چهارشنبه های وبلاگی/ کاش... لحظه ای یک دَم، مسلمان می شدیم...

کد خبر: 15934

وارث:




گاهی اوقات کوفی می شویم ...
کربلا هم همین شکل بود ... مثل همین غزه ...
عده ای با هرچه به دست شان می رسید مظلومی را می زدند ...
و عده ای هم فقط تماشا می کردند و سکوت ...
و بدون شک جایگاه هر دوی آنان در دوزخ یکیست ...
حتی من می گویم او که فقط تماشاگر بوده و سکوت کرده
شاید جایگاه بد تری داشته باشد ...
یادمان نرود : " هر زمین کربلاست و هر روز عاشورا ... "
و امروز هم غزه همان کربلا شده که هر روزش عاشوراست ...

امروز این خلخال نیست که از پای زن یهودی باز می کنند...
امروز این سر است که از تن جوان مسلمان جدا می کنند ...

برای آن خلخال جا داشت تا از غصه جان داد ... برای این سر اما...!ا

امروز هم این زنان و کودکان هستند که خرابه نشین شده اند ...
پدری در مقابل فرزندش جان می دهد و  امروز فرزندی در مقابل مادر سرش را ...
 امروز هم ما اگر "به نماز بایستیم"  و یا " در شراب بنشینیم" هیچ فرقی نمی کند ...

کافیست فقط تماشاگر نباشیم ... کافیست فقط سکوت نکنیم...

______________________________ 

چون قدم بر خاک خونین داشتی
بذر غیرت در زمین می کاشتی

زهر عشق حق به حمد آمیختی
در رکوعت می به ساغر ریختی

قبله ی تو عشق و مستی قتل گاه
این مشایخ قبله هاشان بر گناه

گویمت از هفت رنگان، مو به مو
خرقه پوشان دغل کار دورو

سجده بر پست و ریاست می کنیم
با خدا هم ما سیاست می کنیم

کو نشانی که شما اهل دلید
جملگیتان بر نماز باطلید

می چکد شک بر سر سجاده ها
وای از روزی که افتد پرده ها

ما خدایان زیادی ساختیم
مال مردم را به خود پرداختیم

****

شیر حق برخیز وقت کار شد
بر سر نی رفتنت انکار شد

کاخها، گردیده مسجد، سرفراز
صد رکعت تزویر دارد هر نماز

سجده در مسجد، حسینا مشکل است
این بنا از دل نباشد، از گل است

این خسان با مال مردم زنده اند
جملگی اندر نماز و سجده اند

دم ز راه و رسم سلمان می زنیم
لاف اسلام و مسلمان می زنیم

کاشکی از نسل سلمان می شدیم
لحظه ای، یک دم، مسلمان می شدیم

سجده بر پست و ریاست می کنیم
با خدا هم ما سیاست می کنیم

کو نشانی که شما اهل دلید
جملگیتان بر نماز باطلید

می چکد شک بر سر سجاده ها
وای از روزی که افتد پرده ها

ما خدایان زیادی ساختیم
مال مردم را به خود پرداختیم

چون قدم بر خاک خونین داشتی
بذر غیرت در زمین می کاشتی

زهر عشق حق، به حمد آمیختی
در رکوعت می به ساغر ریختی

_____________________________

پ.ن.: کاشکی از نسل سلمان می شدیم ....لحظه ای، یک دم، مسلمان می شدیم

منبع: وبلاگ نگاهی متفاوت

/م118