شعری تقدیم به نغمه سرای حسین(ع)
متن کامل این شعر به شرح زیر است:
باز به مژگان نشست اشک عزای حسین(ع)
تا نه جهان دیده گشت نوحه سرای حسین(ع)
آنکه به بزم ادب، طبع سخن ساز داشت
دست گل ناز داشت، هدیه برای حسین(ع)
عشق که شد مایلش، برد سیر و ساحلش
موج زنان در دلش، حال و هوای حسین(ع)
بود دلش منجلی ، از جلوات علی(ع)
سایهنشین شد ولی زیر لوای حسین(ع)
هستیاش از هست او جان و دلش مست او
برد دل از دست او، سعی و صفای حسین(ع)
مهد امانش که بود؟ روح و روانش که بود؟
منظر جانش که بود؟ کرب و بلای حسین(ع)
صدق و صفا پیشهاش دررگ و در ریشه اش
بود در اندیشهاش، صبر و رضای حسین(ع)
ره به حقیقت چو برد، در ره حق پا فشرد
عشق به دستش سپرد، جام و ولای حسین(ع)
درس وفا مذهبش، وقت نماز شبش
نقش به روی لبش، ذکر خدای حسین(ع)
داشت اگر زمزمه، از پسر فاطمه(س)
بود امیدش همه، مهر و وفای حسین(ع)
بود مرید وفا، تا به مرادش رسید
تا که به دادش رسید، شور و نوای حسین(ع)
عشق کم و بیش را، تب گل اندیش را
باغ گل خویش را ریخت به پای حسین(ع)
کرد چه از خود عبور گفت به قلب صبور
زاهد وحور و قصور، ما و لقای حسین(ع)
تربت پاک حسین، سرمه چشم ترش،
ریخته در ساغرش، فیض و دعای حسین(ع)
رفت به بزم شهود، باد به روحش درود
یاد شکوهی که بود، نغمه سرای حسین(ع)
/1102001307