حجت الاسلام دغانلو:هدف از خلقت انسان،شناخت و پرستش خداوند است

کد خبر: 65816
ما آفریده شدیم تا خدا را بشناسیم و اگر شناخت خداوند منجر به عبادت نشود، این فایده ای ندارد. گاهی ما فراموش میکنیم که مخلوق خداوند هستیم و روزی ما در دست اوست. فراموش میکنیم که خداوند حاضر و ناظر است و اعمال ما را می بیند، انسان از نسی می آید یعنی فراموشکار.

وارث: مراسم بزرگداشت شهید غلامرضا چوبی با سخنرانی حجت الاسلام دغانلو و مداحی کربلایی حسن حسینخانی و کربلایی محمدعلی خادمی برگزار شد.

در ادامه ی خبر متن سخنرانی حجت الاسلام دغانلو را می خوانید:

حجت الاسلام دغانلو:


شناخت اهل بیت علیه السلام 
تنها راه دستیابی به معارف اهل بیت علیه السلام سخنان و روایات معصومین است که متأسفانه ما  با کلام آن ها غریب هستیم و شناخت ما از معصومین محدود شده است به دو ماه محرم و صفر و آنطور که باید و شاید ان بزرگواران را نشناختیم. به بعضی از نوجوانان بگوییم اسم فلان فوتبالیست چیست؟ زندگینامه ی او را برایمان شرح می دهند اما به همین نوجوان شیعه بگوییم: مثلأ درباره امام هادی علیه السلام صحبت کن، چقدر اطلاعات خواهد داشت؟ به نفسمان رجوع کنیم و ببینیم آیا واقعأ حق معصومین این است که ما اینقدر اطلاعات کم داشته باشیم؟ 
اگر خیلی بشناسیم همان جریان حرکت اباعبدالله علیه السلام از مدینه و بعد هم جریان کربلا و... است. 
راه سعادت بشر نزد آل الله است و هر چه خودمان را به آن ها بیشتر نزدیک کنیم و زندگیمان را حول محور زندگی آن ها بچرخانیم و محبتمان به آن ها بیشتر شود، در آخرت زندگی بهتری خواهیم داشت. 
وقتی امام حسین علیه السلام از مدینه حرکت کردند به سمت مکه رفتند و بعد هم روانه شدند به سمت کربلا، چیزی حدود 95 مورد آقا خطبه خواندند یعنی برای مردم منبر رفتند و چقدر از مردم با کلام حضرت برگشتند و با حضرت یکدل شدند، عبدالله جوانی نصرانی بود که فقط چند جمله از حضرت شنید و مسلمان شد و سیزده روز بعد هم به کربلا آمد و شهید شد. اثر کلام اهل بیت علیه السلام این است که مسیر زندگی انسان را عوض میکند و راه را به ما نشان می دهد. 

هدف از خلقت انسان شناخت و پرستش خداوند است
علت خلقت انسان سوالی است که بارها در طول زندگی برای انسان تکرار می شود. اگر هدف از خلقت انسان خوردن و خوابیدن بود که این کار را حیوانات هم انجام می دهند، اگر هدف این بود که ما بخوریم و بخوابیم و استراحت بکنیم پس چرا خداوند به ما گفت: اشرف مخلوقات؟ رتبه ی انسان از همه بالاتر است. 
امام حسین (عليه السّلام‌) در خطبه‌ ای به اصحاب‌ خود فرمودند:
«أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّ اللهَ جَلَّ ذِكْرُهُ مَا خَلَقَ الْعِبَادَ إِلَّا لِيَعْرِفُوهُ فَإِذَا عَرَفُوهُ عَبَدُوهُ فَإِذَا عَبَدُوهُ اسْتَغْنَوْا بِعِبَادَتِهِ عَنْ عِبَادَةِ مَنْ سِوَاهُ. فَقَالَ لَهُ رَجُلٌ يَا ابْنَ رَسُولِ اللهِ بِأَبِي أَنْتَ وَ أُمِّي، فَمَا مَعْرِفَةُ اللهِ؟ قَالَ مَعْرِفَةُ أَهْلِ كُلِّ زَمَانٍ إِمَامَهُمُ الَّذِي يَجِبُ عَلَيْهِمْ طَاعَتُه»‏.(1)
«اي‌ مردم‌! بدرستي كه‌ خداوند خلق‌ خود را نيافريده‌ است‌، مگر از براي‌ آنكه‌ به‌ او معرفت‌ و شناسائي‌ پيدا كنند. پس‌ زماني كه‌ او را بشناسند، در مقام‌ بندگي‌ و عبوديّت‌ او برمي‌آيند؛ و به‌ واسطه‌ عبادت‌ و بندگي‌ او از عبادت‌ و بندگي‌ غير او بی نیاز مي‌گردند.
در اين حال‌ مردي‌ گفت‌: اي‌ پسر رسول‌ خدا! معرفت‌ خداوند عزّوجلّ چيست‌؟
حضرت‌ فرمود: معرفت‌ و شناخت‌ اهل‌ هر زمان‌، یعنی شناخت امامشان كه‌ اطاعت‌ و پيروی از او برای آنها واجب‌ شده است‌.»
قرآن می فرماید:  وَ ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلاَّ لِيَعْبُدُونِ  و جنّ و انس را نيافريدم جز براى آنكه مرا بپرستند.
امام صادق علیه السلام می فرمایند: عبادت حقیقی این است که انسان خدا را بشناسد. اگر به اطراف خود خوب دقت بکنیم حتی ذرات عالم هم می تواند به انسان درس توحید بدهد، گاهی اوقات همین موجودات برای انسان درس می شوند که اگر ما نگاه بکنیم به این نظمی که در عالم هستی جریان دارد و هر کدام از مخلوقات را نگاه بکنیم می بینیم خداوند چقدر بزرگ است.
اکثر پروفسور هایی که مدارج علمی بالایی را طی کردند در آخر عمر می گویند: بعید است که این عالم بر اثر یک اتفاق به وجود امده باشد و یقینأ یک خالقی دارد و خیلی ها بودند که دین نداشتند ولی درنهایت انسان های موحدی شدند چرا که به اطراف خود خوب نگاه کردند. 

