حجت الاسلام پناهیان : معرفت امیرالمومنین (ع) به نورانیت، معرفت خداوند است + گزارش تصویری

رویکرد معنوی به موضوع امامت
ما یک بار رابطه عاطفی خودمان را با اهل بیت علیهم السلام مدنظر قرار می دهیم و از این حیث که علاقه ای به ایشان داریم به ذکرشان می پردازیم و از این جهت که ما از نظر اجتماعی به ولی خدا نیاز داریم، مثل زمان ما که ظلم ها فراوان می شود و به فرج اضطرار پیدا می کنیم که بتواند با مدیریت خودش جهان را از ظلم نجات دهد. یک وقتی از حیث اعتقادی موضوع امامت را مدنظر قرار می دهیم، ما معتقد هستیم امیرالمومنین علیه السلام معصوم هستند. ولی از حیث اعتقادی و اجتماعی و علاقه ای که بگذریم، از حیث معنوی می خواهیم به موضوع بپردازیم. از حیث معنوی بخواهیم به امامت بپردازیم اینطور می شود که هر وقت پاک تر و مقرب تر شدیم، بیشتر تحویلمان می گیرند. هر موقع بیشتر تحویلمان گرفتند نورانی تر می شویم.
معرفت نورانیت امیرالمومنین علی علیه السلام
یک حدیثی از امام علی علیه السلام نقل شده است که اهل معنا خیلی به این حدیث اهمیت می دهند. می تواند واقعا از تحمل خیلی ها که سطحی نگر هستند خارج باشد. ابوذر غفاری از سلمان فارسی سوال کرد: یا ابا عبدالله (کنیه سلمان بوده است.) ما معرفه الامام بالنورانیه؟ یعنی معرفت امیرالمومنین علی علیه السلام را از حیث نور بشناسیم چگونه است؟ سلمان پاسخ داد: از خود آقا بپرسیم. سلمان می توانست آنجا بایستد و سخنرانی کند ولی گفت از آقا بپرسیم. حضرت را پیدا نکردند وقتی حضرت آمدند فرمودند: چه شد که منتظر من شدید؟ گفتند: ما آمدیم از شما بپرسیم که معرفت شما به نورانیت یعنی چه؟ امیرالمومنین علی علیه السلام یک نکته ای را اینجا فرمودند: مرحبا بر شما که دوستانی هستید که در رابطه تان با اهل بیت علیهم السلام کم نمی گذارید. بر دیگر مومنان هم واجب است که ادب شما را داشته باشند. هر کسی از ایشان سوال نمی کرد.
محک بودن امیرالمومنین
حضرت می فرمودند: «سلونی قبل عن تفقدونی»1 قبل از اینکه من از دنیا بروم سوال کنید. خیلی عجیب است. خدا در یک زمانی علی بن ابیطالب علیه السلام را در این دنیا قرار داده است که پر از مظلومیت و رنج است. چند نفر آدم حسابی در اطراف ایشان جمع نشده بود. مقام امیرالمومنین علی علیه السلام در پیش خداوند خیلی بالا است. نسبت به ایشان هم یک خاصیتی وجود دارد، ایشان وجود شریفشان یک خاصیتی دارد که فقط جذب کنندگی نیست. ایشان بزرگترین امامی هستند که خاصیت امتحان کنندگی دارند برای بدی هایی که حتی کم در گوشه دل آدم باشد محک است. ابا عبدالله الحسین علیه السلام و دیگران اینجور نیستند. همچین که آدم بد شود مانند تکبر به ولایت در جلوی امیرالمومنین علیه السلام که می رود احساس می کند بدش می آید. لذا همه در هنگام مرگ امیرالمومنین علیه السلام را می بینند. اگر بخواهد فرار کند و خوشش نیاید نابود است. علی بن ابیطالب علیه السلام میزان است. در طول تاریخ حیات بشر هیچکسی مانند علی علیه السلام دشمن نداشته است. دشمنی بی دلیل. آقا علی است حسن، حسین، رضا نیست. علو محل تجلی علو و عظمت پروردگار عالم است. کسی که تکبر داشته باشد، از عظمت خداوند بدش می آید. متکبر از متکبر بدش می آید. اگر خداوند متکبر باشد اشکالی ندارد، اگر ما متکبر باشیم مشکل است. علی بن ابیطالب علیه السلام محل تجلی کبریایی خداوند است.
