قرارگاه مبارزان
اما در اندیشه شیعه آرامگاه امامان شیعه بخصوص کربلای حسینی جایگاهی ویژه پیدا کرد و چون قیام امام حسین (علیه السلام) پدیدهای سیاسی- اجتماعی بود. جایگاه کربلا نیز به عنوان زیارتگاهی که با سیاستهای خلفای اموی و عباسی گره خورده بود بسیار حساس و قابل توجه بود، چه آن زمان که هنوز شیعیان اجازه ساختن بارگاه و زیارت رسمی پیدا نکرده بودند و چه زمانی که با آزادی بیشتر شیعه، کربلا به عنوان قرارگاه دایمی مبارزان علیه ظلم و استبداد خلفا مورد اقبال آزادگان جهان شد و چه در سدههای اخیر که هر تغییر حکومتی بر شرایط زائران کربلا و سایر عتبات عالیات تأثیر ویژه دارد.با سقوط صدام و بخصوص با خروج آمریکاییها از عراق، زیارت عتبات شکل دیگری به خود گرفت و همین پدیده به مهم ترین عامل تعیین کننده در روابط سیاسی و مسایل اجتماعی کشورهای شیعه نشینایران و عراق بدل گشت، دو ملتایران و عراق که سابقه جنگی هشت ساله با یکدیگر را پشت سر گذاشته بودند به واسطه همین پدیده دیپلماسی زیارت، نه تنها راه ادامه دشمنی را در پیش نگرفتند، بلکه همانند دو ملت و کشور دوست بیشترین ارتباط و تبادل اقتصادی را با هم رقم زدند و مستحکم ترین رابطه اجتماعی بین دو ملت را شکل دادند، بیشترین مسافرتهای ممکن بین تبعه دو کشور رقم خورد و بیشترین سرمایه گذاری در حوزه توریسم و هتلینگ انجام شد.
تب زیارت به مشهد پس از جنگ
از طرف دیگر شیعیان عراق که سالها در تب زیارت مشهد مقدس و بارگاه ملکوتی امام هشتم میسوختند پس از عادی سازی روابط دو کشور عاشقان راه زیارت مشهد مقدس را در پیش گرفتند واین ارتباط دو جانبه مبدأ تحولات سیاسی بسیاری شد؛ امروزه رابطه سیاسیایران و عراق تحت تأثیر رابطه مذهبی و زیارتی چندان مستحکم است که کشورهای مختلف و استکبار جهانی را به وحشتانداخته است، به گونهای که یکی از اهداف کمک استکبار به گروههای تکفیری مانند داعش همین ترس از اتحاد ناگسستنی دو کشور است.
تأثیری که وجود عتبات عالیات بر استانهای همجوار دو کشور گذاشته است، بیش ازاین است، بسیاری از ساکناناین استانها با استانهای همجوار آن طرف مرز نسبتهای خانوادگی دارند و دیگر مرزهای جغرافیا را فاقد اعتبار میدانند نشانهاین امر است که وجود وابستگی عاطفی به عتبات عالیات و بارگاه ائمه اطهار (علیهم السلام) باعث شده که وابستگیهای اجتماعی و فرهنگی نیز پدید آید، این وابستگی فرهنگی نه تنها تفرقه افکنانه نیست بلکه وحدت آفرین است. ارتباط فرهنگی بین کشورهای مختلف تعاملهای جدی و فارغ از رنگ و نژاد را رقم میزند که بجز در سایه وحدت عاطفی دینی رخ نمیدهد یعنی نقشی که حج به عنوان همایش سیاسی سالانه میبایستایفا میکرد و به واسطه تفرقه افکنی رژیم غاصب حجاز کمرنگ شده استاین بار در تمام سال و تمام وسعتایران و عراق رخ میدهد و امت واحدهای را حول محور علاقه و محبت به ائمه اطهار(علیهم السلام) بین تمام محبین اهل بیت (علیهم السلام) رقم میزند.
اوج دیپلماسی وحدت آفرین
دراین میان اربعین و پیاده روی شکوهمند آن نقطه اوجاین دیپلماسی وحدت آفرین است، می گوییم وحدت آفرین بدین سبب که هر چقدر دیپلماسی سیاسی و کلاسیک بر اساس منافع دولتها و کشورهای تعریف شده نظام سیاسی جهان است، دیپلماسی زیارت باکنار گذاشتن منافع رخ میدهد و اساس آن همبستگی دینی است و چون با عواطف مردم گره میخورد حتی اگر سیاسیون کشورهای اسلامی بخواهند نمیتوانند برآن وجهی غیر از وحدت قایل بشوند، پیاده روی اربعین چنان مرزهای جغرافیایی را در هم میشکند که حتی نیروهای انتظامی محدوده وسیع
پیاده روی، گاه از تبعه کشوری دیگر انتخاب میشود، سیستم خدمات رسانی و اطلاع رسانی نیز دیگر مختص دولت عراق نیست و همه حاضرین و بخصوص دولتایران در آن نقش اساسیایفا میکند.
مدل جدیدی از مردم سالاری
بااین نگاه، دیپلماسی زیارت میتواند نه تنها محدود به اماکن زیارتی شیعه وایام خاص بلکه به عنوان نظریه سیاسی اسلام در حوزه دیپلماسی و علوم سیاسی مطرح باشد، بااین نگاه که مدل مردمی اداره پیاده روی اربعین به عنوان مدل جدیدی از مردم سالاری که نه بر اساس دموکراسی غربی و اومانیسم بلکه بر اساس حب خدا و سیر من الخلق الی الحق شکل میگیرد، مطرح شود، هرچند مطالعات و بحثهای علمی در باب دیپلماسی زیارت پدیدهای نوپاست واین مدعا کهاین دیپلماسی میتواند جای دیپلماسی غربی و مدرنش را بگیرد ادعایی بزرگ است امااین امید وجود دارد که حکمت و عرفان شیعی که دیپلماسی زیارت، پیاده روی اربعین و شیوه اداره اماکن مقدس مانند آستان قدس جلوههایی ازاین حکمت و شیوه حکومتی منبعث از آن است بتواند راههای جدیدی را فراروی بشر امروز بگشاید و صد البته ابهت و عظمت پیاده روی اربعین میتواند پشتوانه خوبی برای طرحاین مباحث بنیادی باشد و از طرف دیگر امید است تصحیح رفتار حاکمان سعودی و غاصبان حجازاین فرصت را فراهم آورد که حج ابراهیمی نیز به شیوه مردمی اداره شود و جایگاه حقیقی خود را باز یابد.