داستان عصای حضرت موسی(ع) و غذاى كرم در دل سنگ
حضرت موسی علیه السلام از قریه ای رد می شد که در شهری اتراق کرد و خواست یک شب در آنجا بماند، سر شب مردی به خدمت حضرت رفت و گفت کار من نانوایی است و امشب آمدم حکمت جریانی را از شما بپرسم، سنگی که روی آن نان می پختم شکست و سنگ دیگری را خریدم وجای ان گذاشتم از همان جنس قبلی اما هرچقدر آتش به زیر سنگ می گذارم این سنگ داغ نمی شود، علت چیست؟ حضرت موسی علیه السلام به نانوایی رفت و چند لحظه ای تأمل کرد و خداوند به دل او انداخت که حکمت آن در دل سنگ است، عصای خود را به این سنگ بزن، سنگ که شکافت حکمت را متوجه خواهید شد و هم شما هم نانوا و تمام اهل قریه درس خواهند گرفت.
حضرت موسی علیه السلام عصایش را به سنگ زد و سنگ شکافت و دیدند کرمی داخل سنگ است. پرده هاى حجاب از گوش حضرت موسى كنار رفت و شنيد آن كرم مى گويد:
سبحان من يرانى و يسمع كلامى و يعرف مكانى و يد كرنى و لاينسانى .
پاك و منزه است آن خداوندى كه مرا مى بيند و سخن مرا مى شنود، و به جايگاه من آگاه است و بياد من هست و مرا فراموش نمى كند.
به اين ترتيب ، موسى علیه السلام دريافت ، كه خداوند عهده دار رزق و روزى بندگان است و با توكل بر او كارها سامان مى يابد.
گاهی اوقات همین یک کرم می تواند استاد توحید باشد.

داستان مرحوم نخودکی
گاهی ما فراموش میکنیم که مخلوق خداوند هستیم و روزی ما در دست اوست. فراموش میکنیم که خداوند حاضر و ناظر است و اعمال ما را می بیند، انسان از نسی می آید یعنی فراموشکار.
الم یعلم بان الله یری3 آیا نمی دانست که خدا او را می بیند؟ 
در اکثر فروشگاه ها می بینیم که نوشته شده است این مکان مجهز به دوربین مدار بسته است، در این صورت دیگر دزدی وارد آنجا نمی شود اگر ما هم اعتمادمان به اندازه ی آن دزد بود به ان نوشته الان وضعیت ما اینگونه نبود چرا که او اعتقاد دارد که در این فروشگاه او را می بینند. ما اگر ایمان داشتیم که خدا ما را نگاه می کند ولله سمت خطا نمی رفتیم. 
ما آفریده شدیم تا خدا را بشناسیم و اگر شناخت خداوند منجر به عبادت نشود، این فایده ای ندارد. 
نقل می کنند، مرحوم نخودکی در بعضی از شب های سرد زمستان به صحن امام رضا علیه السلام می آمد و در سرمایی که نیم متر برف امده بود می نشست و عبای خود را به سرش می کشید و مشغول عبادت می شد، به او گفتند: ما جوان هستیم و تحمل این سرما را نداریم، چطور شما چند ساعت در اینجا می نشینید و ذکر خدا را می گویید؟ میگوید: شیخ دست مرا گرفت و به زیر عبای خود برد و دیدم زیر عبا مثل کوره گرم است، شیخ رو کرد به من و گفت: ان ذکر خدایی که نتواند انسان را گرم کند ذکر خدا نیست. من خدایی را می پرستم که تمام امورم را به او محول کردم، جوری باید خدا را عبادت کرد که از غیر خدا بریده شویم. البته که خداوند می خواهد کارش را انجام دهد با اسبابش این کار را می کند.


حجت الاسلام دغانلو:

پی نوشت: 
1- علل الشرایع، شیخ صدوق، ج1 ص9
2- سوره ذاریات آیه 56
3- سوره علق ایه 14