شنبه های قرآنی/ داستان افراط و تفریط های زندگی!

کد خبر: 2025
هنگامی که انسان را زیانی رسد ، ما را ( برای حلّ مشکلش ) می خواند سپس هنگامی که از جانب خود به او نعمتی دهیم ، می گوید: «این نعمت را بخاطر کاردانی خودم به من داده اند» ولی این وسیله آزمایش ( آنها ) است ، امّا بیشترشان نمی دانند. سوره زمر آیه 49
وارث: روزهای "شنبه" مهمان مقالات قرآنی «وارث» باشید:
 
بسم الله الرحمن الرحیم

"تعادل در زندگی"

داستان ناشکری و بی وفایی انسانها درمقابل خدا داستانی است تکراری، داستان انسانی که با هر سختی و مشقت، مریضی و ازدست دادن مال و بخطر افتادن جان و داشتن حاجت بزرگ و خواستن فرزند و قبولی در دانشگاه و پیداشدن گمشده و هزاران بلا و آرزوی دیگر چنان دست به دامان خدا میشود که گویی هزاران سال است در پی عبادت خدا بوده و هست، اما ...

اما به محض رفع سختی و مشقت و شفاگرفتن بیمار و پیداشدن مال و نجات یافتن جان، حاجت روا شدن و فرزند دار شدن و خلاصه رو به راه شدن زندگی از همه جهات چنان به خدا پشت کرده و دست از عبادت می کشد که گویی ـ نعوذبالله ـ از ابتدا اصلا خدایی وجود نداشته!

این حالت را همه ما حداقل یکبار در زندگی تجربه کرده ایم! حتی اگر همیشه عبادتهایمان به وقت و بجا بوده است، اما این حالت را داشته ایم که به محض رسیدن به یک مشکل بیشتر و بیشتر از قبل به خدا رو میکنیم! شاید تا اینجای قضیه چندان ایرادی نداشته باشد، بهرحال ما مسلمانیم و غیر از خدا کسی را نداریم تا در سختیها و مشکلات دستمان را بگیرد، پس باید دست به دامان خداشویم، اما مساله از آنجا شروع می شود که طبق آیات قرآن مجید انسان بعد از حل مشکل و رفع سختی دیگر خدا را آنچنان که باید نمی خواند و به عبارت ساده تر اگر برای رفع مشکلش هزار بار خدا را خوانده، آیا بعد از آن هم هزار بار خدا را شکر کرده ؟؟؟

این یعنی افراط و تفريط که در هرجا و در هر چيز و حتّى در پيمودن راه كمال و تحصيل علم نيز مضرّ است ، و تمام قواى روحى انسان را از جادّه اعتدال بيرون مى‏برد و دچار ضعف و سوء استعمال مى‏سازد .

به آیه دوازدهم از سوره یونس دقت بفرمایید:

وَ إِذا مَسَّ الْإِنْسانَ الضُّرُّ دَعانا لِجَنْبِهِ أَوْ قاعِداً أَوْ قائِماً فَلَمَّا کَشَفْنا عَنْهُ ضُرَّهُ مَرَّ کَأَنْ لَمْ يَدْعُنا إِلى‏ ضُرٍّ مَسَّهُ کَذلِکَ زُيِّنَ لِلْمُسْرِفينَ ما کانُوا يَعْمَلُونَ.

هنگامی که به انسان زیان ( و ناراحتی ) رسد ، ما را ( در هر حال ) در حالی که به پهلو خوابیده ، یا نشسته ، یا ایستاده است ، می خواند امّا هنگامی که ناراحتی را از او برطرف ساختیم ، چنان می رود که گویی هرگز ما را برای حل مشکلی که به او رسیده بود ، نخوانده است! این گونه برای اسرافکاران ، اعمالشان زینت داده شده است ( که زشتی این عمل را درک نمی کنند ) !

همان طور که می بینید دراین آیه هم خداوند صراحتا اعلام می فرمایند که انسان در سختی خدا را میخواند اما بعد از آن چنان این خواندن خود را فراموش میکند که گویی از اول اصلا خواندنی درکار نبوده !

البته طبق آیات قرآن گروه دیگری هم هستند که بعد از رفع سختی و مشقت ، رفع آن را از ناحیه علم و عمل خود می دانند نه فضل و رحمت الهی. یعنی با تمام توان خدا را می خوانند و البته تلاششان راهم میکنند اما بعد از حل مشکل تلاش خود را به یاد دارند اما فضل خدا را از یاد میبرند و نمی دانند اگر خدا نمیخواست برگی هم از درخت نمی افتاد.

