حجت الاسلام ادیب یزدی: ورود امام رضا (ع) بزرگترین واقعه تاریخی ایران+ گزارش تصویری

کد خبر: 58297
امام رضا علیه السلام فرمود: اباصلت روزی می رسد که در این زمین و بیابان هزاران نفر از جوانان شیعه ی ما در خون خودشان خواهند غلطید. از آقا پرسیدیم: به چه گناهی؟ حضرت فرمود: به سبب محبت ما اهل بیت (علیهم السلام)

وارث: شام میلاد حضرت علی بن موسی الرضا (ع) با سخنرانی حجت الاسلام ادیب یزدی و مداحی کربلایی محمد حسن فیضی، کربلایی سید محمود علوی، کربلایی پیام کیانی و کربلایی محمد رنگین کمان در هیئت متوسلین به حضرت رقیه(س) برگزار شد.

در ادامه خبر متن سخنرانی حجت الاسلام ادیب یزدی را می خوانید:

حجت الاسلام ادیب یزدی

ورود امام رضا علیه السلام؛ بزرگترین واقعه تاریخی ایران

مسلماً بزرگترین واقعه تاریخ کشور ما تشریف فرمایی امام رضا علیه السلام به این مملکت است. با اینکه کشور ما کشور پُر تحولی است به جهت اینکه در نقطه استراتژیک واقع شده و یک ملت کهن و فرهنگی بسیار عمیق و وسیع دارد. بزرگترین واقعه ی زندگی آقا علی ابن موسی الرضا علیه السلام مهاجرت به ایران بود چون تحولی در زندگی ائمه علیهم السلام رخ داد. در میان ائمه علیهم السلام دو تن از امامان خداحافظی جانگدازی از مرقد پیامبر صلی الله علیه و آله حتی از کعبه داشته اند؛ آقا سیدالشهدا علیه السلام و امام رضا علیه السلام که حدود 141 سال اختلاف زمانی دارند.

مامون عباسی، رجاء بن ابی ضحاک را با حدود دوهزار نفر به مدینه فرستاد و به آنان دستور داد به هر قیمتی شده است حضرت را به مرو ببرند. رجاء بن ابی ضحاک انسان بسیار خبیثی بود و حضرت تا مدتها او را به محشر راه نمی داد چون می دانستند توطئه ای دارند و می خواهند از امام سوء استفاده کنند. در این مدت هم جنایاتی در مدینه انجام دادند. حضرت به او فرمود: اگر نیایم چه می کنی؟ می گوید تمام محله ی بنی هاشم را غرق در خون می کنیم و یک نفر را زنده نگه نمی گذاریم.

امام رضا علیه السلام وقتی می بینند با زور طرف هستند قبول می کنند. آن دو سه روزی که حضرت آماده می شدند تلخترین روزهای بنی هاشم بود چون می دانستند سفری بی بازگشت است. هیچ کدام از ائمه علیهم السلام با میل و رغبت از مدینه خارج نشدند چون مدینه مرکز اسلام بود به جز امیرالمومنین علیه السلام که ماموریت الهی ایشان استقرار در کوفه بود. امام رضا علیه السلام کنار مرقد مطهر پیغمبر صلی الله علیه و اله آمد و گریه ها کردند، حضرت سیدالشهدا علیه السلام هم هنگام خروج از مدینه کنار مرقد ایشان آمدند و گریه ها کردند و حالت کشف به ایشان دست داد. امام معصوم خواب و کشفش با بیداری ایشان هیچ فرقی ندارند، شیطان به هیچ عنوان جرات نزدیک شدن به ساحت مقدس امام معصوم علیه السلام را ندارند لذا توهم، تخیل و شاید و... به ساحت مبارکش راه ندارد آنچه در صفحه ذهن امام علیه السلام نقش می بندند حکم خداست.

مکاشفه  امام حسین و امام رضا (ع)با پیامبر (ص)

کشف حالتی بین خواب و بیداری است که حضرت سیدالشهدا علیه السلام پیغمبر صلی الله علیه و اله را دیدند و حضرت به او فرمودند: چرا گریه می کنی؟ امام حسین علیه السلام فرمود: یا جدا! مرا نیازی به بازگشت به دنیا نیست، مرا هم بگیر و با خودت به خانه‌ات ببر. پیامبر صلی الله علیه و اله می‌فرمود: ای حسین! تو باید به دنیا برگردی تا شهادت روزی‌ات شود و به پاداش عظیم آن برسی. تو، پدرت، برادرت، عمویت و عموی پدرت روز قیامت باهم برانگیخته می‌شوید تا وارد بهشت شوید.

