سوره یوسف(ع)؛ نمایش دیدگاه قرآن درباره شخصیت و عمل
دبیر گروه تفسیر جامعة الزهراء(س) در یادداشتی ضمن تبیین شخصیتشناسی شخصیتهای داستان یوسف(ع) تاکید کرد: شاید بتوان سوره مبارکه یوسف را نمایش دیدگاه قرآن درباره رابطه میان شخصیت و عمل دانست.
وارث: شیواترین و رساترین ابزار بیان و انتقال مفاهیم مورد نظر الهی در همه کتب آسمانی به ویژه قرآن، روایت و به تصویر کشیدن وقایع در قالب قصه است. از نظر روش بیان، قصههای قرآن دارای ویژگیهایی همچون دارای تِم بودن همه یا اغلب قصهها در مقدمه، داشتن مقدمهای کوتاه، بحران و گره و نقطه اوج و نیز پایان، نتیجه و پیام است.
برای مثال در سوره مبارکه یوسف، خواب آن حضرت و خطری که ایشان را تهدید میکرد به عنوان «تم قصه»، حاکی از مقام بلند یوسف علیهالسلام، بلندنظر بودن پدرش و حسادت برادران آن حضرت و بقیه داستان، توضیح این عناصر یا به عبارتی «تم» است. توطئه برادران در به چاه انداختن آن حضرت و سپس فروختن ایشان به کاروانیان را میتوان به عنوان بحران اول این قصه در نظر گرفت؛ زیرا سرنوشت آن حضرت از همین نقطه است که تغییر میکند. مبارزه با همسر عزیز مصر و به زندان افتادن آن حضرت را نیز میتوان به عنوان بحران دوم و به دربار رفتن پس از آزادی از زندان را میتوان بحران سوم دانست. شاید اوج قصه نیز در همین نقطه باشد.
شاید بتوان سوره مبارکه یوسف را نمایش دیدگاه قرآن درباره رابطه میان شخصیت و عمل دانست؛ بدین معنا که هر کسی باید رشتهای از آزمایشها را پشت سر نهد و موفقیت یا ناکامی در یک مبارزه اخلاقی، حاصل گزینشهای اختیاری است که در مواجهه با وقایع خارجی به منصه ظهور میرسد. حدود ۱۰۰ آیه از این سوره مبارکه، سالهای زیادی از قصه را درون خود جمع کرده و صحنهها و شخصیتهای گوناگونی را به شکل شگفتانگیز و در طرحی جالب در خود جای داده است. یوسف علیهالسلام در کودکی شخصیتی فروتن، محجوب و مؤدب است که هنگام تعریف خواب برای پدرش، او را با واژه «یا أبت» مورد خطاب قرار میدهد (یوسف/ ۴) و در تعریف خواب نیز، به خاطر احترام ذکر پدر و مادرش را به تأخیر میاندازد و خورشید و ماه (پدر و مادرش) را پس از ستارگان (برادرانش) ذکر میکند.
شخصیتی محبوب
او شخصیتی با استعداد و توانمند است که مورد حسادت برادرانش قرار میگیرد، تا جایی که برادران علیه او دسیسه میکنند. او حتی محبت عزیز مصر را نیز به سوی خود جذب میکند، آنگونه که عزیز به همسرش سفارش میکند او را گرامی بدارد؛ زیرا میتوانند او را به فرزندی بپذیرند و یا از او خیر و منفعت بسیاری به دست آوردند. یوسف علیهالسلام ضمن آنکه معبّر بزرگی است و خوابها را به خوبی تأویل و تفسیر میکند، عقایدش را نیز جدی میگیرد و آنها را به صراحت بیان و تبلیغ میکند. او عالمی تیزهوش است و شیوه بیان باورهای دینیاش نیز حکایتگر هوش و نبوغ اوست؛ زیرا به دو همبند زندانیاش وعده میدهد که قبل از رسیدن وعده غذاییشان تعبیر خوابهایشان را خواهد گفت. یوسف علیهالسلام انسانی هوشیار و باهوش است. وقتی در شرایط سختی که همسر عزیز برایش رقم زده بود، قرار میگیرد؛ از آن میگریزد و هنگامی که با عزیز مصر روبهرو میشود، با شجاعت و جسارت و صداقت هر چه تمامتر خود را از تهمت خیانت به عزیز تبرئه میکند و پیراهنش که از پشت پاره شده و گواهی یکی از بستگان همسر عزیز نیز سخنان او را تأیید میکند.
