حاج منصور ارضی: این زنگ خطر است که علمای ربانی ما دارند از دنیا می‌روند و جایشان به سختی پر می‌شود

کد خبر: 40597
بیانات حاج منصور ارضی در دعای کمیل مورخ بیست و هفتم شهریور 1394 در حرم حضرت عبدالعظیم حسنی علیه السلام
وارث : اَعُوذُ بِاللّهِ منَ الشّیطانِ الرَّجیم بِسْمِ ٱللّٰهِ ٱلرَّحْمٰنِ ٱلرَّحِیمِ الْحَمْدُ للّهِ رَبِّ الْعَالَمِینَ اَلْحَمْدُ لِلّهِ بِجَمیعِ مَحامِدِهِ کُلِّهَا عَلی جَمیعِ نِعَمِهِ کُلِّها


این زنگ خطر است که علمای ربانی ما دارند از دنیا می‌روند و جایشان به سختی پر می‌شود.

مومن تا گناهی می‌کند زمین می‌خورد و استغفار می‌کند اما می‌بینی غیرمومن راحت گناه می‌کنند و به خدا توجهی ندارند.

تجلیات دهه اول ماه ذی الحجه مکمل سی شب ماه ذی القعده می‌شود و مقام قرب الهی را انسان به دست می‌آورد. این تجلیات شکل‌های مختلفی دارد قسمتی در گفتن تهلیل‌ها و لا اله الا الله است. یک سری در تسبیحات است "سُبْحَانَ الَّذِی فِی السَّمَاءِ عَرْشُهُ" یا در نماز حضرت زهرا سلام الله علیها در روز اول ماه "سُبْحَانَ ذِی الْعِزِّ الشَّامِخِ الْمُنِیفِ" که تجلی سبحان الله و تسبیحات الهی است و یا در تکبیرهاست. هرچه هست اوج تقرب است منتها اکثرا توجهی ندارند. بعضی توجه دارند و از اول ماه روزه دار و شب زنده دار هستند و سعی می‌کنند در این ده روز، حقیقت تجلیات الهی را ببینند. گفتن تسبیحات اربعه انسان را تسکین می‌دهد "سُبْحانَ الله، وَالحَمْدُ لله، وَلا اِلهَ اِلاَّ الله وَالله اَکبَرُ" و این ذکر صد مرتبه برای روز عرفه وارد شده است. این که خداوند منزه است در عرش چه جلوه ای دارد؟ "سُبْحَانَ الَّذِی فِی السَّمَاءِ عَرْشُهُ" منزه است آن خدایی که عرش او در آسمان است، "سُبْحَانَ الَّذِی فِی الْأَرْضِ حُکْمُهُ سُبْحَانَ الَّذِی فِی الْقُبُورِ قَضَاؤُهُ" منزّه است خدایى که حکمش در زمین است، منزّه است خدایى که‏ فرمانش در گورهاست، "سُبْحَانَ الَّذِی فِی الْبَحْرِ سَبِیلُهُ" منزّه است خدایى که راهش در دریاست، "سُبْحَانَ الَّذِی فِی النَّارِ سُلْطَانُهُ" منزّه است خدایى که سلطنتش در آتش است. ما سلطانی خدا را باور نداریم، مومن تا گناهی می‌کند زمین می‌خورد و استغفار می‌کند اما می‌بینی غیرمومن راحت گناه می‌کنند و به خدا توجهی ندارند.

شیطان نمی‌گذارد تو تسبیح واقعی بگویی، بندگی خدا سخت است و گناه کردن خیلی آسان است.

