من جای خلوتی می خواستم که تو من را فقط درحال بندگی خودت ببینی
وارث: مراسم شهادت حضرت موسی بن جعفر علیه السلام با سخنرانی حجت الاسلام علوی تهرانی و مناجات خوانی حاج مهدی سماواتی و مداحی کربلایی حسین رجبیه در حسینیه آیت الله حق شناس (ره)برگزار شد.

امام باقر علیه السلام هم می فرمایند چهار خصلت است که اگر در فردی باشد، اسلامش کامل است، بهشت در ایمانش کمکش می کند، گناهانش از بین می رود و خدا را ملاقات می کند در حالی که خدا از او راضی است، گرچه تمام وجودش آلوده گناه باشد.
این احادیث و روایات جلوه ای از رحمت الهی است که خداوند در سوره زمر آیه 53 می فرمایند: بنده های من که در گناه زیاده روی کردید، از رحمت خدا مایوس نشوید.
رحمت خداوند چنان است که اگر بخواهد شامل حال کسی بشود، بی اندازه است، چون خدا بی نهایت است، رحمتش هم بی نهایت است.
راه های بخشش خداوند با هم متفاوت است. یکی از ان راه ها توبه است. کسی که گناهی از او سر میزند توبه را به 6شرط آن انجام دهد.
گاهی راه بخشش از گناه غفران است. غفران یک مرحه بالا تر از توبه است. در سوره نسا آبه 48 خداوند آمده است: خدا گناه شرک را نمی بخشد، اما غیر از آن هر گناهی برای هر کسی باشد می بخشد.
کسانی که میخواهند شامل غفران الهی شوند باید خصوصیاتی داشته باشند که یکی از آن ها این است که مشرک نباشند.
یکی دیگر از راه های بخشش از گناهان تکفیر است، در سوره نسا آیه 31 می فرماید: اگر شما از گناهان کبیره اجتناب کنید ما سیئات شما ار پاک میکنیم. این قاعده تکفیر است.
یکی از راه های بخشش خداوند لوح محو و اثبات است: در سوره رعد آیه 39 می فرماید: گناه کرده، در قیامت می بیند در پرونده اعمالش چیزی نیست، خداوند آن را محو کرده و برای بعضی مینویسد چون صحیفه اعمال هر انسان دست خداست اینکه کسی شامل این مرحله بشود هم قاعده ای دارد.
راه دیگر بخشش ابتلا به سختی هاست، امام علی علیه السلام می فرمایند: اگر خداوند بنده ای را به مسئله ای مبتلا کرد، به اندازه وسعت آن ابتلا خداوند گناهان شخص را می بخشد، البته اگر بتوانیم ان ابتلا را به خدا نسبت دهیم، 99 درصد ابتلا ها به خداوند ربطی ندارد.
لذا اهل ایمان هر وقت بیمار می شوند در بیماری شان گله نمی کنند.
یکیک از راه های بخشش و عفو الهی قاعده تمدل است، در سوره فرقان آیه 70 آمده است: اینها کسانی هستند که خداوند گناهانشان را تبدیل به حسنات میکند، چرا؟ چون خداوند غفور است و رحیم یعنی آمرزنده و مهربان، و بر حسب این رحمت گناهان را تبدیل به حسنات می کند.
در بین همه راه هایی که برای بخشش گناه وجود دارد بهترین راه مسئله تبدل است. چون آن ها که توبه می کنند خدا فقط گناهان را پاک می کند ولی نمره قبولی نمی نویسد عملی در نامه ات نیست که تو ار به بهشت ببرد. اما در تبدل خداوند علاوه بر اینکه گناهان را پاک می کند در مقابلش حسناتی هم می نویسد. این مهم تر از همه است.
