عالمی که امیرالمومنین او را سیراب کرد
عبدالحسین امینی فرزند میرزا احمد امینی در سال ۱۳۲۰ق در تبریز زاده شد. پدرش از ائمه جماعات و از علمای موجه تبریز بود. جدّش «مولا نجفعلی»، مشهور به «امین الشرع» بود و از همین رو خانواده او «امینی» خوانده شدهاند.
وارث: عبدالحسین امینی فرزند میرزا احمد امینی در سال ۱۳۲۰ق در تبریز زاده شد. پدرش از ائمه جماعات و از علمای موجه تبریز بود. جدّش «مولا نجفعلی»، مشهور به «امین الشرع» بود و از همین رو خانواده او «امینی» خوانده شدهاند.
علامه امینی ظهر روز جمعه ۱۲ تیر ماه ۱۳۴۹ش (۲۸ ربیع الثانی ۱۳۹۰ق) درگذشت. برخی درگذشت او در ۷۰ سالگی را در حالی که بنیهای قوی و تنی سالم داشت، ناشی از مطالعه زیاد، اشتغال بیوقفه به نوشتن و مراقبت دائم در کار کتابخانه دانستهاند.
با توجه به ایام رحلت این عالم وارسته چندی از خاطرات علامه را با هم می خوانیم.

به حرم نرسیده امیرالمومنین (ع) حاجت امینی را روا کرد!
یکی از خاطراتی که میخواهم در باره علامه امینی نقل کنم این است که؛ علامه امینی روزی در کوچه «سوق الحویش» نجف عبور میکردند؛ سیدی که به قصابی اشتغال داشت به علامه گفت؛ با شما کاری دارم؛ ظاهراً علامه در مسیر برگشت فراموش میکنند نزد سید بروند، وقتی به منزل رسیدند یادش میآید که قصاب با او کار داشت نزد قصاب برگشتند، به علامه عرض کرد بسیار تنگدستم و چهار دختر علویه دارم که لباس ندارند، حتی برای نماز یک چادر دارند، علامه بسیار ناراحت شد و دست سید را گرفت به سمت حرم امیرالمومنین (ع) حرکت کردند، هنوز به حرم امیرالمومنین (ع) نرسیده بودند، حاجت ایشان روا شد. در راه رسیدن به حرم، شخصی به علامه امینی پولی داد و گفت؛ یکی از شیوخ عراق یکصد دینار برای شما فرستاده است، آن ایام، مبلغ زیادی بود، همه را به سید داد و رفت.
«الغدیر غدیره»
مرحوم حاج حسین شاکری از ملازمان علامه از قول یکی از علمای خوزستان نقل میکرد: در عالم رویا دیدم، صحرای محشر است و هر کس به نفس خویش مشغول است، همگی تشنه بودند و در این بین عدهای از مردم برای رسیدن به آب زلال و گواریی سبقت میگیرند، مردی نورانی و جلیل القدر بر حوض آب، اشراف دارد، به بعضی اجازه نوشیدن آب میدهد و به بعضی اجازه نمیدهد، متوجه شدم حضرت امیرالمومنین (ع) است، پیش رفتم و سلام کردم و اجازه خواستم از این آب بنوشم، حضرت اجازه دادند و قدحی از آن آب گوارا نوشیدم، دیدم علامه امینی تشریف میآورند، امام به استقبال او رفتند و از جایگاه خود به پایین آمدند و با دست خود لیوان پر از آبی به علامه امینی نوشاندند، من در دل خود نسبت به علامه حسادت کردم و از این رفتار علوی متعجب شدم و عرض کردم، یا امیرالمومنین، من هم مانند علامه امینی عمری در تعظیم و ترویج شعائر مذهب زحمت کشیدهام و در نشر معارف شما کوشا بودهام، اما چرا این گونه بین ما تفاوت میگذارید؟ حضرت فرمودند: «الغدیر غدیره».
گفتنی است؛ بامداد شنبه ۱۳ تیر ۱۳۴۹ش، پیکر او از خیابان شاهپور (وحدت اسلامی امروز) تا سه راه بوذرجمهری و از آنجا تا مسجد ارک تشییع شد. افزون بر تهران، در شهرهای بغداد، کاظمین، کربلا و نجف نیز پیکر علامه امینی تشییع شد و پس از طواف دادن بر گرد آستان مقدس علوی به وصیت خود او، در حجرهای از کتابخانه امیرالمؤمنین علی(ع) که خود بنیانگذار آن بود، به خاک سپرده شد.
امینی در وصیتنامهاش خواست کسی را نایب او قرار دهند تا ده سال به کربلا برود. وی همچنین وصیت کرده بود ده سال مجلس عزا در روزهای شهادت فاطمه(س) برگزار کنند.
مشهورترین اثر علامه امینی، الغدیر فی الکتاب والسنة والأدب، کتابی است در اثبات امامت و خلافت بلافصل امام علی(ع) با استناد به واقعه غدیر و بررسی سند و دلالت حدیث غدیر.
عبدالحسین امینی، چهل سال از عمر خود را برای نوشتن این کتاب یازده جلدی صرف کرده و برای بررسی منابع واقعه غدیر، در کتابخانههای عراق، ایران، هند، سوریه و ترکیه، به مطالعه، نسخهبرداری و پژوهش پرداخته است. به گفته سید جعفر شهیدی به نقل از خود امینی، او برای تالیف الغدیر، ده هزار جلد کتاب را از ابتدا تا انتها خوانده است.
جلد اول تا نهم کتاب الغدیر، در سال ۱۳۶۴ق در نجف چاپ شد. تمامی یازده جلد الغدیر، در سال ۱۳۷۲ق در تهران چاپ شد. این کتاب بیست جلد است که تاکنون تنها یازده جلد از آن چاپ شده است.
انتهای پیام/