شخصیت یوسف علیهالسلام وجهه دیگری نیز دارد؛ او انسانی ستمدیده و مظلوم است که از یک سو برادرانش علیه وی توطئه و دسیسه کردهاند و از سوی دیگر همسر عزیز و زنان مصر. او در تمام زندگیاش ابتلائات و سختیهای فراوانی را پشت سر مینهد، اما در همه این حالات ایمان به خدا را برای لحظهای از دست نمیدهد، همواره صابر و شکرگزار خداوند است و ایمان و توکلش به خدا سبب میشود هوای نفسش نتواند بر او غلبه کند. او نیکوکاری است که مردم را به خداپرستی و هر چه خیر و نیکی است، دعوت میکند. هیچگاه لب به دروغ باز نمیکند، آنگونه که او را یوسف صدیق نام مینهند. همسر عزیز و زنان مصر نیز ضمن اعتراف به گناه خویش، پاکدامنی و صداقت او را تأیید میکنند.
او انسانی حکیم است؛ وقتی برادرانش به مصر میآیند، خودش را به آنها معرفی نمیکند (یوسف/ ۵۸). در عوض برای پایان دادن به این فراق و جدایی و نیز توبه برادرانش که تا آن زمان هنوز موفق به توبه نشده بودند، بی آنکه حساسیت آنان را برانگیزد از حسب و نسب آنان سؤال میکند و وقتی برادران به وجود برادر کوچکتری که نزد پدر پیرشان مانده اشاره میکنند، با طرح نقشهای به آنان میگوید در سفر بعد آن برادر را همراه خود بیاورند تا سهم بیشتری از گندم را دریافت کنند و سپس آنان را تهدید میکند که اگر برادر خویش را همراه نیاورند، هیچ گندمی به آنان نخواهد داد. این تهدید از این روست که آنان را ترغیب کند تا به طور حتم برادر خویش را به مصر بیاورند. برای ترغیب و تشویق بیشتر نیز سرمایهای را که آنان برای تهیه گندم با خود آورده بودند، در میان بارهایشان قرار میدهد.
ویژگیهای حضرت یعقوب علیهالسلام
حضرت یعقوب علیهالسلام دارای شخصیتی قوی، ایمانی عمیق و اعتماد مطلق به خداوند است که در سختیها و مصائب متزلزل نمیشود. او فردی آینده نگر و تسلیم در برابر اراده الهی است؛ اگرچه از رؤیای یوسف علیهالسلام نشانههای بلندی مرتبه و جایگاه او را در آینده دریافته، اما فرزندانش را از مکر و وساوس شیطانی در امان نمیبیند (یوسف/ ۵). از همین روست که در جایگاههای مختلف جوانب احتیاط را در نظر میگیرد. یعقوب علیهالسلام شخصیتی تیزبین و در عین حال بسیار پر احساس است، تا آنجا که در فقدان یوسف علیهالسلام چنان دچار ضعف بینایی میشود که دیگر از دور چیزی را نمیبیند و وقتی پیراهن یوسف علیهالسلام را برایش میآورند، بوی آن را از فرسنگها فاصله استشمام میکند.
شخصیت برادارن یوسف
قرآن نامی از برادران یوسف علیهالسلام نمیبرد و هنگام ذکر آنها و کارهایشان همچون یک شخصیت واحد با آنها معامله میکند. آنها در همه کارها به صورت مشترک با همدیگر عمل میکنند؛ درباره یوسف علیهالسلام و محبت بیش از اندازه پدرشان به او با هم سخن میگویند، درباره راهحل این قضیه نیز با هم مشورت میکنند، با هم تصمیم میگیرند و با هم نیز آن را اجرایی میکنند؛ حتی هنگام بازگشت نزد پدرشان نیز با هم میآیند و ماجرای پیشساخته را بیان میکنند. آنان اگرچه فرزندان نبی خدا هستند، اما شخصیتی عجیب و رفتار و کرداری ناپسند دارند. آنان به داشتن قدرت بازو و اداره کردن امور زندگی پدرشان مباهات میکنند و این غرور مانع از آن میشود که نوع و جنس محبت یعقوب علیهالسلام به یوسف علیهالسلام را دریابند. قرآن آنان را افرادی بدون آگاهی از اهداف خدا معرفی میکند (یوسف/ ۱۵) که سبب جهل و رفتار بیملاحظهشان میشود. آنان حتی اندکی نیز خلاقیت ندارند؛ زیرا وقتی بدون یوسف علیهالسلام از صحرا باز میگردند برای عدم همراهی یوسف علیهالسلام با آنها، به همان چیزی استناد میکنند که یعقوب علیهالسلام از آن نگران بود و میگویند یوسف علیهالسلام را گرگ خورد. به طور کلی میتوان گفت: برادران یوسف علیهالسلام، انسانهایی منفینگر بودهاند. وقتی یوسف علیهالسلام آنها را تهدید میکند که در صورت نیاوردن برادر کوچکتر، دیگر به آنان سهمی از گندم نخواهد داد، به محض بازگشت و دیدار پدر، اولین سخنی که بر زبان جاری میکنند، ممنوعیت ورودشان به مصر و دریافت سهمی از گندم است.
