حجت الاسلام میرباقری: تقوا وسیله رسیدن به فرقان است

کد خبر: 63238
در لغت "فرقان" یعنی وسیله تشخیص مصلحت از مفسده است. فرقان یعنی خصلتی در وجود انسان، که او بر سر دو راهی می تواند حق را از باطل تشخیص دهد. خداوند می فرماید: ای کسانی که ایمان آورده اید اگر تقوا در زندگی تان آمد خدا به شما وسیله تشخیص مصلحت از مفسده را به شما می دهد. تقوا وسیله رسیدن به سرمایه فرقان است.

وارث: عزاداری دهه سوم صفر با سخنرانی حجت الاسلام میرباقری و مداحی حاج محمد نوروزی، کربلایی محسن نوروزی در بیت الحسن(ع) برگزار شد.

در ادامه متن سخنرانی حجت الاسلام میرباقری را می خوانید:

حجت الاسلام میرباقری

"فرقان" سرمایه مهم در زندگی

سخن در آیه 28 سوره انفال راجع به سرمایه مهمی به نام فرقان است که اگر کسی صاحب این سرمایه شد از مهلکه ها در امان است و اگر کسی این سرمایه را نداشت همواره در معرض هلاکت ها خواهد بود.

خداوند در سوره یوسف علیه السلام دو انسان به ما معرفی می کند، یک انسان اینکه به حسب ظاهر همه چیز دارد، قدرت، ثروت و پایگاه اجتماعی دارد اما سرمایه مهم؛ فرقان را ندارد و انسان دیگری را معرفی می کند که به حسب ظاهر سرمایه ای ندارد اما یک سرمایه مهم در زندگی دارد که عبارت از فرقان است.

عاقبت این دو نوع انسان را هم بیان می کنند، انسان اولی که سرمایه فرقان را نداشت به خاک ذلت نشست و آن زلیخا بود و انسان دوم که فرقان داشت به اوج عزت دنیایی و آخرتی رسید و آن حضرت یوسف بود.

در لغت "فرقان" یعنی وسیله تشخیص مصلحت از مفسده است. فرقان یعنی خصلتی در وجود انسان، که او بر سر دو راهی می تواند حق را از باطل تشخیص دهد.

انسان در عصر حاضر با وجودی که خیلی امکانات دارد استرس ها، نگرانی ها و بی خوابی هایش بیشتر شده در حالی که در گذشته آرامشش بیشتر بود، معلوم می شود چیزهایی که به بشر رسیده خوب است اما الزاما باعث سعادتش نشده است. آن چیزی که باعث سعادت او می شود چیزی است که بشر گم کرده و به آن نرسیده و آن وسیله تشخیص حق از باطل است.

چه کرده اند که فرقان به بعضی ها داده شده و به بعضی ها داده نشده؟ در سوره مبارکه انعام آیه 122 می فرماید:

أَ وَ مَنْ كَانَ مَيْتاً فَأَحْيَيْنَاهُ وَ جَعَلْنَا لَهُ نُوراً يَمْشِي بِهِ فِي النَّاسِ كَمَنْ مَثَلُهُ فِي الظُّلُمَاتِ لَيْسَ بِخَارِجٍ مِنْهَا كَذلِكَ زُيِّنَ لِلْكَافِرِينَ مَا كَانُوا يَعْمَلُونَ‏؛

یک عده در این دنیا مرده بودند و ما آنها را احیا کردیم و نوری به آنها دادیم که در پرتو آن نور به مقصد می رسند.

این نوری که خدا به آنها داده و با آن حقایق را می بینند حتما یک رویه ای در زندگی داشته اند که خدا به آنها چنین نوری داده است. آیه شریفه پاسخ این سوال را اینگونه می دهد: يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا إِنْ تَتَّقُوا اللَّهَ يَجْعَلْ لَکُمْ فُرْقاناً 1؛ ای کسانی که ایمان آورده اید اگر تقوا در زندگی تان آمد خدا به شما وسیله تشخیص مصلحت از مفسده را به شما می دهد.

تقوا وسیله رسیدن به فرقان

تقوا وسیله رسیدن به سرمایه فرقان است. انسان برای اینکه بخواهد به سعادت و خوشبختی برسد باید دو رکن اساسی در زندگی اش مراعات شود؛ یکی از آنها این است که بداند چه می خواهد و دوم اینکه بداند چگونه باید به آن برسد و راه رسیدن به آن چیزی که خوب است چیست.

قرآن می فرماید: وَکَذَلِکَ مَکَّنِّا لِیُوسُفَ فِی الأَرْضِ 2؛ ما به یوسف علیه السلام تمکنی دادیم که هر تصرفی که می خواست در زمین می توانست انجام دهد، در اثر یاد خدا، ترک خدا و در اثر اینکه خدا را در زندگی حاضر و ناظر دید.

