حجت الاسلام رفیعی: جوانان، دین سخت نیست
مراسم شب شهادت امام هادی(ع) با سخنرانی حجت الاسلام دکتر رفیعی و مداحی حاج محمدرضا طاهری و کربلایی حسین طاهری در هیئت ثارالله مسجد جامع الهادی برگزار شد.
در ادامه خبرمتن سخنرانی حجت الاسلام دکتر رفیعی را میبینید:
امام هادی علیه السلام دهمین امام ما شیعیان و دومین امامی هستند که در سن هشت سالگی به امامت رسیدند، و به مدت 33 سال امامت کردند و درسن 42 سالگی در سامرا به شهادت رسیدند. ایشان مادر بسیار متدینی به نام سمانه مغربیه داشته اند. مادران ائمه گزینش شده اند. زیرا هرکسی نمیتواند در بطن خود امامی را پرورش دهد. امام هادی علیه السلام دارای چهار پسر و یک دختر بودند. پسران ایشان بنام امام حسن عسگری علیه السلام و حسین که دانشمند بوده است. علاوه بر این ها محمد هم داشتند که در سن جوانی ازدنیا رفت و ایشان هم دانشمند و فقیه و عالم بود. همچنین پسردیگری نیز بنام جعفر که مخالف با پدر و خصوصا با امام زمان علیه السلام بود. فلذا در زمان تولدش امام از به دنیا آمدن او خوشحال نشدند.
معجزات امام هادی علیه السلام
1- ایشان نیمی از عمرشان را در سامرا سپری کردند. سامرا منطقه ای نظامی است و شیعه ای نیز نداشته است. متوکل که میدید مردم امام را قبول دارند، تصمیم گرفت امام را در نزد مردم کوچک کند. به همین دلیل دستور داد که تمامی وزرا آماده بشوند و امام هادی علیه السلام را پیاده به نزد متوکل ببرند. و اجازه ندهید که وارد کاخ شود و همان جا در دالان ورودی بماند. یک فردی با این که از نیروهای متوکل بود اما در ته دلش محبتی به امام داشت. نزدیک امام شد و از ایشان بابت این رفتار عذرخواهی کردند. در این هنگام امام هادی علیه السلام این آیه را تلاوت کردند: " تَمَتَّعُوا فِي دَارِكُمْ ثَلَاثَةَ أَيَّامٍ ۖ ذَٰلِكَ وَعْدٌ غَيْرُ مَكْذُوبٍ". این آیه در مورد حضرت صالح است. خدا می فرماید: مردم به حضرت صالح گفتند که یک شتر را از دل کوه برای ما بیاور یعنی خلق کن. حضرت پرسیدند: اگر این کار را کنم شما ایمان می اورید؟ گفتند بله. حضرت به اذن خداوند این کار را انجام دادند اما مردم ایمان نیاوردند. حضرت مجدد فرمودند: این شتر برای خداوند است به خاطرهمین ناقه الله نام دارد. او را نکشید زیرا یک معجزه است. اما مردم دوباره نافرمانی کردند و شتر را کشتند. خداوند فرمود: صالح به مردم بگو تاسه روز برایشان عذاب نازل می شود. ایشان هم به مردم فرمودند: بروید و درخانه هایتان سه روز بمانید. و این شد که قوم صالح از بین رفتند.
برگردیم به سخن خودمان که وقتی امام هادی علیه السلام این آیه را خواندند،به آن فرد فرمودند: " من کمتر از شتر صالح نیستم". آن شخص به نزد یک شیعه ای رفت و ماجرا را به اوگرفت. آن فرد گفت طبق این آیه که امام خوانده اند تا سه روز دیگر متوکل میمیرد. و همین هم شد. امام را نمی شود با کسی مقایسه کرد.