به این آیه دقت کنید:

فَإِذا مَسَّ الْإِنْسانَ ضُرٌّ دَعانا ثُمَّ إِذا خَوَّلْناهُ نِعْمَةً مِنَّا قالَ إِنَّما أُوتيتُهُ عَلى‏ عِلْمٍ بَلْ هِيَ فِتْنَةٌ وَ لکِنَّ أَکْثَرَهُمْ لا يَعْلَمُونَ

هنگامی که انسان را زیانی رسد ، ما را ( برای حلّ مشکلش ) می خواند سپس هنگامی که از جانب خود به او نعمتی دهیم ، می گوید: «این نعمت را بخاطر کاردانی خودم به من داده اند» ولی این وسیله آزمایش ( آنها ) است ، امّا بیشترشان نمی دانند. سوره زمر آیه 49

چیزی که به نظر می رسد این است که انسان باید تعادل خود را درمقابل رویکرد و پشت کرد دنیا حفظ کند.

لِکَيْلا تَأْسَوْا عَلى‏ ما فاتَکُمْ وَ لا تَفْرَحُوا بِما آتاکُمْ وَ اللَّهُ لا يُحِبُّ کُلَّ مُخْتالٍ فَخُور.ٍ

این بخاطر آن است که برای آنچه از دست داده اید تأسف نخورید ، و به آنچه به شما داده است دلبسته و شادمان نباشید و خداوند هیچ متکبّر فخرفروشی را دوست ندارد! سوره حدید آیه 23

و در صورت عمل به این آیه شریفه انسان تعادل در زندگی و عبادات خود هم دارد یعنی دائم و مستمر خداوند را در زندگی خود می خواند و رنج و سختی و یا نعمت و شادی تاثیری در زندگی و حالات او نداشته و همه را از ناحیه خدا می داند و قطعا عبادت و خواندن خدا درحالتی که انسان چیزی جز رفع مشکل نمی بیند چندان نمی تواند باعث قرب او به خداوند شود. و اگر هم میخواهد در یک سختی و مشقت خدا را بیشتر بخواند،قطعا بعد از رفع آن سختی و مشقت هم باید به همان اندازه شکرگزار خداوند باشد تا این تعادل را نگه دارد.

إِذْ تَأَذَّنَ رَبُّکُمْ لَئِنْ شَکَرْتُمْ لَأَزيدَنَّکُمْ وَ لَئِنْ کَفَرْتُمْ إِنَّ عَذابي‏ لَشَديدٌ

(همچنین به خاطر بیاورید) هنگامی را که پروردگارتان اعلام داشت: «اگر شکرگزاری کنید ، (نعمت خود را) بر شما خواهم افزود و اگر ناسپاسی کنید ، مجازاتم شدید است!» سوره ابراهیم آیه7

البته به موضوع عدم تعادل انسان در عبادات می توان از منظر دیگری هم نگاه کرد،برخي از مومنان درعبادت هاي خويش راه افراط را در پيش مي گيرند و در هنگامي كه به خودسازي مي پردازند، براي دست يابي به كمالات، خود را به آب و آتش مي زنند. گروهي، شيوه رهبانيت را در پيش مي گيرند و يا همانند مرتاضان هندو از زندگي دنيايي و بهره هاي آن چشم مي پوشند. و دراین صورت نه تنها به نقش ربوبيت خدا توجهي ندارند بلكه آسيب هايي را نيز به اطرافيان و جوامع بشري وارد مي سازند. آنان به جاي آن كه به مسئوليت و وظيفه الهي خود نسبت به آباداني زمين بپردازند، دست از كار و توليد بر ميدارند و يا حتي ثروت و درآمد خويش را به انفاقي افراطي از دست مي دهند و خود را نيازمند و محتاج ديگران و كار و توليد آنان مي كنند.

***

در زمان پيامبر (ص) يكي از صحابه هنگام مرگ خويش همه سرمايه و ثروت خود را به ديگران مي بخشد و از حوزه تصرف خود بيرون مي كند. اين در حالي بود كه وي دختران چندي داشت كه نيازمند ثروت پدر بودند. پيامبر (ص) هنگامي كه از انفاق مال از سوي مرد و فقر و نداري دختران آگاه مي شود اجازه نمي دهد تا اين مرد در گورستان مسلمانان دفن شود؛ زيرا چنين رفتاري را به دور از مسلماني مي دانست.

بنابراين، اگر كسي بخواهد به مسئوليت الهي خويش عمل كند، مي بايست در همه امور راه اعتدال و ميانه روي را در پيش گيرد و با اين روش آسايش و خوشبختي را نه تنها براي خود بلكه ديگران به همراه آورد.

خداوند در بيان جامعه برتر و كامل ، جامعه اسلامی را بعنوان جامعه معتدل و ميانه رو را معرفي مي كند. (بقره آيه 143) بنابر اين، از نظر قرآن و اسلام، صراط مستقيم هر كس و هر جامعه اي، ميانه روي و اعتدال در همه امور است.
 
ف.شکری
کارشناس علوم قرآنی