صلاه همان ولایت است
امیرالمومنین علیه السلام یک آیه از قرآن می خوانند و قسمت اول را شرح می دهند و قسمت دوم خداوند متعال می فرماید: «یقیمون الصلاة فمن أقام ولایتی فقد أقام الصلاة»2 کسی ولایت مرا قبول کند، نماز خوانده است. معنای حقیقی نماز را ولایت خودش می گذارد و به همین دلیل نماز خواندن سخت است. نماز صعب و دشوار است، هر کسی نمی تواند انجام دهد، مگر بنده ای که خداوند قلبش را آماده کرده باشد. سلمان و ابوذر سوال می کنند: اگر کسی نماز بخواند، ولایت شما را اقامه کرده است؟ فرمودند: بله. تصدیق این مسئله قول خداوند متعال است که فرمود: «وَاسْتَعِينُواْ بِالصَّبْرِ وَالصَّلاَةِ وَإِنَّهَا لَكَبِيرَةٌ إِلاَّ عَلَى الْخَاشِعِينَ»3 کمک بگیرید از صبر و نماز. کمک گرفتن از نماز سخت است، مگر برای خشوع کنندگان. صبر سخت نیست، ولایت سخت است. صلاه سخت است. نفرمودند: صبر و صلاه سخت است. خاشع یعنی شیعه. می فرمایند: صبر پذیرش رسول خدا است. خداوند در قرآن می فرمایند نماز سخت است! فرمودند: یعنی ولایت من سخت است. ده ها هزار نفر در غدیر خم جمع شدند. با رسول خدا صلی الله علیه و آله مشکلی ندارند، با علی علیه السلام مشکل دارند. رسول خدا صلی الله علیه و آله استدلال ساده ای دارند می فرمایند: «من کنت مولاه فهذا علی مولاه» چون علی بن ابیطالب علیه السلام محک ذره ای تکبر در دل آدم است. ذره ای آدم بخواهد تکبر به مقام ربوبی داشته باشد، این وسط آقا را نمی تواند بپذیرد. خیلی عجیب است. چرا به حضرت می گویند: ابوالعجائب؟ تنها ولی خدا که بعد از شهادتش تا ده ها سال او را لعن می کردند علی بن ابیطالب علیه السلام است. امام حسین علیه السلام را قطعه قطعه کردند ولی کسی ایشان را لعن نکرد. چه تفاوتی دارد؟ علی بن ابیطالب علیه السلام مظهر علو و عظمت خداوند است. تواضع نسبت به مقام ربوبی در علی بن ابیطالب علیه السلام تجلی می کند. لذا هنگام ورود به بهشت علی بن ابیطالب علیه السلام محک ایمان هستند. صبر مگر خودش سخت نیست؟ صبر یعنی تیغ های گل را خلاف جهتی که روئیده اند بخواهیم بکنیم و پایین بیاییم، خیلی شکنجه است، صبر یعنی این. می فرمایند: صبر سخت نیست صلاه سخت است. بلا سخت نیست، ولایت سخت است. بعضی ها راحت نماز می خوانند ولی ولایت را قبول ندارند! آنها یک بلایی سر نماز خودشان آورده اند. شیطان نمی گذارد. امام صادق علیه السلام می فرمایند: اگر دیدی کسی خیلی انس به نماز دارد و اگر نخواند هلاک می شود، گولش را نخور. ممکن است اصلا نمازش نماز نیست.