"سُبْحَانَ الَّذِی فِی الْجَنَّةِ رَحْمَتُهُ سُبْحَانَ الَّذِی فِی الْقِیَامَةِ عَدْلُهُ سُبْحَانَ الَّذِی رَفَعَ السَّمَاءَ سُبْحَانَ الَّذِی بَسَطَ الْأَرْضَ" منزّه است خدایى که رحمتش در بهشت است، منزّه است خدایى که عدالتش در قیامت است، منزّه است خدایى که آسمان‏ را برافراشت، منزّه است خدایى که زمین را بگسترد. این تسبیحات را در روز عرفه می‌خوانی و اعمال را انجام می‌دهی و حقیقتش این است که یک بنده‌ی کوچک و بیچاره "عُبَیدُک بِفِنائِکَ" آمده در خانه‌ی خدا، اجازه گرفته تا این تسبیحات را بگوید. خدا کند معرفت این اذکار را به همه‌ی ما بدهند، این خیلی مهم است. شیطان نمی‌گذارد تو تسبیح واقعی بگویی، بندگی خدا سخت است و گناه کردن خیلی آسان است. می‌توانی دستت را بالا ببری بگویی من اصلا گناه نکرده ام؟ کجای کار ما گیر کرده؟ ما می‌توانیم بنده‌ی خوبی برای خدا باشیم؟ این را باید از خدا بخواهی. این که از مسبحین شوی خیلی سخت است. شاید هم ظاهری بخوانی، البته روز عرفه که اکثرا غافلیم، شب روز عرفه اعمال دارد. چگونه ما می‌توانیم برسیم به آن خدایی که عرشش در آسمان است، حکمش در زمین است، قضایش در قبور است؟ ما فقط این تسبیحات و اذکار را می‌گوییم ولی توجهی نداریم. تا حالا به نمازی که می‌خوانی و اذکاری که می‌گویی دقت کرده ای؟

این زنگ خطر است که علمای ربانی ما دارند از دنیا می‌روند و جایشان به سختی پر می‌شود.

زهرای مرضیه سلام الله علیها در روز اول این ماه می‌فرماید: "سُبْحَانَ ذِی الْعِزِّ الشَّامِخِ الْمُنِیفِ سُبْحَانَ ذِی الْجَلالِ الْبَاذِخِ الْعَظِیمِ" پاک و منزّه است آن خدایى که داراى شکوه افراشته و بلند است و پاک و منزّه است خدایى که صاحب‏ شوکت والا و بزرگ است. ما با این بی بی چه نسبتی داریم؟ فقط در حد این که یک مصیبتی بخوانیم و یک گریه ای بکنیم و بگوییم خانم من یک کربلا می‌خواهم. کربلا هم می‌روی بی توجه، امام حسین علیه السلام را چگونه پیدا کردی؟ فقط از راه مصیبت؟ تجلی امام حسین علیه السلام در دعای عرفه که با خدا صحبت کرده را انسان می‌بیند معرفت پیدا می‌کند. چقدر ما از اربابمان دوریم. اگر این روضه‌ها نبود که ما اصلا بیگانه بودیم. حضرت زهرا سلام الله علیها وقتی نماز شب می‌خواند از ترس خدا به خود می‌لرزید، گریه می‌کرد. امیرالمومنین علیه السلام هم در نخلستان آنقدر گریه می‌کرد که از حال می‌رفت. حضرات معصومین علیهم السلام به آن شکل مناجات می‌کردند، حالا به خودت هم یک نگاه کن، در مناجات هم می‌بینی سرگرم تلفن همراهت هستی. کسی هم نمی‌توانم معجزه کند این جور که ما می‌آییم و می‌رویم به جایی نمی‌رسیم مگر این که خودت را خالص کنی مثل مرحوم خزعلی رحمت الله علیه. اینها خودشان را از دنیا تخلیه کردند، بعد تجلیات خدا در اینها نمایان شد، حافظ قرآن بود، لسانش وقف دفاع از امیرالمومنین علیه السلام بود، مدافع ولایت بود. چه عاشقانی دارند از بین ما می‌روند، این زنگ خطر است که علمای ربانی ما دارند از دنیا می‌روند و جایشان به سختی پر می‌شود. الان بعضی از طلاب جوان حواسشان نیست، دانشگاه‌های ما هم اوضاع خیلی بدی دارد، این دانشجو می‌خواهد مملکت ما را به کدام سمت ببرد؟ می‌گویند که اینها مدیران آینده‌ی ما هستند، وای بر ما، در مسئولان فعلی چند نفر با تقوا هستند؟ نسل بعدی که بدتر هم می‌شود.

