حجت الاسلام طباطبایی: محب اهل بیت(ع) ممکن است، شائق باشد +گزارش تصویری
وارث:مراسم عزاداری شب بیست و سوم ماه صفر با سخنرانی حجت الاسلام سید مهدی طباطبایی و مداحی آقای طالبی، حاج مهدی غیاثی و دیگر ذاکرین اهل بیت علیه السلام در هیئت جامعه مداحان تهران برگزار شد.
در ادامه متن سخنان حجت الاسلام مهدی طباطبایی را می خوانید:
کسانی که اهل بیت علیهالسلام را دوست دارند برخی شائقین هستند و برخی محبین هستند. محب ممکن است شائق باشد. در این عبارت دارد که: ای پروردگار متعال جمعی از محبین اهل بیت علیهالسلام محب اند و علاقمندند و دلباخته ولی بعضی شائقند. این جمله یادتان باشد که در آداب معاشرت هم اینگونه است، یعنی شما جایی وارد می شوید عده ای به سراغتان می آیند برای احوال پرسی و نفری از عقب شما را می بیند او هم شما را دوست دارد ولی اینگونه نیست که به سمت شما بدود. این مساله برای امام زمان علیهالسلام هم وجود دارد که افرادی که ایشان را می بینند شائق اند ولی افرادی که چنین سعادتی را ندارند صرفاً دلیل نمی شود شائق نباشند ولی محب اند. امام هم محبین را دوست دارد.
این نکته که ما دوستشان داریم و ما را دوست دارند گاهی بر اساس شفقت و محبت جلو می رود گاهی برای خود احترام قائل است. در قسمت های زیارت نامه ها نوشته شده که در بالای سر چنین بگو و نزدیک پاها چنان کن و... معنایش این است که نزدیک شو و شائقانه زیارت کن و چندین مورد داریم که افراد خوب بودند و می رفتند و می آمدند ولی در روایات داریم که به آنها گفته شده چرا شائق نیامدی؟ در حرم امامان هم که می رویم اذن دخول می خوانیم. کسی که به زیارت امام حسین علیهالسلام بتواند برود ولی نرود در قیامت همانند مستأجر می ماند.
شائقین نسبت به اهل بیت علیهالسلام آنهایی هستند که بیشتر علاقه دارند هم بر مصیبت ها فکر کنند و بر اساس آنها شعر بگویند و یا شعر حفظ کنند. پیامبر صليالله عليه وآله دوستانی داشتند که در مسجد به نزدیک ایشان می نشستند و برخی کمی دور تر و برخی عقب می نشستند، اما امیرالمومنین علیهالسلام همیشه دور می نشست و پیامبر صليالله عليه وآله سوال می پرسید که : علی جان آمدی؟
پیامبر صليالله عليه وآله روزی به خانه آمد و جلو همه مردم در مسجد گفت: بوی خدا استشمام می کنم کسی اینجا آمده؟ گفتند: بله جوانی آمد که سوار بر شتر بود و چنان، حضرت فرمود: کسی تعارفش نکرد؟ گفتند: بر شتر بود و سوالاتی کرد و رفت حضرت فرمودند: چیزی نگفت و رفت؟ گفتند به او گفتیم پیاده شو و گفت: خیر مادرم گفته اگر پیامبر صليالله عليه وآله نبود پیاده نشو زود برگرد حضرت فرمود: هان! برادرم اویس بود و بعد گفت: من اویس را دوست دارم او هم مرا دوست دارد. او از مادرش اطاعت کرد و خدا او را رحمت کند. خدا کند ما از آنهایی باشیم که نرفته و رفته دوستمان بدارندو از آنها اطاعت کنیم.
در ادامه این مراسم؛ آقای طالبی، حاج مهدی غیاثی و دیگر ذاکرین اهل بیت علیه السلام به روضه خوانی پرداختند.
/ب.ط211