت شناخته می شدند، پیامبر اکرم (ص) چه روشی را برای بصیرت افزایی به کار گرفتند که از آن اعراب جاهلی، آن انسان های تاریخ ساز را تربیت کردند؟


زمانی که پیامبر اکرم (ص) در سرزمین حجاز به رسالت مبعوث شدند، بدترین و جاهل ترین اقوام در آن سرزمین زندگی می کردند امااساسا معجزه پیامبر (ص) این است که در میان آن مردمی که در توحش و بی تمدنی زندگی می کردند، پیامبر (ص) بابصیرت ترین افراد را تربیت کردند؛ یعنی برخلاف دیگر پیامبران که اعجازشان مختلف بود اعجاز پیامبر (ص) ما تربیت انسان های بصیر و بامعرفت از میان بشری بود که از انسانیت به دور بودند و بدترین فجایع را رقم می زدند.


چراکه ایشان محاسن اخلاقی را در میان چنین افرادی ترویج و چهره هایی را تربیت کردند که در تمام بحران های بعد از رحلت نبوی نیز بصیرتشان کامل بود!


 


-راهبرد حضرت رسول (ص) برای این بصیرت افزایی چه بود؟  


رمز موفقیت پیامبر (ص) در تربیت این انسان ها اخلاق است؛ اخلاق ایشان که در نظر و سیره ایشان متبلور بود اعراب جاهلی را تغییر داد چنان که خداوند متعال در آیه 159 سوره مبارکه آل عمران خطاب به ایشان می فرماید: «فَبِمَا رَحْمَةٍ مِّنَ اللّهِ لِنتَ لَهُمْ وَلَوْ كُنتَ فَظًّا غَلِيظَ الْقَلْبِ لاَنفَضُّواْ مِنْ حَوْلِكَ فَاعْفُ عَنْهُمْ وَاسْتَغْفِرْ لَهُمْ وَشَاوِرْهُمْ فِي الأَمْرِ فَإِذَا عَزَمْتَ فَتَوَكَّلْ عَلَى اللّهِ إِنَّ اللّهَ يُحِبُّ الْمُتَوَكِّلِينَ؛ پس به [بركت] رحمت الهى با آنان نرمخو [و پُرمهر] شدى و اگر تندخو و سختدل بودى قطعا از پيرامون تو پراكنده مى‏شدند پس از آنان درگذر و برايشان آمرزش بخواه و در كار[ها] با آنان مشورت كن و چون تصميم گرفتى بر خدا توكل كن زيرا خداوند توكل‏كنندگان را دوست مى‏دارد»


علاوه بر این، ابراز محبت و مهرورزی نکته مهم دیگری بود که پیامبر (ص) با آن اعراب جاهلی را جذب کردند و بعد که ارتباط میان حضرت رسول (ص) و مردم برقرار شد، انسان های بصیر را  تربیت کردند!


همچنین است دلسوزی و شفقت پیامبر (ص) نسبت به مردم تا جایی که حتی خداوند از چرایی آن پرسید! چراکه پیامبر (ص) به تعبیر قرآن حریص بود نسبت به هدایت جامعه و در پرتوی چنین رفتارهایی جامعه نوپا بصیرت یافت.


 


-آیا مصادیقی از این بصیرت افزایی در میان صحابی و دوستداران پیامبر (ص) در تاریخ تصریح شده است؟


بله، علاوه بر اطرافیان و صحابی، حتی دوستداران و کسانی که موفق به دیدار و محضر رسول خدا (ص) نشده بودند از این بصیرت بهره مند شدند؛ برای مثال اویس قرنی از محبان پیامبر (ص) بود که موفق به زیارت ایشان نشد چراکه با توصیه پیامبر (ص) به حرف مادر خود گوش کرد؛ مادر به او گفته بود اگر رفتی و پیامبر (ص) را ندیدی، نیم روزی بمان و باز گرد و او چنین کرد و وقتی بعد از رحلت نبوی آمد، در کنار امیرمومنان (ع) ماند و در جوار ایشان به شهادت رسید!


یعنی حضرت رسول اکرم (ص) چنان عمل کردند که جامعه با بصیرت از جهالت گذر کرد و یارانی همچون سلمان فارسی تربیت شدند!


