استاد انصاریان: تا جهان برپاست خدا آمرزنده است+گزارش تصویری
در ادامه متن سخنان استاد انصاریان را می خوانید:

وضع انسان به خصوص در رابطه با گناهان و خطاها در دنیا با پروردگار عالم با وضع او در قیامت تفاوت دارد. در دنیا اراده خدا تعلق گرفته که هیچ دری به روی گنه کاری نبندد تا گنه کار مهلت جبران و اصلاح گری داشته باشد و نسبت به مس وجودش مهلت طلاکاری داشته باشد. لذا در آیات قرآن می بینید هر گنه کاری با هر گناهی که در مقام توبه و اصلاح برآمد پذیرفته شد. حال اگر در زمان انبیاء بود، خدا به آنها اطلاع می داد که گناه آنها را پذیرفته است. خداوند در کنار وعده اش فرموده: بنده ی من اهل تخلف نیستم واگر وعده ی بخشش دادم حتما می بخشم.
حال اگر گنه کاری الان توبه کند دیگر نمی پرسد آیا مارا بخشیده اند؟ در حالی که قبلا در قرآن بیان شده که می بخشد. گنه کار حق ندارد آبرویش را نزد آخوند و منبر بریزد و بگوید من این گناه را انجام داده ام. اما اگر جرم ها ادامه پیدا کند و وصل به مرگ شود تمام درها بسته می شود و مهلت توبه پایان پیدا کرده و گنه کار در قیامت وضعش با دنیا فرق خواهد داشت.
در اخرت یک پیغام به گنه کار حرفه ای می دهد که اینجا عذرخواهی و پشیمانی فایده ای ندارد. همه ی بخشش ها برای دنیا بود، یکی از مزایای دنیا مهلت برای گنه کار است، هیچ پیغمبری هم ماموریت نداشت گنه کار را براند. بلکه باید گنه کار را بپذیرد و به او محبت کند و از طرف خدا نوید بهشت و مغفرت بدهد، چون بندگان ضعیف هستند و خدا هم با آنها جنگ ندارد و گاهی اسیر غفلت و شهوات می شوند.
از قول گنه کاران که یکی از آنها خودم هستم به خوبان بگویم، کسانی که در باطن خودشان برای خودشان موقعیتی قائل هستند، خودشان را پاک و اهل نجات می دانند: متاب ای پارسا روی از گنه کار، با من گنه کار تلخی نکن، دشنه و چوب خرجم نکن، به بخشایندگی در وی نظر کن چون خود خدا هم به بخشایندگی به ما نظر می کند مگر تو از خدا بالاتر هستی؟ مالک من کسی دیگر است و خودش گفته گناهان را می بخشد به تو چه که من را پست می کنی؟ شخصیت من گنه کار را خرد می کنی؟
این روایت عجیب را یک آدم پارسا و زاهد به یک گنه کار گفت: به خدا سوگند خدا تو را نمی بخشد. خدا به پیغمبر زمان گفت برو به او بگو آن گنه کار را آمرزیدم اما تو را نمی بخشم برای چه بنده ی مرا ناراحت کردی؟ گناه مرا مرتکب شده نان خور من است تو این وسط چه کاره هستی؟ گنه کار را تحقیر نکن و فحشش نده.
متاب، ای پارسا، روی از گنهکار
ببخشایندگی در وی نظر کن
اگر من ناجوانمردم به کردار
تو بر من چون جوانمردان گذر کن
خدا غافرالذنب است
آیات راجع به توبه در قران بهت آور است. مثلا در سوره غافر می فرماید: غَافِرِ الذَّنْبِ وَقَابِلِ التَّوْبِ شَدِيدِ الْعِقَابِ ذِي الطَّوْلِ1؛ بنده من، من را بشناس، اصلا نگران نباش، غافر اسم فاعل است یعنی گناه کار، اسم فاعل مثل مضارع است و دلالت بر دوام و استمرار دارد یعنی گنه کاران همین امروز آمرزنده هستم، فردا و ... تا جهان برپاست من آمرزنده هستم، یعنی بخشش خدا دائم است و این باران بخشش ادامه دارد.
دومی هم می فرماید: وَقَابِلِ التَّوْب؛ یعنی هر وقت بیایی توبه کنی می پذیرم، می خواهی جوان یا پیر باشی، مرد یا زن باشی، چهل سال یادت رفته توبه کنی؟ عیب ندارد الان بیا. بالاتر از این اگر به تو می گفتند بیا توبه کن، شانه بالا می انداختی و رها می کردی، اما الان می بینی ضعیف شدی و فکر می کنی چند روز بعد تابوت در خانه ات می آورند عیبی ندارد بیا توبه کن.
اگر خدا نمیخواسته ببخشد برای چه این دو کلمه را در قران آورده؟ چه دلیلی دارد خدا گنه کار را نبخشد؟ مثلا شخص چندین سال گناه کرده همین که گریه ها را ببیند میگوید: خدایا سی سال است اشتباه کرده ام دیگر این کارها را نمیکنم؛ همین اقرارش توبه است و خدا می پذیرد. هر شنونده ای که گنه کار است به پروردگارش یقین کند، به َقَابِلِ التَّوْبِ و غَافِرِ الذَّنْبِ بودن خدا یقین کند.
