شعر/خبرنگار داغ خورشید...
این غزل کوتاه، در روزهای اول بحران سوریه که تروریستها تا قلب دمشق نفوذ کرده بودند، با عبور از زیر رگبار تکفیریها و ورود به حرم مطهر بزرگبانوی صبر و مقاومت، حضرت زینب «سلامالله علیها» سروده شد.
وارث:

کوهی از جنس غم و درد، در اینجا خفته است
آسـمـانی چـو افـق زرد، در اینجا خفته است
عطشآلود لبی، سوختهجانی بیتاب
کمری خمشده از درد، در اینجا خفته است
گُلی از شرم و حيا سـرخ ولی پژمرده
با خس و خار هماورد، در اینجا خفته است
دلی از صبر، ولی ساخته با سوز و گداز
يک جهان شعلهٔ دلسرد، در اینجا خفته است
ابری آکنده ز باران، دلی آغشته به خون
شبنمی بر رخ پُر گَرد، در اینجا خفته است
خنجرِ حنجر و شمشـيرِ زبان آهخته
به خدا شيرزنی مرد، در اینجا خفته است
آنکه از داغیِ خورشيد در اين شام سياه
خبـری داغتر آورد در اینجا خفته اسـت
حامد شيخپور