شعرآیینی/خانه ام را سوختند و سوخت جانم،چون علي

کد خبر: 17531

خانه ام را سوختند و سوخت جانم،چون علي

ظـالـمـان بـستـند مـحكـم بـازوانـم،چون علي

پـابــرهـنـه ، سـربـرهنـه ، بي عبـا،دركـوچـه ها

مي كشاندند و پر از خون شد دهانم،چون علي

حـرمت سـبط پـيمبـر پيشكش،بـر پيري ام

لحظه اي مهلت ندادند و امانم،چون علي

او سوار اسب خود مي تاخت،من هم در پي اش

دست بسته ، خسته و گريان،دوانم،چون علي

جرم من بر شرع ماندن ، راستگويي ، عصمتست

مـن حـريف خـار چشم و استخـوانم ، چون علي

آه ، اي مادر چه دردي داشت سيلي خوردنم؟

قفـل شـد از فرط اين سيلي زبانم ، چون علي

سر اگر افكنده ام ، از شرم يا از ترس نيست

نــاي اِســتــادن نــدارد زانــوانـم ،چون علي

اهـل بـيـتـم در هـراس و حـرمـتم ضايـع شده

در عذاب ازچشم هاي اين و آنم ، چون علي

حق يـك نـعلـيـن پـوشـيـدن نـدارم اي خـدا

كاش مي شد لااقل تنها نمانم ، چون علي

یاسر قربانی
/د115