استاد فاطمی نیا: نعمتی که پایانش فنا باشد کثیر و زیاد نخواهد بود

کد خبر: 60519
امام سجاد علیه السلام در دعا می فرماید: چیزی که عاقبتش فناست اگر هم در ذهن شما کثیر بنماید در واقع کثیر نیست و آنچه عاقبتش هميشگى و جاودانى است اندك نباشد، و بر محمد و آلش درود فرست.

وارث: جلسه تفسیر صحیفه سجادیه با سخنرانی حجت الاسلام استاد فاطمی نیا در مسجد جامع ازگل برگزار شد.

در ادامه ی خبر متن سخنرانی حجت الاسلام فاطمی نیا را می خوانید:

حجت الاسلام فاطمی نیا

شرح دعای هجدهم صحیفه سجادیه

دعای هجدهم صحیفه سجادیه از کوتاهترین دعاهای صحیفه محسوب می شود اما معانی بلندی دارد. اگر بلایی از ما دفع می شود یا دعایمان حاصل می شود باید خدا را شکر کنیم ولی امام سجاد علیه السلام در این دعا می خواهد مطالب خاصی را به ما القا کند که فکر نکنید بلا که دفع شد یا دعایتان زود حاصل شد و کارتان درست شد همه چیز درست است بلکه نباید مغرور شویم و از خدا بخواهیم بعد از آن هم به ما عافیت دهد. در دعاهای امام رضا علیه السلام هست که حضرت فرموده اند: وقتی به شما نعمت و آسودگی می رسد بعد از آن بگویید خدا به ما سلامتی بده و آن را کامل کن. اگر انسان از رسیدن نعمت مغرور شود از نعمت باز می ماند یعنی اگر همیشه در حال التماس و درخواست از خدا باشیم خیلی خوب است.

یک صاحب دلی در نجف با مرحوم امام همسایه بود و از دنیا رفته است یکی از دوستانم مرا نزد او برد منزلش شاید کوچک بود اما باطنش بسیار بزرگ و دریا بود. یک سری کرامات عامه داریم و یک سری کرامات خاصه، کرامات عامه را همه می توانیم بفهیم مثلا کسی می تواند بیماری را شفا دهد و ... اما کرامات خاصه را همه نمی دانند. آن صاحب دل یک کرامتی از امام نقل کرد که من حتی از معصوم هم چنین چیزی نشنیده بودم او فرمود: امام 15 سال در نجف ساکن بود و هر روز به حرم امیرالمومنین علیه السلام مشرف می شد، در تمام این تشرفات، امام مانند کسی بود که گویی سفر اول ایشان است که به حرم مشرف شده است. حال و هوای معنوی انسان در سفر اول خیلی فرق دارد با سفرهای بعدی. این صاحب دل از دنیا رفت اما واقعا عجیب است و واقعا قدرت نفس و معرفت زیادی می خواهد.

پس از رسیدن نعمت: مغرور نشویم، دعا را فراموش نکنیم، از خدا عافیت و نعمت بیشتری بخواهیم

این یکسان بودن در همه حال پیامی است که امام سجاد علیه السلام می خواهد به ما انتقال دهد. پس امام به ما یاد می دهد بعد از رسیدن نعمت مغرور نشوید و عافیت های بعد از نعمت را هم بخواهید و دعا را از دست ندهید، دعا مغز عبادت است مثلا شخص حاجتش را از خدا می گیرد اما بعد از نماز دیگر دعا کردن را رها می کند در حالی که حدیث داریم که خداوند به ملائکه فرموده اگر بنده بعد از نماز چیزی از من نخواهد نماز را به سرش بزنید چون خود را از من بی نیاز دانسته، یعنی نمازش قبول نمی شود و این عظمت و بزرگی خدا را می رساند که می فرماید: از من چیزی بخواهید.

اَللَّهُمَّ لَكَ الْحَمْدُ عَلى‏ حُسْنِ قَضآئِكِ، وَ بِما صَرَفْتَ عَنّى مِنْ بَلآئِكَ، فَلاتَجْعَلْ حَظّى مِنْ رَحْمَتِكَ ما عَجَّلْتَ لى مِنْ عافِيَتِكَ، فَاَكُونَ قَدْ شَقِيتُ بِما اَحْبَبْتُ، وَ سَعِدَ غَيْرى بِما كَرِهْتُ.
خدایا تمام حمد مخصوص توست، حمد می کنم تو را برای حسن قضایت؛ "حسن قضا" این است که برای انسان خوبی مقدر شود. ما با خدا خیلی کار داریم حال که کارمان درست شده شاکر خدا هستیم اما بهره ی ما فقط این نباشد و از این قماش نباشیم که به خاطر برخی علاقه ها و دوست داشتن هایمان وارد بدبختی هایی می شویم. دیگری خوشبخت شده به خاطر چیزی که من دوست نداشتم و من بدبخت شدم، پس معیار خیلی بالاست و حواسمان باشد اگر خیری هم رسید بهره ی ما فقط این نباشد و باز هم به ما نعمت و عافیت بیشتر عطا کن. عافیت را برای خود و خانواده اش می خواهد.