شخصی به امام صادق علیه السلام عرض کرد: چه کنم بار گناهم سنگین است. حضرت به او فرمود: تو را گول زده اند؟ یعنی رحمت و قدرت خدا محدود است؟ هر کاری کردی الان نزد من آمدی یعنی پشیمان هستی، پرونده ات پاک است برو!
بخشش حتی برای اصحاب جمل
روایات عموما در این آیات وارد است که خدا فرمود: هر که را بخواهم می بخشم. این روایت سند دارد و در مهم ترین کتاب هم نقل شده است. در محضر امام رضا علیه السلام صحبت از جنگ جمل شد. جمل را برایتان معنی کنم یعنی چندهزار نفر شمشیر کشیدند به قصد قطعی کشتن امیرالمومنین علیه السلام. اهل سنت در کتاب کنزالعمال نقل کرده اند: پیغمبر صلی الله علیه و آله فرمود: اگر کل زمین و آسمان را در یک کفه بگذارند و ایمان علی را درکفه دیگر با هم برابری می کند؛ کشتن چنین آدمی چقدر گناه دارد؟ یعنی به اندازه بار کل عالم کشتن و نیت کشتن علی علیه اللام سنگین است.
امام معصوم میزان و معیار خداست. شخصی عصبانی شد و فریاد کشید: ای اهل جمل خدا زن و مردتان را گرفتار لعنت شخص خودش کند. حضرت رضا علیه السلام فرمود: بگو مگر انهایی که توبه کرده اند چرا همه را می گویی؟ آن شخص پرسید: مگر کشتن علی علیه السلام توبه دارد؟ حضرت فرمود: بله درب باز است آنهایی که توبه کرده اند را سوا کن! خدایا از تو ماتمان برد!
یک نفر مست بود و به اشتباه خیال کرد مسجد خانه اش است و تا دم محراب مسجد آمد و بیهوش روی زمین افتاد. نسیم صبح صادق زد و کم کم به هوش امد و فهمید اشتباه آمده، خادم به مسجد آمد و دید او مست است لگدی به او زد اما مرد مست گفت: خادم لگد دوم را نزن اینجا خانه ی تو نیست، خانه ی کسی است که من را خلق کرده.
لبیک یا عبدی!
خدا به همه چیز عالم است اما گاهی با فرشتگانش حرف زده و انبیا به ما رسانده اند حرفهای محبتی است وگرنه خدا عالم است. عبد دو دستش را به طرف خدا می گیرد اما عبد گنه کار است و ناله می زند ومیگوید: یا رب. فرشتگان جلوی صدایش را می گیرند تا جلوتر نرود و صدایش را حبس می کنند بنده چندین بار می گوید یا رب. پروردگار به فرشتگان می گوید: تا کی می خواهید جلوی صدای او را بگیرید مستقیم با خودش حرف می زنم لبیک عبدی! لبیک عبدی! لبیک عبدی! چه شده؟ چند بار مرا صدازدی؟ من هم همان قدر صدایت می زنم.
هر کس در کشور صدای مرا می شنود چند لحظه بین خودتان و خدا را خلوت کنید ببینید صدای خدا می آید یا نه؟ لبیک یا عبدی!
یک عرب نزد پیامبر صلی الله علیه و آله آمد و گفت: متولی حسابرسی در قیامت کیست؟ حضرت فرمود: خدا. مرد خنده ای کرد و گفت: خدا کریم است کریم ضعیف و له نمی کند. کریم ضعیف را نمی کوبد. کریم پرونده را که نگاه می کند و می بیند بنده ضعیف و مستکین است و می گوید با او مسامحه کنم و به او سخت نگیرم. حضرت رو به جمعیت کرد و فرمود: خیلی خوب فهمید که خدا کیست و با ما چه معامله ای خواهد کرد.
این را از آدم ها موثق شنیده ام مرحوم حجت الله شفتی که در اصفهان مسجد سید را ساخته، مردم اصفهان نیمه شب پشت دیوار خانه اش می نشستند تا او نماز شب بخواند و مردم گریه کنند، در نماز شب دیوانه می شد و می خواست جان بدهد. یک بار در خیابان عبور میکرد: لاتی به اورسید و گفت: میگویند تو اعلم علمای شیعه هستی سه سوال از تو می پرسم جواب بده. در شب معراج خدا جوری که ملائک نشنود به پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود، آن چه بود؟ سید فرمود: خودت گفته ای خدا گفته نگو من نمی دانم. آن مرد لات گفت: خدا به حضرت گفت آخرش همه ی بنده ها را می آمرزم به آنها نگو. سید گوشه ای نشست و گریه کرد.
پی نوشت:
1- سوره غافر آیه 3.