حجت الاسلام اکبرنژاد: اولین مکر شیطان این است که کاری کند تا وجود خودش انکار شود+ گزارش تصویری

کد خبر: 54982
چه کسی گفته است مبنای علم بودن چیزی است که باید تجربه اش کنیم؟ اگر این طور باشد که خدا را هم باید انکار کنیم. اصلاً دین بر باد است. دین پایه اش بر غیب است. اولین وصف مومنین را می خواهد بشمارد ایمان به غیب است.

وارث :  مراسم شب ششم ماه مبارک رمضان با سخنرانی حجت الاسلام اکبرنژاد و مناجات خوانی حاج سعید حدادیان در مهدیۀ امام حسن مجتبی علیه السلام (هیئت رزمندگان غرب اسلام) برگزار شد.


در ادامه متن سخنان حجت الاسلام اکبرنژاد را می خوانید:

حجت الاسلام اکبرنژاد:

اولین مکر شیطان این است که کاری کند که خودش انکار شود و ما باور کنیم که شیطانی نیست و ما در تصمیم گیریهای خودمان تنها هستیم و کسی دخیل نیست. چون باعث می شود شما هیچ آمادگی در برابر او نداشته باشید.

شبهه هایی در این مورد که شیطان سنبل است مطرح شده است. روش بنده برای بررسی این شبهات این گونه است که صریحاً مخالفت نمی کنم و آن را از ریشه بزنم. ممکن است بخشی از آن حرف درست باشد. بهشت تجسم خواسته های ما است. حالا مصادیقش مهم نیست. در قرآن میوه ای ذکر نشده است که عرب آن را نخورده باشد. به این معنا تغییر در بیان قرآن از امتیازات قرآن است که در هر دوره ای متناسب با مردم آن زمان سخن می گوید. مردم سطح معرفتی دارند. باید لباس این مردم را بر تن کند تا مردم بفهمند. برای همین است که خدای متعال می فرمایند: ما هر پیامبری را که فرستادیم به زبان همان قوم فرستادیم تا مردم بفهمند.

این ها عیب نیست. اما در همین جا هم نکته ای است که باید به آن دقت کنیم. خیلی از نعمت هایی که خدای متعال از آنها برای بهشت نام می برد نیازهای فطری ما هستند. قرآن نمی خواهد سنبل سازی کند.

ما انسان ها چرا به گفتگو کردن روی آورده ایم؟ زبان یک قرارداد مشترکی بین انسان ها است تا ما بتوانیم با هم تعامل کنیم. معنای این حرف این است که اگر من گفتم امروز به دانشگاه رفتم، شما نمی توانید بگویید به خانه رفته ای. اگر باب این حرف را باز کنیم که ملتزم به الفاظ نباشیم پایه تعاملاتمان را از بین برده ایم. عقلا می گویند اگر لفظی برای معنایی اتخاذ شد اگر کسی مخالفش سخن بگوید او باید برای حرفش دلیل بیاورد. اگرمن گفتم شیری را دیدم، اگر کسی بگوید من منظورم مرد شجاع بود او باید دلیل داشته باشد.

حال خدای متعال دارد صریحاً این گونه شروع می کند: من آدم را آفریدم و از روح خودم در او دمیدم و به ملائکه گفتم همه سجده کنید، همه سجده کردند الا ابلیس. ابا کرد و تکبر ورزید. بحث خیلی جدی است. دارد یک واقعیتی را خبر می دهد. بعد شیطان می گوید مرا از آتش آفریدی و انسان را از گل بدبو. من به او سجده نمی کنم.

خدا وقتی تکبر شیطان را می بیند به او می فرماید: از این در رحمت بیرون برو. شیطان هم می گوید: حال که مرا راندی در مقابل آن همه عبادتی که کرده ام یک درخواست دارم و آن هم این است که تا روز قیامت به من این فرصت را بدهی تا این ها را از مسیرت دور کنم. حالا فکر می کنید خدا در اینجا در مقام شوخی است؟ وقتی کسی می گوید من قرآن را قبول ندارم او حسابش جدا است ولی فرض اینجا کسی که این حرف را می زند و می گوید شیطان سمبلیک است باید دلیل بیاورد. خدا در اینجا شوخی که نمی کند.

خدا فرمود: من انس و جن را مگر برای عبادت کردن نیافریدم. امام حسین علیه السلام در تفسیر این آیه می فرمایند: «الّا لیعرفون». یعنی من انس و جن برای این آفریدم که خدای خودش را اول درست بشناسد تا بعد بفهمد چگونه باید او را عبادت کند. اصلا انبیاء علیهم السلام کارشان این بود که بیایند بگویند خدا کیست.

این هایی که شبهه به وجود می آورند می گویند انسان مدرنیته نگاهش این است که اگر حتی بخواهد دعا کند، روزه بگیرد و نماز بخواند اولاً نه بخاطر آخرت بلکه بخاطر دنیایش کاری را انجام می دهد. مثال می زند که برایم مهم است که بدانم نماز در این دنیا آرامشی می دهد؟ انسان مدرنیته تعبد ندارد. می گویند این شیطانی که شما می گویید را من نمی توانم ببینم و تجربه کنم. این تحلیلی که قرآن شما از ابلیس دارد متافیزیک است و چون من باید چیزی را تجربه کنم تا به آن علم پیدا کنم و باید قرآن را انکار کنم من نمی توانم قبول کنم.

امام رحمت الله علیه در دو جا یک تشری هم به خودی ها و هم به آن طرفی ها دارند. می فرمایند: اسلام هم دست ما و هم دست دیگران مظلوم واقع شده است. اسلام دست عرفا مظلوم شد. چون این عارف نگاه ملکوتی و انفسی دارد و همه چیز را از زاویه ملکوتی می بیند قرآن را تماماً عرفانی معنا کرد. معناهای توجیحی برای آیات قرآن آوردند و قرآن مظلوم شد. از طرف دیگر هم مارکسیست ها را مورد خطاب قرار دادند. یعنی اگر خدای متعال فرمود: نماز بخوانید. این ها می آمدند از نماز هم تفسیرهای مادی می کردند. می گفتند اگر نماز بخوانید آرامش پیدا می کنید.

ما مبنای معرفتی شما را قبول نداریم. چه کسی گفته است مبنای علم بودن چیزی است که باید تجربه اش کنیم؟ اگر این طور باشد که خدا را هم باید انکار کنیم. اصلاً دین بر باد است. دین پایه اش بر غیب است. اولین وصف مومنین را می خواهد بشمارد ایمان به غیب است.

اگر کسی گفت: شیطان سمبل است؛ برای نگاه های مادیشان است. ته قضیه به اینجا می رسد. باید توجه کنید که این از کجا به این نتیجه دارد می رسد.

/1102101304

حجت الاسلام اکبرنژاد: