استاد فاطمی نیا: ریشه کرامت تسلیم است نه عبادت های زیاد + گزارش تصویری
وارث: مراسم شب بیست و هشتم ماه رمضان با سخنرانی استاد فاطمی نیا و مداحی حاج علی انسانی در روضه خانگی برگزار شد.
در ادامه متن سخنان استاد فاطمی نیا را می خوانید:

اسلام دین عقل است
دین ما سوپرمارکت نیست که بتوان بیاییم از قفسه نماز غفیله را برداریم و دروغ و غیبت هم کنیم! نه اگر نماز را برداشتی پس دروغ و غیبت هم نگو. مکه و عمره باید رفت اما انس بالله مهم است. اما پدر جان مادر جان 20 بار به مکه و عمره رفته ای، دفعه ی 21 ام چمدان را بگذار زمین، و به دختر یتیم بده، اگر دادی و بخشیدی انس بالله داری و اگر نبخشیدی انس بالعمره داری!
اسلام دین عقل است. سیدالشهدا علیه السلام شهید شده است تا لباب اسلام را بگوید. قبل از قیام ایشان مردم نماز صبح را دو رکعت می خوانند نه سه رکعت! حضرت قیام نکرد برای اینها! امام علی علیه السلام نیمه های شب کمیل را می برد بیابان و می گوید در دلم علم زیادی است اگر حاملینی پیدا کنم می گویم ، آیا اینها شکیات نماز بوده است؟ ما نمی خواهیم شکیات را دست کم بگیریم، نه، اما باید لباب اسلام را درک کنیم. باید تولد دوباره پیدا کنی تا این لباب را درک کنی!
ممکن است شخصی شب عابد باشد اما روز که می شود زهر مار می شود (وخیلی بداخلاق است) و هیچ کس حق ندارد با ایشان حرف بزند. روزه ماه مهربانی است و باید از قبل هم مهربان تر باشی! من طب نخواندم از نظر طلبگی می گویم شاید روزه بر این شخص ساقط باشد چه کسی گفته تو روزه بگیری و این همه اذیت کنی، چون آقایان پزشکان می گویند کسی که اعصابش ضعیف است روزه مضر است.
در حدیث داریم زینت علم، حلم است. البته حلم چند معنا دارد یک موقع حلم قسیم غضب قرار می گیرد یعنی در مقابل غضب. و یک وقت حلم در مقابل سفه قرار می گیرد یعنی کسی که سفیه است و اوقاتش را ضایع می کند.
اول انقلاب یک نفر آمده بود در مشهد خدمت آیت الله بهاءالدینی و مذاق کمونیستی داشت، شروع کرد به اینکه شما آخوندها نمی گذارید مردم زندگی کنند و... بعد آقا گوش داد و گفت: ناهار پیش ما باش. بعد گفتند: دوستان شما وقتی می آیند پیش ما دودوزه بازی می کنند اما چون تو راستش را گفتی دوست دارم. یکی از اولیا آنجا بود و هاج و واج مانده بود.
علامه جعفری روی یک میزی کار می کرد و با شخص جوانی قرار داشت و تا یک دقیقه به 9 کارش را انجام داد و جوان گفت من جوابم را گرفتم و تمام شد و زیر و رو شد با این کار علامه.
ریشه کرامات تسلیم است
امام علی علیه السلام در خطبه متقین می فرماید: وَ أَمَّا النَّهَارَ فَحُلَمَاءُ عُلَمَاءُ أَبْرَارٌ أَتْقِيَاءُ قَدْ بَرَاهُمُ الْخَوْفُ بَرْيَ الْقِدَاحِ يَنْظُرُ إِلَيْهِمُ النَّاظِرُ فَيَحْسَبُهُمْ مَرْضَى وَ مَا بِالْقَوْمِ مِنْ مَرَضٍ وَ يَقُولُ لَقَدْ خُولِطُوا وَ لَقَدْ خَالَطَهُمْ أَمْرٌ عَظِيمٌ لَا يَرْضَوْنَ مِنْ أَعْمَالِهِمُ الْقَلِيلَ وَ لَا يَسْتَكْثِرُونَ الْكَثِيرَ فَهُمْ لِأَنْفُسِهِمْ مُتَّهِمُونَ وَ مِنْ أَعْمَالِهِمْ مُشْفِقُونَ 1 ؛
صبح که می آید دانشمندان بردبار ، نیکوکاران با تقوا هستند . نیکوکاری می کند و شرایطش را هم دارد و نمی آید که منتی بگذارد. خوف آنها را تراشیده و لاغر شده اند. بیننده به آنها نگاه می کند و فکر می کند آنها مریض هستند در حالی که اصلا مریضی ندارند. ، و مى گويند ديوانه اند، در حالى كه امرى عظيم آنان را بدين حال در آورده. (به طاعت اندك خشنود نمى شوند، و طاعت زياد را زياد ندانند. بنا بر اين خود را به كوتاهى در بندگى متّهم كنند، و از عبادت خود در وحشتند.)