یاد خداوند دل را جلا می دهد

امیرالمومنین علیه السلام در خطبه 222 فرمایش دارند که خیلی روشن کننده این بحث است و مبتلی به ماست و آثار تربیتی در آن نهفته است. می فرماید:

إِنَّ اللَّهَ سُبْحَانَهُ وَ تَعَالَى جَعَلَ الذِّکْرَ جِلاءً لِلْقُلُو تَسْمَعُ بِهِ بَعْدَ الْوَقْرَةِ ، وَ تُبْصِرُ بِهِ بَعْدَ الْعَشْوَةِ وَ تَنْقَادُ بِهِ بَعْدَ الْمُعَانَدَةِ؛

خداوند برای یاد خودش در زندگی شما یعنی تقوا، یعنی در همه جا خدا را در نظر بگیری. اثر وضعی یاد خدا در زندگی های شما این است که دل هایتان را جلا می دهد.

قدیم ها کارد و چنگال ها را در جای نمناک می گذاشتند و زنگ می زد و آنها را به چاقوتیزکنی می بردند و آنها را سفید می کردند که هم زیبا و هم تیز می شد. خیلی وقت ها دل انسان در جای نمناک قرار می گیرد و آن وقتی است که غفلت سراغ انسان می آید، غفلت همان جای نموری است که دل انسان را دچار زنگ زدگی و آسیب می کند. چه چیزی است که باعث جلای دل می شود؟ هیچ ذکری در زندگی انسان بالاتر از یاد خدا نیست. فلذا در حدیث حضرت فرمود: مرادم از ذکر این نیست که بگویی سبحان الله و الحمدالله و ... اگرچه این هم ذکر است اما مراد از ذکر این است که موقع حلال و حرام حواست به خدا باشد.

اگر چه اذکار هم خوب است و پوسته ای است که انسان را به مغز اصلی برساند، اما مغز نباید فراموش شود و یک وقت در زبان فقط نماند.

شنوایی بعد از ناشنوایی؛ اثر وضعی جلای دل

وقتی دل جلا پیدا کرد اثر پیدا می کند مثل همان چاقویی که بعد از جلادادن کارایی پیدا می کند و تیز می شود. کارایی دل اینجاست، امیرالمومنین علیه السلام می فرماید:

وقتی دلتان با یاد خدا جلا پیدا کرد این سه اثر وضعی به دنبالش می آید: گوش هایت می شنود بعد از اینکه نمی شنید. یعنی کری گوش از بین می رود. خیلی وقت ها انسان را موعظه می کنند اما اصلا متوجه نمی شود. استاد اخلاق از امام حسین علیه السلام بالاتر دارید؟ در مقابل لشکر انها را موعظه کرد اما اصلا نشنیدند.

امام حسین علیه السلام خیلی روان و سلیس صحبت کرد اما اثر نکرد چون ترک یاد خدا سنگینی می آورد. در آن شبی که امام حسین علیه السلام با عمرسعد جلسه گذاشت و به او فرمود: اگر یاری ام کنی و اگر مالت را گرفتند من باغی دارم (حضرت باغی داشت که خیلی ارزشمند بود) به تو می دهم، خانه هم می دهم. حضرت همه را برایش درست کرد اما چرا اثر نکرد؟ چون وقتی یاد خدا از زندگی بیرون برود انسان دچار غفلت می شود و غفلت بیچاره می کند.

بینایی بعد از نابینایی؛ اثر وضعی جلای دل

دومین اثر وضعی جلای دل این است که چشمانت از نابینایی در می آید و حقایق را می بینی. سومین اثر جلای دل این است که دلت که حرف حق را نمی شنید و اهمیت نمی داد خوب می شود و حرف حق را می شنود و پذیرش می کند. اگر حرف ریشه داشته باشد و منطقی باشد انسان می پذیرد.

امیرالمومنین علیه السلام می فرماید: کسی که عاشق چیزی شود گوش و چشمش نمی بیند. یعنی آن دلبستگی نمی گذارد حقایق را ببیند و بشنود.

دل انسان مثل یک ظرفی برای یک چیز است یا خدا یا غیر خدا؛ اگر یاد خدا در دل انسان آمد بقیه چیزها حاشیه می شود. اگر ظرف دل چیزی غیر از یاد خدا بود دیگر گوش نمی شنود و دل پذیرش ندارد چون ظرف پر از غیر خداست. گناه و غفلت مثل گرد و غبار می ماند.

حقایق سرایی است آراسته     هوی و هوس گرد برخاسته

نبینی که جایی که برخاست گرد   نبیند نظر گرچه بیناست مرد

حقیقت در این عالم مثل اتاق و سالن بسیار زیباست و هواهای نفسانی گرد و غباری است که وقتی بلند شد دیگر چیزی دیده نمی شود، چشم نمی بینید گرچه بیناست اما گرد و غبار اجازه دیدن را نمی دهد.