 


-به تصریح تاریخ عرب جاهلی فرزند دختر را برای خود ننگ و عار می دانست و برای مقام زن، احترام و ارزشی قائل نبود، پیامبر (ص) در این زمینه چگونه روشنگری کرده و به جامعه بصیرت دادند؟


یکی از آموزه های نبوی بصیرت افزایی درباره خرافاتی است که جامعه درگیر آنها بود.


برای مثال در تکریم مقام زن ایشان فرمودند: «بهترین شما کسی است که نسبت به همسرش مهربان باشد و من از همه شما نسبت به همسرانم نیک رفتار و خوش گفتار هستم.»


همچنین فرمودند: «خدمت به همسر و فرزندان صدقه و احسان در راه خدا است.»


ایشان احترام به خانواده و مقام دختر را که اعراب جاهلی او را زنده به گور می کردند، چنان بالا بردند که هر گاه دخترشان می آمدند، رسول خدا (ص) از جایشان تمام قد بلند شده و او را می بوسیند و در جای خود می نشاندند و چنان احترام می کردند که مقام دختر زیر سوال نرود و افراد جاهلی با دیده حسرت می نگریستند و می گفتند: چرا این اندازه محبت می کنید؟!


و ایشان در پاسخ می فرمودند: «هر کس در دلش رحم نباشد، خدا به او رحم نخواهد کرد!»


 


-در سیره عملی حضرت رسول (ص) در این باره چه مصادیقی وجود دارد؟


زمانی که عرب جاهلی خدمت خانه را مخصوص زن می دانست، ایشان در خانه خدمتکار زنان بودند و چنان که در روایات و اقوال است کمک کرده و لباس خود را وصله می کردند، بز و گوسفند را می دوشیدند و همراه خانواده گندم آسیاب و خمیر نان تهیه  و لوازم خانه را تهیه می کردند! خود درِ منزل را شخصا باز می کردند و محبوب ترین کارها نزد ایشان خیاطی بود (در من لایحضره الفقیه و تفسیر فخر رازی این سخن نبوی آمده است)


بنابراین، ایشان اینچنین رسومات غلط اعراب را می زدودند و روشنگری می کردند و به جامعه بصیرت می دادند.


 


-نگاه و عملکرد پیامبر (ص) در تبیین جایگاه ولایت و نقش آن در سعادت جامعه چگونه بود و چطور جامعه را با مسئله ولایت مانوس می کردند؟


درباره موضوع ولایت که مسئله ای بسیار مهم است، پیامبر (ص) با اینکه در شرایط سختی بودند اما برای تبیین این مسئله در هر موضعی استفاده می کردند، از محبت به امیرمومنان (ع) گرفته تا محبت به فرزندان و خانواده حضرت امیر (ع).


مسئله مباهله که در قرآن مطرح است از مواردی است که پیامبر (ص) آن را برجسته و طوری با امیرمومنان (ع) رفتار کردند که همه دریافتند، نزدیک ترین یار به پیامبر (ع)، امیرمومنان علی (ع) است.


ایشان همچنین عترت (ع) را میراث گرانبهای خود در کنار قرآن معرفی کردند و مزد رسالت خود را محبت اهل بیتشان علیهم السلام قرار دادند؛ علاوه بر این، فضایل امیرمومنان (ع) را بیان می کردند و می فرمودند: «من گنجینه دانش هستم و علی کلید آن، و هر کس می خواهد از این گنجینه بهره برد از کلید آن استفاده کند.»


این یکی از روش های حضرت رسول (ص) برای بصیرت افزایی نسبت به مقام ولایت امیرمومنان (ع) است و یا در آیه شریفه «إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ أُولَٰئِكَ هُمْ خَيْرُ الْبَرِيَّةِ؛ همانا کسانی که ايمان آوردند و کارهای شايسته انجام دادند، بهترين مخلوقاتند» امیرمومنان (ع) را مصداق خیر البریه معرفی کردند که این مسئله را جلال الدین سیوطی از مفسران اهل سنت در تفسیر درالمنثور، جلد ششم، صفحه 379 نقل کرده  است.


تا جایی که بعد از نزول این آیه، اصحاب وقتی امیرمومنان (ع) می آمدند، می گفتند خیرالبریه آمد.