امیرالمومنین علیه السلام می فرمایند: خدا نفرمود صبر و صلاه سخت است، فرمود: نماز سخت است. پیامبر گرامی اسلام فرمودند: من منذر هستم اما علی بنا است که به مقصود برساند. یک لحظه بیدار شدن که کاری ندارد ولی اگر همه راه را رفتی هنر است. هدایت را از علی بن ابیطالب علیه السلام بخواهید. لذا ایشان جایگاه خاصی دارند، نه فقط برای امت های بعد از خودشان. بلکه برای امت های قبلی هم مهم هستند. آنها باید به محضر علی بن ابیطالب علیه السلام بروند. لذا عنوان صحیفه مومن، حب الحسین فدایشان بشوم نیست. عنوان صحیفه مومن حب علی بن ابیطالب علیه السلام است. هر گدایی ممکن است به در خانه امام حسین و امام حسن علیه السلام برود. اینهایی که عزادار امام حسین علیه السلام هستند دستشان را می گیرد و به خانه علی بن ابیطالب علیه السلام می برند. پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله خیلی وقتها از علی بن ابیطالب علیه السلام تعریف نمی کردند برای اینکه دیگران کفرشان نگیرد. اصلا یک حسی نسبت به امیرالمومنین علی علیه السلام بوده است. عادی هم نبوده است. امیرالمومنین علی علیه السلام یک وقتی اشک ریزان خدمت رسول خدا صلی الله علیه و آله رسیدند و فرمودند: یا رسول الله من پیش آنها که میرسم حرفشان را قطع می کنند و از من روی می گردانند، من با اینها چه کرده ام؟ رسول خدا ایشان را در بغل گرفتند و فرمودند: تو کاری نکرده ای. هنگامی که در صف جماعت می ایستادند شانه هایشان را به هم می چسباندند که امیرالمومنین علیه السلام جا نداشته باشند بنشینند. رسول خدا صلی الله علیه و آله این صحنه را دیدند و گریه کردند. فرمودند: جلوی چشمان من با علی علیه السلام این چنین می کنید، وقتی نباشم چه خواهید کرد؟
اگر پدر و مادرهایتان زنده هستند بخاطر حب علی علیه السلام دستشان را ببوسید. می خواستند میزان ناخالصی فرزندش را بفهمند جلوی حضرت علی علیه السلام می آوردند، اگر لبخند می زد خیالشان راحت میشد و اگر اخم می کردند می فهمیدند ناخالصی دارد. تفسیر نماز را از حضرت زهرا سلام الله علیها بپرسیم می فرمایند نماز برای این است که تکبر را از دل بیرون ببرد. خود تکبر ماجرای مفصلی دارد. یک ذره تکبر باشد، نماز خواندن سختش است.
نورانیت
حضرت در جواب سلمان و ابوذر فرمودند: «یا سلمان یا جندب إنه لا یستکمل أحد الایمان حتی یعرفنی کنه معرفتی بالنورانیة فاذا عرفنی بهذه المعرفة فقد امتحن الله قلبه للایمان وشرح صدره للاسلام وصار عارفا مستبصرا، ومن قصر عن معرفة ذلک فهو شاک ومرتاب یاسلمان ویا جندب قالا: لبیک یاأمیرالمؤمنین، قال علیهالسلام: معرفتی بالنورانیة معرفة الله عزوجل ومعرفة الله عزوجل معرفتی بالنورانیة وهو الدین الخالص»4 ایمان کسی کامل نمی شود مگر مرا با نورانیت معرفت پیدا کند. هر کسی مرا به نورانیت شناخت، خداوند قلب او را با نورانیت امتحان کرده است. (امتحان همیشه به معنای آزمایش نیست. یعنی گداختن آهن و آماده شدن آن برای شکل گرفتن.) و کسی که این گونه شد عارف و مستبصر خواهد شد. هر کسی کم بگذارد یا شک دارد و یا تردید می کند. سلمان و ابوذر معرفت من به نورانیت، معرفت خداوند است و معرفت خداوند، معرفت من به نورانیت است.