2- یک فرد مسیحی به نام یوسف بن یعقوب را متوکل احضار کرد. و وقتی متوکل ملعون کسی را احضار می کرد یا اورا می کشت یا زندانی اش می کرد. این شخص از ترسی که به جانش افتاده بود به منزل همسایه اش که شیعه بود رفت و از او پرسید شما در مواقع گرفتاری چه می کنید؟ اون گفت ما به ائمه متوسل می شویم. مسیحی گفت من هم میتوانم متوسل شوم؟ گفت بله. فرد مسیحی تصمیم گرفت که صد دینار نذر امام هادی علیه السلام کند. فردای آن روز به سامرا رفت. در ابتدای شهر تصمیم گرفت نذرش را اداکند اما منزل امام را نمی شناخت. در همین حین مرکب او مقابل درب منزلی توقف کرد. در باز شد و فردی گفت یوسف بن یعقوب بیا داخل. امام هادی منتظر شماست. او وارد خانه شد. امام فرمودند نذرت را اداکن. متوکل با تو کاری نخواهد داشت. با این که با این معجزه فرد مسیحی، شیعه نشد اما خداوند به او فرزندی عطاکرد که شیعه بود.
درستی و نادرستی عقاید
شاه عبدالعظیم حسنی(ع) یکی از نزدیکترین و محبین امام هادی علیه السلام هستند. یکی از بدترین انحرافات، انحراف عقیدتی است. عبدالعظیم حسنی درمورد درستی و نادرستی عقاید خود از امام هادی علیه السلام پرسید 1- که من خدارا تمام و کمال قبول دارم. 2- معتقدم رسول خدا، نبی خداست و بعدازاو پیغمبری نیامده است. 3- من معتقدم امام بعد از رسول خدا بدون تردید امام علی علیه السلام است. امامان را نام برد تا به نام مبارک امام هادی علیه السلام رسید. حضرت فرمودند امامان بعد از من هم حسن عسگری و امام زمان است. عبدالعظیم گفت چون شما میفرمایید من این دو امام را که ندیده ام نیز قبول میکنم. 4- همچنین معتقد به معاد هستم. 5- میدانم که خداوند اطاعت شما را برما واجب کرده است. 6- و معتقدم خداوند یک سری واجبات برای ما قرار داده است.
بعد از این ها امام فرمودند: " به والله دین همین است".
پس دین عسر نیست. بلکه دین " یسر " است. ما دین را برای خودمان سخت کرده ایم. جوانان، دین سخت نیست. واقعا بی انصافی ست که یک دقیقه برای خداوند وقت نگذاریم.
در زیارت جامعه کبیره امام هادی علیه السلام خود و اهل بیت علیهم السلام را معرفی می کند. ازاین دعا به راحتی نگذرید.
ابوهاشم جعفری از شاگردان ویژه امام هادی علیه السلام بوده است. همانطور که خود امام تحت نظر بودند شاگردانش نیز تحت نظر بودند. این شخص به زندان افتاد. به امام هادی علیه السلام نامه فرستاد که آقا برای من دعاکنید از زندان خلاص شوم. امام نیز پاسخ داد که فردا نماز ظهرت را در منزلت می خوانی. ابوهاشم بسیار خوشحال شد. فردا به خانه برگشت. اما چون به زندان افتاده بود وضع مالی خانواده اش نامناسب شده بود. در دل خود از این وضع شکوه کرد. به خدمت امام رسید. در همان لحظه بدون اینکه گلایه ای را به حضرت بکند، امام فرمود: ابوهاشم بجای گله کردن شکر آن نعمت هایی را که داری به جا آورده ای؟ پرسید شکر چه نعمتی؟ حضرت علاوه بر دادن صد دینار به ابوهاشم نیز فرمودند: شکر "اسلام، ولایت و قناعت"
بهتر است اگر می خواهیم از چیزی گلایه کنیم ابتدا از داشتن نعمت هایی که داریم شکرگزاری کنیم.
افزودن دیدگاه جدید