تا اینکه در ماجرای غدیر اینها را به وضوح بیان کردند و فرمودند: «من کنتُ مولاه فهذا علیٌ مولاه»


یا در آیه شریفه «وَاعتَصِموا بِحَبلِ اللَّهِ جَميعًا وَلا تَفَرَّقوا» وقتی از حبل الله سوال شد، ایشان دستشان را روی شانه امیرمومنان (ع) نهاده و فرمودند: «ولایت علی (ع) حبل الهی است که شما را به خدا می رساند و اگر می خواهید گمراه نشوید به این شخص تمسک کنید.»


 


-مصادیق دیگری نیز در این باره موجود است؟


پیامبر (ص) می فرمایند: «ای علی! هر کس تو را بکشد، مرا کشته است، هر که تو را خشمگین کند، من را به خشم آورده است، هر که تو را دشنام دهد مرا دشنام داده، تو نسبت به من مانند خودم هستی، روحت از روح من و وجودت از وجود من است، همانا خداوند هر دوی ما را آفرید و برگزید، من را به نبوت و تو را به امامت، هر کس امامت تو را منکر شود، نبوت مرا انکار کرده است، ای علی! تو وصی من، پدر فرزندان من و همسر دخترم و جانشین من بر امتم در حال حیات و نیز بعد از رحلتم هستی. سوگند به آن خدایی که من را به پیامبری مبعوث کرد و مرا بهترین مخلوقات خود قرار داد که تو حجت خدا بر مردم هستی و امانتدار اسرار الهی و خلیفه خدا بر بندگان او.»


همه اینها تبیین ولایت امیرمومنان (ع) است به عنوان جانشین و وصی رسول خدا (ص) و ولی امر مسلمین از زبان آن حضرت (ص).


 


-با توجه به آنکه گروه های مختلفی همچون کفار، مشرکان و منافقان و نیز یهودیان برای حضرت رسول (ص) فتنه هایی را تدارک می دیدند، راهبرد ایشان در عبور از فتنه ها چه بود؟


پیامبر (ص) در عبور از فتنه ها در عصر خود در قسمی صبر می کردند و تحمل در جایی که ابراز حقیقت ممکن نبود و دیگر اینکه در مواقع خاص، پیامبر (ص) همچون غدیر به دستور خدا راه را مشخص می کردند که اگر در میان فتنه ها ماندید از علی (ع) جدا نشوید!


ایشان برای بعد از رحلت به امیرمومنان (ع) فرمودند: «بعد از رحلت فتنه ها از هر سمت می بارد اما شما پرچم اسلام را محور قرا  بدهید و تا جای ممکن تحمل کنید.»


اینکه شبهه می کنند چرا امیرمومنان (ع) از خانواده خود دفاع نکردند و مظلومیت خود و همسرشان را تحمل کردند، پاسخ این است که توصیه پیامبر (ص) برای چنین صبر و توجه به صلاح و اساس اسلام بود چراکه ممکن بود ورود و عمل مستقیم اصل دین را نشانه رود؛ از این رو، امیرمومنان (ع) سخت ترین مصائب یعنی شهادت همسرشان را تحمل کردند و جالب آنکه در این زمان تنها مقدادها و عمارها و ابوذرها و سلمان ها توانستند از این چراغ راه فاصله نگیرند و بدانند مرکز ثقل عبور از فتنه ها علی (ع) است.


حتی در جنگ جمل برخی از مسلمانان راه را گم کردند و نمی دانستند که طرف همسر رسول خدا (ص) را بگیرند یا داماد ایشان را؛ این در حالی بود که امیرمومنان (ع) می فرمودند:


راهبرد ما این است که با افراد حق را نشناسید، بلکه حق را شناخته و بعد به سمت آن بروید!


امروز مشکل ما این است که مردم حق را با شخصیت ها می سنجد اما استراتژی پیامبر (ص) در عبور از فتنه ها شناخت حق و بعد همراهی با آن است نه افراد و چهره ها را ملاک حق قرار دادن!


یعنی باید عمل افراد را با ملاک جمهوری اسلامی و امام و رهبری شناخت و بعد ویژگی های حق را به مردم شناساند.


چنانکه در حدیثی امام صادق (ع) به مفضل فرمودند: «این نکته را در نظر بگیرید گه پیامبر (ص) افراد را با ظاهرشان در نظر نمی گرفت بلکه صداقت و امانت مردم را در نظر داشتند»

/1102101305