چهارشنبه وبلاگی/ فراموشی نعمتها آغاز طغیان انسان
در سوره علق، آیه 6 و 7 خداوند می فرماید:«ان الانسان لیطغی ، ان رآه استغنی»خیلی از مباحث مهم تربیت شخصیت، کنترل همین مساله طغیان نفس است، تا دیروز که پول نداشت، خدا را عبادت می کرد، اما حال که پولش از پارو بالا می رود، به شیطان می گوید، زکّی.
تا دیروز که مریض بود از همه قطع امداشت، حال که نیازش برطرف شده و علی الظاهر دیگر برای درمان مرض به خدا نیازی ندارد، چون خدا شفایش را داده، طغیان می کند، همان طغیانی که خدا به موسی، امر می فرماید: «اذهب الی فرعون انه طغی»، همان طغیانی که آفتِ ثروت و پول و سلامتی و همه نعمتهای الهی است که انسان را به صورت نسبی بی نیاز می کند، آن کسی که با حجاب بدی ظاهر می شود، نفسش طغیان کرده که رضایت خدا برایش مهم نیست و معصیت می کند و اطاعت از شیطان، و لذاید و به خدا نیاز وقتی که مشکلی به کارش می افتد، چادر می پوشد و نماز خوان و چلّه بر می دارد و به زیارت امام رضا می رود و همین که مشکلش حل می شود دوباره طغیان می کند و خدا را فراموش می کند.
فرعون و نمرود نیز خدا را به هنگام نیاز، التماس می کردند، چه خاصیتی دارد این بشر بی خاصیت که خدا را طغیان می کند در حالی که می داند بازهم نیاز مطلق دارد به خداوند «انتم الفقراء الی الله»ولی وقتی خداوند مهربان، حاجات او را مرحمت می کند، نماز نمی خواند یا در نمازش کاهل می شود، به راستی که شیطان خوب قسم خورده و به قسمش عمل نموده که«فبعزتک لاغوینهم اجمعین»و انسان را به فراموشی می کشاند.
اگر دیدی نعمتی را دارا شدی و طغیان کردی و یادت رفت که خدا را شکر کنی، بدان خدا به حال خودت رهایت کرده است. «الهی لا تکلنی الی نفسی طرفه عین ابدا».
/زع 212