نیاز به نورانیت
اینکه می گوییم از حیث معنویت به ولایت توجه کنیم با دوست داشتن متفاوت است. با نیاز داشتن به علی بن ابیطالب علیه السلام و ... فرق می کند. ما نیازهای متفاوتی داریم. نیاز به عاطفه داریم، نیاز به غذا، سرگرمی و تفریح و ... داریم. یکی از نیازهایی که برای بعضی ناشناخته است، نیاز به نور است. ما نیاز به نور داریم. نیاز به نور داشتن یعنی نورمان که کم می شود، بی قرار می شویم. کسی نورانی نباشد و پیش ما بیاید به هم می ریزیم، کسی که نورانی باشد و پیش ما بیاید خوشحال می شویم. قرآن در اتاق باشد آدم حس می کند. نور یک چیزی است. مثلا وقتی وضو نداری می گویی نمی دانم چرا حالم بد است؟ وضو نور است. وضو می گیریم حالمان بهتر است. اگر نور را توجه کنیم مثل تشنگی و عاطفه می فهمیم. عزت یکی از نیازهای عالم است. کسی دوست ندارد تحقیر شود. کسی نیاز به عزت را از دست داده باشد خدا از او متنفر است. نیاز به نورانیت را باید اول بیدار کنیم. یکی از دلایل نورانی بودن جلسات هیئت این است که افراد داوطلبانه به عشق علی بن ابیطالب علیه السلام می آیند. امیرالمومنین علی علیه السلام می فرمایند: ارواح مقدار نور همدیگر را می شناسند. می فرمایند: هم نشین خودت را نگاه کن، یک تناسب نوری بین تو و او هست. خواستید به خواستگاری بروید نور را هم بسنجید. نور راست است. یکی از علمای بزرگوار می فرمودند یک خانه ای در فاطمیه روضه می گرفت و نزدیک خانه علامه طباطبایی بوده است و ایشان هم به آنجا می رفتند و دم در می نشستند و هرچه به ایشان می گفتند داخل بیائید نمی آمدند. می فرمودند: یک سالی بنایی می کنند و در ودیوار خانه را تغییر می دهند. برای مجلس روضه دیوارها را پارچه سیاه می زنن، وقتی علامه طباطبایی داخل می شوند می گویند: دیوارها را عوض کرده اید؟ می گویند: بله، بنایی داشته ایم. ایشان می فرمایند: از آن دیوارهای سابق چیزی مانده است؟ می فرمایند: بله در پشت اتاق است. علامه می گویند: می شود من آنجا بنشینم؟ بعد آن صاحب خانه می گوید: ما که همیشه به شما می گوییم بیایید داخل اتاق بنشینید. علامه می فرمایند: آن دیوار سال ها ناله یا زهرا را شنیده است. من نور آن را می خواستم. نور واقعیت دارد. هر کسی با جان و دل سجده کند سجده گاه نورانی می شود و روایت است مستحب است به محل سجده گاه دست بکشد و به صورتش بمالد.
معرفت به نورانیت شناختن امام علی علیه السلام، این است که وقتی نام حضرت را می برد، حس خوبی داشته باشد. ذکر ایشان دل ها را نورانی می کند. به حرمش که می رویم نورانی می شویم. علی نور بی سایه است. نور لطیف و نرم است. چرا به علی بن ابیطالب علیه السلام اینقدر کشش داریم؟ زیرا ایشان نور هستند. خفاش پرنده خوبی است ولی از نور بدش می آید. بعضی ها روحشان خفاش است، اگر نور نباشد، بال در می آورند. آدم یک سنسوری در وجود خودش دارد که می تواند نور اشیاء را متوجه شود. قدیم ها یک سنت هایی دیده میشد که در عروسی ها و جاهای مختلف یا علی گفته می شد.
/1102101304
پی نوشت:
1.
نهج البلاغه خطبه 189
2. بحارالانوار ج : 26 ص 1
3. سوره بقره آیه 45
4.
مشارق الانوار ص160/ بحار الانوار ج26ص1-7 ح1