این مکاشفات ظهور مراتب بندگی پروردگار عالمیان است که در حیات حضرت معصومین علیه السلام ظاهر می شود. شبیه همین مکاشفه هم برای امام رضا علیه السلام رخ داد که پیامبر صلی الله علیه و اله فرمود: رضا جان! چرا گریه می کنی؟ برو به سمت فارس. نام اصلی کشور ما فارس است. از زمان پیامبر صلی الله علیه و اله نام ایران "فارس" بوده در نامه ای که حضرت به خسروپرویز نوشته اند فرمودند: از رسول خدا به سمت بزرگ مملکت فارس! و در زمان نوح ساسانی به نام "ایران" برگشت.

سلمان جایگاه عجیبی نزد پیامبر صلی الله علیه و اله پیدا کرد به طوری که حضرت در همان مکاشفه به امام رضا علیه السلام فرمود: به مملکت فارس برو سلمان به گردن ما حق دارد. حضرت با این کلام ملت ایران را تایید فرمود که ملتی قدرشناس و حق شناس اند و حضرت به ایرانی ها اعتماد دارد که به امام رضا علیه السلام می فرماید به ایران برو ما به مردم ایران اعتماد داریم.

مسیر مدینه تا مرو معمولا 10 روزه طول می کشید اما سفر امام رضا علیه السلام 38 روز طول کشید به این جهت که در بعضی شهرها وقوف می کردند. مثلا حدود 5 روز در اهواز ماندند و سه روز هم در نیشابور بودند و...

اتفاقات و کرامات عجیب در سفر امام رضا علیه السلام

از لحظه ای که امام رضا علیه السلام از مدینه خارج شدند دریای کرامات از آقا می بارید و اتفاقات عجیبی می افتاد. حضرت از بیابان نفود به مرو آمدند و طوفان های شن در آنجا زیاد رخ می داد که کاروانهای تجارتی زیر شن دفن می شد. اتفاقا عده ای که همراه آقا بودند گرفتار طوفان شدند و شترهای آنها را باد می برد ولی مرکب امام رضا علیه السلام بدون هیچ ایرادی به مسیرش ادامه می داد. وقتی همراهیان دیدند در حال نابود شدن هستند از حضرت التماس کردند تا آنها را نجات دهد حضرت فقط دست خود را از مرکب بیرون آوردند به حالت امر به زمین و آسمان، بعد از آن همه چیز آرام شد و طوفان قطع شد.

همراهیان امام رضا علیه السلام که همگی از خبیثان و دشمنان بودند اما وقتی به مرو رسیدند همه از فداییان حضرت شده بودند از بس کرامت از ایشان دیده بودند. در بیابان نفود ذخیره آب آنها تمام شد. مرکبها را نگه داشتند تا حضرت وضو بگیرند اطرافیان همه متعجب بودند که ما آب نداریم بنوشیم آن وقت حضرت با آن وضو می گیرد اما از آب وضوی حضرت چشمه ای جوشید که آب گوارایی داشت. آقا وضویشان را گرفتند و به همراهیان اشاره کردند که بیایند استفاده کنند آنها همه آمدند و سیراب شدند و شترها را هم سیراب کردند اما وقتی می خواستند برگردند اثری از چشمه ندیدند. از این کرامات فراوان دیده شد.

اباصلت نقل می کند بین محمره (خرمشهر امروزی) و بصره یک بیابانی به نام جالمیزا (شلمچه) بود که حضرت از مرکبشان پیاده شدند و مقداری پیاده روی کردند و یک نقطه ای را مرکز قرار دادند و مشغول نماز شدند، نمازی پر از گریه و باحالی روحانی و طولانی؛ بعد از نماز حضرت سر به سجده گذاشتند و به شدن اشک می ریختند. از حضرت پرسیدیم: آقا حالتی که در شما دیدیم در طول سفر بی سابقه بوده مگر در این بیابان چه خبر است؟ حضرت فرمود: اباصلت روزی می رسد که در این زمین و بیابان هزاران نفر از جوانان شیعه ی ما در خون خودشان خواهند غلطید. از آقا پرسیدیم: به چه گناهی؟ حضرت فرمود: به سبب محبت ما اهل بیت (علیهم السلام) آنها به محبت ما به میدان می آیند.

حجت الاسلام ادیب یزدی