تاثیر غفلت انسان از تلف شدن لحظات عمرش
امیرالمؤمنین در روایتی ارزش اوقات را بیان میفرمایند و آن را پارههای عمر انسان معرفی میکنند.
وارث: گسترش شبکههای اجتماعی با همه محاسنی که برای آن میتوان در نظر گرفت اما از برخی معایب آن نیز نمیتوان چشم پوشی کرد. یکی از معایبی که متأسفانه با گسترش شبکههای اجتماعی نمود بیشتری یافته است به هدر رفتن فرصتهایی است که باید برای آن برنامه ریزی کرد. امروزه شاهد این هستیم که بسیاری از جوانان و نسلی که کشور به پویایی آن بیش از هر زمان دیگر نیاز دارد بدون هدف ساعتها وقت خود را در شبکههای اجتماعی صرف میکند و اگر محصل باشد وظیفه خود را محدود به همان تکالیف مدرسه میداند و اگر کارمند یا کارگر باشد وظیفه خود را محدود به همان ساعات کاری خود میداند و برای بقیه ساعات خویش برنامهای ندارد؛ این در حالی است که امیرالمؤمنین (ع) از صفات مؤمن میداند که اوقاتش را با برنامه ریزی پر کرده باشد و برای هر لحظه از زندگی خود برنامه داشته باشد. (نهج البلاغه فیض الاسلام، حکمت325، ص1243).
پیامبر(صلیالله علیهوآله) در مورد استفاده صحیح از زمان میفرماید: بر خردمندی که عقلش مغلوب هوای نفسش نیست لازم است که ساعات شبانه روز خود را به چهار بخش تقسیم کند: بخشی از آن را به مناجات با خدا و ارتباط با ذات پاک او بپردازد، و بخش دوم رابه حسابرسی خود اختصاص دهد، و بخش سوم را به تفکر در مخلوقات خدا بگذراند، و بخش چهارم را به بهره مندی از لذّات و شادیها و آسایش از راه حلال مصرف کند، چرا که این بخش از آسایش و بهره از لذّات، حامی و کمک برای استفاده از سه بخش قبل است، و موجب شادی قلب و تفریح روح خواهد شد.(بحار، ج 77، ص 93 )
امیرالمؤمنین «ع» در مورد ارزش وقت میفرماید: همانا وقتهای تو پاره های عمر توست، پس نباید وقتت را تمام کنی مگر در چیزی که نجات تو در آن باشد و در روایات دیگری میفرماید: از امروزت برای فردایت توشه برگیر، و فراهم شدن وقت را غنیمت شمار، و از فرصت و مهلت و امکانات استفاده کن.( غررالحکم، ج 1، ص 394)
بسیاری اگر ببیند که مال آنها بر اثر حادثهای در معرض خطر قرار گرفته است بسیار حساس میشوند و برای حفظ آن از هیچ تلاشی غفلت نمیکنند در صورتی که به آسانی سرمایهای به مراتب بالاتر از دارایی مالی خود را از دست میدهند و هیچ تلاشی برای حفظ آن نمیکنند. امیرالمؤمنین «ع» میفرماید: در حفظ عمر خود بخیل تر از پول و ثروت خود باش. (بحارالانوار، ج 77، ص 78)