وقتی در روز عاشورا حرف امام حسین علیه السلام را نپذیرفتند حضرت این جمله را فرمود که خیلی خطرناک است و می تواند کار دست هر کسی بدهد نه فقط مردم کوفه، حضرت فرمود: شیطان بر قلبها و دلهای این مردم مسلط و چیره شد و یاد خدا را از زندگی آنها برد. یعنی دل یا جای انسان است یا جای خدا، اگر شیطان آمد دیگر نمی تواند دل جای خدا باشد.

چه شد که مردم کوفه در مقابل امامی مثل سیدالشهدا علیه السلام ایستادند در حالی که او را می شناختند و کرامات و بزرگواری زیادی از او دیده بودند؟ اگر یاد خدا رفت همه اینها در زندگی می آید.

عادی برخورد کردن مردم در هنگام شهادت فرزند پیامبر(ص)

یک آقایی از علمای تهران به نام آیت الله آشیخ مهدی امیرکلاهی بود که در عصر مشروطه طلبه بود، در دورانی بود که شیخ فضل الله نوری را اعدام کردند. ایشان تعریف می کرد: «من در مدرسه مروی درس می خواندم. یک روز بیدار شدم و در مدرسه گشتی زدم اما کسی در مدرسه نبود، بیرون رفتم، مغازه ها بسته بود و کسی در خیابان نبود. کنجکاو شدم که چه اتفاقی افتاده تصمیم گرفتم به خیابان ناصر خسرو بیایم و علت را بپرسم. در بین راه یک جمعیت قابل توجهی را دیدم از آنها پرسیدم چه اتفاقی افتاده که کسی در خیابان و مغازه ها نیستند؟ خیلی طبیعی و عادی جواب دادند که شیخ فضل الله را دار زده بودند رفتیم نگاه کردیم.

من طلبه بودم و مدت های ذهنم درگیر این مساله بود که مگر می شود مردمی نماز بخوانند، حج بروند، زکات بدهند، صدقه بدهند، روزه بگیرند و مسجد بروند و سر از تن فرزند پیغمبرشان جدا کنند؟ برایم قابل هضم نبود. وقتی مردم آنگونه جوابم را دادند فهمیدم می شود جامعه ای مسجد برود و نماز بخواند اما فقیهی را در مقابل چشمانشان دار بزنند و مردم فقط تماشا کنند اگر یاد خدا از جامعه ای بیرون برود چنین می شود.»

این عالم عالم اسباب و مسببات است یعنی بنای خدا بر این است که هیچ کار خدا بی دلیل نباشد، بنا این است که عالم بر اساس و قاعده اداره شود. تشنگی ات با آب خوردن رفع می شود، خوب شدن با دکتر رفتن، برای هر علتی سببی واقع شده است.

محمد بن سنان به امام رضا علیه السلام نامه نوشت و گفت: مردم فکر می کنند علت اینکه خدا بعضی کارها را واجب و حرام کرده برای این است که مردم بنده باشند. حضرت در جواب نوشت: اگر مردم اینگونه فکر می کنند اشتباه است. خدا اگر چیزی را حلال یا حرام کرده به خاطر مفسده و مصلحت آن است. اگر می گوید به نامحرم نگاه نکن چون مفسده دارد می گویم، اگر می گویم دروغ نگو چون جامعه را بی اعتماد می کند می گویم دروغ نگو. هر کاری که به تو گفته ام انجام بده یا نده بدان اثری دارد. مسجد رفتن اثر دارد اما چنین نیست که خلاف را درمان کند، خلاف را باید از راهش درست کند.

پایگاه فرهنگی دشمن در خانه ها خزیده است

خدا فرموده به نامحرم نگاه نکن برای این است که سم مهلکی است که به زندگی آسیب می زند، زندگی را متلاشی می کند، از زندگی ات لذت نمی بری، اگر این مرز شکسته شود طلاق در جامعه بیداد می کند. چرا بعضی ها عاشق همسرشان هستند چون اکتفا به همسرشان کرده اند، مردی که فقط در دنیا زنش را می بیند همیشه به همسرش علاقه دارد و زندگی شان به طلاق نمی کشد وقتی بچه ها این عشق را می بینند می روند ازدواج می کنند و همین گونه رفتار می کنند.

این همه کانال و شبکه های مختلف درست کرده اند برای این است که صرفا ما را سرگرم کنند؟ خیر این برنامه حساب شده است و نتیجه هم گرفته اند. چون ما اجازه ندادیم در کشور پایگاه نظامی داشت هباشند اما پایگاه فرهنگی دشمن در خانه های ما وجود دارد و دشمن خزنده به خانه های ما راه یافته است. شبی که خانواده ها فیلم های آنها را می بینند قبح نسبت به حرام در آنها از بین می رود، غیرت از بین می رود و شوخی های بین نامحرمان برایشان عادی می شود.

حجت الاسلام میرباقری

پی نوشت:


1- سوره مبارکه الأنفال آیه ۲۹.


2- سوره مبارکه يوسف آیه ۲۱.