با خدا حرف بزنیم بگوییم خدایا ما آلوده‌ها را نجات بده. وجودمان شده مرتع شیطان، یعنی شیطان راحت در وجودمان رفت و آمد دارد.

مدام شرایط سخت‌تر می‌شود "اِلهى عَظُمَ الْبَلاَّءُ" . راهکارش چیست؟ این است که من و تو استغفار کنیم، هم برای خودمان و هم برای بقیه. استغفار عملی، با خدا حرف بزنیم بگوییم خدایا ما آلوده‌ها را نجات بده. وجودمان شده مرتع شیطان، یعنی شیطان راحت در وجودمان رفت و آمد دارد. با این وجود آلوده، بدون هیچ مقدمه و آمادگی می‌خواهی روز عرفه جایی بروی و دعا بخوانی و درست شوی، این طوری نمی‌شود مگر خودت برای خودت کاری کنی. مرحوم چمنی می‌گفت خدایا آمده ام در خانه ات آنقدر داد بزنم بلکه از این موج رحمتت قطره به من برسد و از این سیاهی خارج شوم. یا امیرالمومنین خودت ما را مدد کن در دریای معصیت گرفتاریم، معصیتی که در دعای بعد از زیارت حضرت رضا علیه السلام داریم که اگر این بار را به کوه‌ها بدهند متلاشی می‌شود. اگر زمین بفهمد من را در خودش مثل قارون فرو می‌برد و دریاها در خودش غرق می‌کند، اما تو نگذاشتی اینها بفهمند.

اگر امشب پرده را بردارند می‌بینی هرکسی راه خودش را می‌رود، کسی مقصدش امام زمان علیه السلام نیست.

"یَا مَنْ یُسَمَّى بِالْغَفُورِ الرَّحِیمِ" اى آن‏ که به آمرزنده و مهربان نامیده شوى، یک کاری برای من بکن. من دیگر از خودم ناامید شدم، هرکسی با من صحبت می‌کند می‌گویم می‌خواهد بر من مسلط شود. عالم مرا نصیحت می‌کند گوش نمی‌دهم، پیر کنعانی نصیحت می‌کند کار خودم را می‌کنم، همه داریم راه خودمان را می‌رویم. یعنی اگر امشب پرده را بردارند می‌بینی هرکسی راه خودش را می‌رود، کسی مقصدش امام زمان علیه السلام نیست. خدایا با این همه شبهه ناکی که وارد زندگی ام شده تو باید عنایتی کنی. در ابو حمزه می‌گویی "وَقَدْ نَزَلْتُ مَنْزِلَةَ الاْیِسینَ مِنْ خَیْرى" و درآمده ام در جایگاه ناامیدان از خیر خودم، مگر این که خدایا تو یک کاری برای من بکنی و من به جایی برسم وگرنه من می‌مانم با این بار گناهی که آورده ام. مرحوم سید مهدی قوام می‌گوید داشتم از روضه برمی گشتم، دیدم سر کوچه ای یک یخ فروش دارد گریه می‌کند و با خدا حرف می‌زند که خدایا بار یخ آورده ام دارد آب می‌شود و کسی نخرید، خدایا چه کنم؟ سید رفت سمت او و یخ‌ها را خرید و نشست به گریه کردن. گفت درست می‌گویی، این عمر ما دارد می‌رود و دستمان خالی است. این رفتن عمر حقیقت است، هرکسی به شکلی آب می‌شود.

این زنگ خطر است که علمای ربانی ما دارند از دنیا می‌روند و جایشان به سختی پر می‌شود.


منبع : قدیم الاحسان

/1102101305