عافیت و نعمت دنیایی مختوم به فناست

وَ اِنْ يَكُنْ ما ظَلِلْتُ فيهِ، اَوْ بِتُّ فيهِ مِنْ هذِهِ الْعافِيَةِ بَيْنَ يَدَىْ بَلآءٍ لايَنْقَطِعُ، وَ وِزْرٍ لايَرْتَفِعُ، فَقَدِّمْ لى ما اَخَّرْتَ، وَ اَخِّرْ عَنّى ما قَدَّمْتَ، فَغَيْرُ كَثيرٍ ما عاقِبَتُهُ الْفَنآءُ، وَ غَيْرُ قَليلٍ ما عاقِبَتُهُ الْبَقآءُ، وَ صَلِّ عَلى‏ مُحَمَّدٍ وَالِهِ؛ (و اگر آن عافيت كه روز را در آن به‏شب رسانده، يا شب را در آن به روز آورده ‏ام مقدمه بلايى هميشگى، و وبالى دائم باشد پس آنچه را برايم به تأخير انداخته‏اى پيش انداز، و آنچه را كه پيش انداخته ‏اى به تأخير افكن، زيرا چيزى كه پايانش نيستى است بسيار نيست، و آنچه عاقبتش هميشگى و جاودانى است اندك نباشد، و بر محمد و آلش درود فرست. )

خدایا من در آن نعمتی که روز و شب را به سر بردم، اگر پیشاپیش برایم یک بلای لاینقطع یا بلای آخرت یا وزری که هیچ وقت برطرف نمی شود است، مقدم بدار آنچه را که به تاخیر انداخته ای و عافیتی را به من داده ای به تاخیر بینداز.

یعنی اگر فرموده: وقتی این عافیت مقدم بر اخروی باشد، آن بلا را زودتر بفرست، عافیت را هم به تاخیر بینداز اینها برای این است که متوجه شویم عافیت دنیا چیز خاصی نیست.

ما دو عافیت داریم یک عافیت دنیا و دیگری عافیت آخرت. عافیت و نعمت دنیا هر قدر هم که با عظمت باشد آخر آن نیستی و فناست. یک پادشاهی 225 سال عمر کرد و چند همسر داشت و برای هر کدام قصری ساخته بود در عروسی یکی از فرزندانش جواهرات به چای مردم می ریختند یعنی این قدر نعمت در اختیارش بود اما الان 600 سال از مرگ او گذشته است! آن همه قدرت و نعمتش کجا رفته است؟ امیرالمومنین علیه السلام در نهج البلاغه می فرماید: پادشاهان کجا هستند؟ فرزندان پادشاهان کجایند؟ فراعنه کجا رفتند؟ یعنی عافیت دنیا تمام شدنی است و فنا می شود.

اگر چیزی زیاد به نظر بیاید اما عاقبتش فنا باشد، در حقیقت زیاد نیست

اینجا عبارتی هست که باید با جانمان بپذیریم: ، فَغَيْرُ كَثيرٍ ما عاقِبَتُهُ الْفَنآءُ؛ تو فکر میکنی (نعمتش) زیاد است! مثلا می گویند فلان شخص را می شناسی؟ فلان پیتزافروشی زنجیره ای برای اوست، فلان جا یک خانه ای دارد که در طبقه ی پنجمش استخر دارد، یک پانسیون اصل دارد، ماشین همسرش را دیده ای؟ و ...خداوند در سوره قصص می فرماید: یک عده ای می گفتند کاش ما جای قارون بودیم. اما نداستند که قارون چه سرنوشت عجیبی دارد، و وقتی از خواب بیدار شدند و سرنوشت او را دیدند گفتند خدا را شکر که ما جای قارون نیستیم. یعنی این افرادی که حسرت می خورند مثل یک جریانی هستند که همیشه وجود داشته اند. نمی شود انسانهای ثروتمند به کلی بد هستند و نه فقیرها به کلی خوب هستند ولی بدانید که "ای کاش" گفتن ها در این دنیا در آخرت خوب نخواهد بود. امام سجاد علیه السلام در دعا می فرماید: چیزی که عاقبتش فناست اگر هم در ذهن شما کثیر بنماید در واقع کثیر نیست چون عاقبتش فناست.

نفس را باید عادت دهیم تا طمعکار نباشد. بعضی ها هستند که در زندگی کار زیاد انجام می دهند و سختی زیادی می کشند و با خود می گویند پولدار که شدم بعد می روم نمازم را می خوانم شخصی را می شناختم که اینگونه بود آخر هم پول به دستش آمد و نمازش را هم نخواند. سعدی خیلی زیبا فرمود: چشم تنگ دنیادار را یا قناعت پر کند یا خاک گور.

شخصی تعریف می کرد که امیرالمومنین علیه السلام که در بیت المال بودند طلاهای زیادی در اطراف حضرت بود اما ایشان هرگز اعتنایی به آنها نمی کرد یک شاعری درباره این موضوع شعری به این مضمون سروده اند: طلاها آمده اند از تو عذرخواهی کنند آن زمان که آنها را جارو می زدی و کنار می زدی.

شخصی به منزل امیرالمومنین علیه السلام آمد و دید که حضرت می خواهند مشغول غذا خوردن بشوند و قرص نانی را به زحمت با زانو و دست مبارکشان می شکنند. آن شخص به سفره خیره مانده بود و تعجب کرده بود که حضرت فرمود: نفس ر ابا قناعت مشغول بدار و گرنه فوق کفایتش را از تو می خواهد. در یک سخن دیگر فرمود: نفس خیلی راغب است که آن را ترغیب کنی و بهترین چیزها را برایش مهیا کنی اما به کم هم که آن را برگردانی قانع می شود.

پس آن چیزی که عاقبتش فناست اما کثیر بنماید، در واقع غیرکثیر و کم است. عافیت آخرت و چیزی که عاقبت آن بقاست، کم نیست و همیشگی خواهد بود. در وصف بهشت یک آیه ای هست که در سوره کهف بیان شده است: اهل بهشت هیچ وقت نمی خواهند از بهشت جدا شوند چون تمام شرایط سکونت انسان کامل در آنجاست.

حجت الاسلام فاطمی نیا