اینکه شامل تبدل باشیم چند راه دارد. راه اول: در مناجات جناب داود با حضرت حق خداوند فرمودند: ای داود، بنده های مومن من که من را قبول دارند زمانی که از آن ها گناه سر می زند، بعد از این گناه توبه می کنند، هر وقت یاد گناهشان می افتند، خجالت می کشند؛ من چند کار به خاطر آن حیا می توانم انجام دهم، اول اینکه او ار می بخشم.
دوم تمام شاهدانی که بودند و آن گناه ار دیدند دچار فراموشی میکنم. و این گناهانش را تبدیل به حسنه می کنم. چون من ارحم الراحمین هستم.
گروهی دومی که خداوند گناهانشان را می بخشد و حسنات برای آن ها می نویسد این گروه هستند، حضرت می فرمایند: هر کسی دوست دارد خدا را ملاقات کند در حالی که درجات رفیعی دارد، و گناهانش تبدیل به حسنه شده باشد، اظهار ارادت به امام جواد علیه السلام داشته باشد.
چهار خصلتی که در باب تبدل باید داشته باشیم تا شامل ما شود چیست؟
یکی از آن خصلت ها راست گویی است. هر کسی راست بگوید قطعا خدا را باور دارد.
خصلت دیگر امانت داری است. اینکه آیا رد امانت دارد یا ندارد. خداوند به این ها نگاه میکند. نه اینکه این دو مورد ارزشش بیشتر است، بلکه این دو اگر باشد آن موارد دیگر هم انسان را تعالی می دهد. شیطان 6 هزار سال نماز خواند. ولی در نهایت نابود شد چون ابلیس دچار سوء اخلاق و حسد بود. یعنی اگر انسان رذائل اخلاقی را از خود دور نکند، عبادتش او را بالا نمی برد.
این است که می گویند، صدق حدیث داشته باش که در آن صورت اگر 17 رکعت نمازت را بخوانی آن نماز تو را بالا می برد.
امام صادق علیه السلام می فرمایند: می دانید امیرالمومنین علیه السلام به چه خصلتی آنقدر نزد رسول خدا محترم بود؟ به صدق حدیث. به خاطر راستگو بودن.
موسی بن جفعر علیه السلام
شیعیان منتظر بودند امام کاظم علیه السلام را ببینند. امام علیه السلام بر حسب آنچه نقل می کنند 14 سال زندان بودند، آن هم در خانه دشمنانشان، یعنی هیچ کدام مسلمان نبودند.
یعنی این ها اغتقادی به حرمت و احترام امام نداشتند و امام موسی بن جعفر علیه السلام به خداوند می فرمایند: خدایا من یک جای خلوت می خواستم که تو من را فقط در عبادت و بندگی خودت ببینی و من اشتغالی جز عبادت تو نداشته باشم که به من دادی، ولی در این زندان آخر فرمودند: من دیگر خسته شده ام من را نجات بده. انقدر فشار زیاد است که امام می فرماید: من را از زندان هارون نجات بده.
یک شیعه خدمتی به هارون کرد، هارون گفت در قبال آن هر چه بخواهی به تو می دهم، آن هم گفت من آزادی حضرت موسی بن جعفرعلیه السلام را می خواهم. هارون گفت فردا می گویم آزادش کنند.
آن مرد گفت بنویس؛ هارون هم نامه ای نوشت و آن شخص با آن نامه به همراه شیعیان رفتند تا امام را آزاد کنند، اما آن ها دیدند که چهار غلام امام را روی تختی آوردند و گفند: این امام شیعیان است بیایید و او را شناسایی کنید.
چرا شناسایی کنند؟ چون در برخی روایات که منسوب به امام موسی بن جعفر است آمده است: سه تا معصوم را رزازی کردند، رزازی در عرب به جایی می گویند که گوشت را آویزان می کند و با یک قطعه آهنی به جان آن می افتد تا گوشت را از استخوان جدا کند. سه معصوم رزازی شدند، یکی وجود مقدس صدیقه طاهره سلام الله علیها، یکی وجود نازنین حضرت سید الشهدا علیه السلام و وجود نازنین حضرت موسی بن جعفر علیه السلام.