شخصیت همسر عزیز مصر
بنا بر آنچه آیات به طور مجمل از او بیان میکنند، او زنی است ثروتمند و در محیطی که بویی از خداپرستی در آن نیست، در میان نعمت فراوان و رفاه و آسایش غرق است. در قصرش جوانی زیبارو، اما خداپرست است که لحظه به لحظه بزرگ شدنش را به چشم دیده است. او میکوشد نظر یوسف علیهالسلام را به سوی خود جلب کند، اما یوسف علیهالسلام هیچ توجهی به او ندارد. با فراهم شدن فرصتی مناسب، با جسارت، از یوسف علیهالسلام درخواستی ناپسند میکند و وقتی یوسف علیهالسلام از این کار سر باز میزند، به هنگام مقابله با عزیز مصر، نوک پیکان تهمت را به سوی یوسف علیهالسلام میگیرد. از محتوای آیات قرآن بر میآید که وی اعتماد به نفس بسیار بالا و خویی پرخاشگرانه دارد و آن را در مقابل یوسف علیهالسلام هنگام رد خواستهاش در میهمانیای که در قصرش بر پا میکند و یوسف علیهالسلام را به آنان نشان میدهد و با تهدید یوسف علیهالسلام به زندان، به راحتی این خصلت را به نمایش میگذارد (یوسف/ ۳۲). او زنی سلطهجوست و اداره امور خانهاش به طور کامل در دست اوست؛ زیرا وقتی در اغوای یوسف علیهالسلام ناکام میشود، یوسف علیهالسلام را به زندان تهدید میکند و پس از چندی نیز وقتی زمزمههای رسواییاش توسط زنان در شهر بیشتر میشود و یوسف علیهالسلام نیز همچنان از پذیرش درخواست او امتناع میورزد، او را بیگناه و حداقل برای چندی به زندان میاندازد.
شخصیت عزیز مصر
عزیز مصر از دیگر شخصیتهای حاضر در این داستان است که اگرچه در آیات اشاره زیادی به او نشده است، اما چهره مثبتی از او به نمایش گذاشته میشود. قرآن تنها در دو صحنه از وی نام برده است (یوسف/ ۲۱، ۲۸ و ۲۹). او مرد ثروتمندی است که اگرچه دارای خدمتکاران، غلامان و کنیزان بسیاری است، اما در بازار بردهفروشان یوسف علیهالسلام را از کاروانیانی که او را به مصر آوردهاند، میخرد. او مردی با فراست است؛ زیرا هنگام خرید یوسف علیهالسلام از وجنات وی و رفتار و کردارش در مییابد که از خانواده اصیلی است.
او مردی متفکر است و در بین دو راهی که بیان کرده است، دریافت منفعت از وجود یوسف علیهالسلام و نگهداری او به عنوان غلام و نگهداری او به عنوان فرزند گزینه اول بر میگزیند؛ زیرا با کسب منفعت از او میتوانند وی را به فرزندی نیز قبول کنند. وی مردی حکیم و عادل است؛ زیرا وقتی میتواند یوسف علیهالسلام را که در حقیقت به عنوان بردهای در خانهاش است، متهم کند، سخنان وی را میشنود و شهادت شاهد را میپذیرد و به درستی قضاوت میکند. وقتی در مقابل اتاق همسرش با آن صحنه روبهرو میشود، قضاوتی صحیح انجام میدهد.