شعرآیینی/ و جای جای حرم عطر سیب پیچیده ست...
و جای جای حرم عطر سیب پیچیده ست
و در گلویم بغضی عجیب پیچیده ست
و دم گرفته میاندار و در صدای بمش
ارادتش به امام غریب پیچیده ست
و روضه خوان پریشان و پیر می گوید
که عشق بین امام و حبیب پیچیده ست
و اشک نا حیه ی گونه ی مرا تر کرد
چقدر جمله ی شیب الخضیب پیچیده ست
و در صدای پر از درد هر گرفتاری
سکوت آیه ی امن یجیب پیچیده ست
و کنج صحن ، مریضی جواب کرده گرفت
شفا و گفت که کار طبیب پیچیده ست
***
و من هنوز پس از سالها نفهیدم
که ماجرای محرم عجیب پیچیده ست
و در گلویم بغضی عجیب پیچیده ست
و دم گرفته میاندار و در صدای بمش
ارادتش به امام غریب پیچیده ست
و روضه خوان پریشان و پیر می گوید
که عشق بین امام و حبیب پیچیده ست
و اشک نا حیه ی گونه ی مرا تر کرد
چقدر جمله ی شیب الخضیب پیچیده ست
و در صدای پر از درد هر گرفتاری
سکوت آیه ی امن یجیب پیچیده ست
و کنج صحن ، مریضی جواب کرده گرفت
شفا و گفت که کار طبیب پیچیده ست
***
و من هنوز پس از سالها نفهیدم
که ماجرای محرم عجیب پیچیده ست
"سید محمد جواد میر صفی"
/د115