روزی پدرم گفت: پسرم یک وقت اگر بدانم رضایت خدا در این است طناب بخرم که بروم باربری کنم در بازار والله می روم، صاحبان کرامت اینگونه بوده اند. ریشه کرامت را به یادگار از من بشنوید. عزیزان دقت کنید عده ای فکر می کنند صاحبان کرامت با نماز خواندن زیاد، روزه های پی در پی به کرامت می رسند. بله صاحبان کرامت از این کارها انجام می دهند اما ریشه ی کرامتشان آن نیست! ریشه ی کرامت "تسلیم" است. کسی که تسلیم خداست خوابش هم عبادت محسوب می شود.
پدر آیت الله العظمی بهجت به ایشان فرموده بود نمازها را بدون مستحبات بخوان. روزي يكي از دوستانشان ميگويد اينجا (نجف) كه پدرت نيست و اگر مستحبات انجام دهي متوجه نميشود؛ پس چرا انجام نميدهي؟! جواب داده بودند انجام دادن مستحبات خلاف رضايت پدرم است! نمازشان عاری از مستحبات بود اما وقتی 16 سالشان بود هم کرامت داشتند. حالت تسلیم مهم است.
آیت الله بهاءالدینی را برای نماز شب بیدار می کردند ایشان صاحب کرامت بود در حالت تسلیم به انسان همه چیز می دهند. کرامات عامه و خاصه در تسلیم می آید. آقای بهجت کرامات خاصه داشتند و اگر از کرامات عامه اش چیزی لو می رفت خیلی ناراحت می شد و روی زمین می افتاد.
در ادامه حضرت علی علیه السلام می فرماید: بله درست است که چیزی در عقولشان دخالت کرده اما نه آن چیزی که مردم می گویند، بلکه امر عظیم در ذهنشان مخلوط شده وآن خوف و خشیت خداست. از اعمال کم خودشان راضی نیستند. بعضی ها هستند دو رکعت نماز می خوانند منت می گذارند. اعمال کثیرشان را هم زیاد نمی شمارند. آنها دائما در حال متهم ساختن خودشان هستند، متهم به کم کاری و نقص در عبادت و اعمال. از کارهایی هم که انجام داده اند می ترسند و بیخیال نیستند و به دنبال جبران هستند.
معنای تزکیه
تزکیه دو معنا دارد؛ یک معنای حقیقی و یک معنای مجازی دارد که با قرینه در جمله مشخص می شود. در قرآن می فرماید: به تحقیق رستگار شود کسی که نفس را تزکیه کرد که در اینجا به معنای پاک کردن نفس است و گاهی به معنای ادعاست. در سوره قمر می فرماید: خود را تزکیه نفس نکنید یعنی ادعای تزکیه نکنید. این خدا داناتر است به شما. یک معنی هم این است که انسان خود را پاک کند و ادعایی هم نکند.
اگر عبادت جن و انس را هم انجام دهید ولی اخلاق نداشته باشید هیچ چیزی به شما نمی دهند.
در ادامه حضرت علی علیه السلام می فرماید: إِذَا زُكِّيَ أَحَدٌ مِنْهُمْ خَافَ مِمَّا يُقَالُ لَهُ فَيَقُولُ أَنَا أَعْلَمُ بِنَفْسِي مِنْ غَيْرِي وَ رَبِّي أَعْلَمُ بِي مِنِّي بِنَفْسِي اللَّهُمَّ لَا تُؤَاخِذْنِي بِمَا يَقُولُونَ وَ اجْعَلْنِي أَفْضَلَ مِمَّا يَظُنُّونَ وَ اغْفِرْ لِي مَا لَا يَعْلَمُونَ فَمِنْ عَلَامَةِ أَحَدِهِمْ 2 ؛
هرگاه يكى از آنان را تمجيد كنند از آن تمجيد بيم نموده و گويد: من از ديگران به خود آگاهترم، و پروردگارم از خودم به من داناتر است، خداوندا، مرا به آنچه در بارهام گويند مگير، و از آنچه مىپندارند بهتر گردان، و زشتىهايى را كه از من خبر ندارند بر من ببخش.
اگر کسی اینها را تزکیه کند و شروع به تعریف و تمجید از او می کنند و او هم در اخر تبسمی می کند و می گوید: ایشان لطف دارند! یعنی بله این تعریفهایی که می کنند در من هست. این خیلی بد است در سوره ی توبه بخوانید یک عده دوست دارند ستایش شوند به کاری که تا به حال انجام نداده اند. اما اهل تقوا اگر جلوی چشمشان از آنها تعریف کنند می ترسد و می گوید من به نفسم داناتر از غیر خودم هستم و پروردگارم به نفس من آگاه تر است خداوندا با این گفتارها مرا مواخذه نکن یعنی من هم این گفتارها را باور می کنم و فکر می کنم واقعا همین است و مواخذه می شوم.
پی نوشت:
1 و 2- نهج البلاغه، خطبه متقین