حجت الاسلام علی بخشی: عدم شنیدن کلام حق باعث خارج شدن از مسیر دین می شود
وارث: دومین شب مراسم بزرگداشت حضرت رقیه سلام الله علیها با سخنرانی حجت الاسلام علی بخشی و مداحی حاج سعید خرازی در هیئت خیمه گاه حسینی برگزار شد.

قرآن کریم می گوید: حضرت نوح علیهالسلام 950 سال خون دل خورد و 950 سال برای هدایت مردم امت زحمت کشید. اما از کثیر امت قلیلی به نوح علیهالسلام و اعتقاداتش ایمان آوردند. سورۀ نوح علیهالسلام از آیۀ پنجم به بعد حضرت نوح علیهالسلام صراحتاً می گوید: خدایا! من روز و شب برای مردم زحمت کشیدم و آنها را دعوت کردم اما تأثیری نداشت. صراحتاً می فرماید: هر قدر که آنها را به سمت مغفرت تو دعوت کردم آنها فراری تر شدند. حضرت نوح علیهالسلام در این سوره و آیات بیان می کند: وقتی من آنها را به سمت تو دعوت می کردم آنها عکس العمل هایی را نشان می دادند که چهار مورد است. یک) " جَعَلُوا أَصَابِعَهُمْ فِي آذَانِهِمْ " اینها انگشتانشان را در گوش هایشان فرو می کردند که کلام حق را نشنوند. دو) " وَاسْتَغْشَوْا ثِيَابَهُمْ " اینها لباسشان را به خود می پیچیدند. این مطلب و این قسمت از آیه دو فرض دارد و فرض اول این است که اینها طوری لباس را به خود می پیچیدند که کمک کنند به انگشت ها که در گوش کردند تا اصلاً صدایی به پردۀ گوششان نرسد. فرض دوم این است که اینها هم گوششان را از شنیدن می گرفتند و هم لباس را طوری به خود می پیچیدند که چهرۀ ملکوتی نوح نبی علیهالسلام را هم نبینند. سوم) " وَأَصَرُّوا " در کفر اصرار می ورزیدند. یعنی ایستادگی در گناه و معصیت. چهار) " وَاسْتَكْبَرُوا اسْتِكْبَارًا " اهل استکبار و غرور و تکبر بودند. در مقابل دعوت و خون دل نوح علیهالسلام مردم یا انگشت در گوش فرو می کردند و یا جامه و لباس را دور خود می پیچیدند و یا در کفر اصرار می کردند و یا اهل تکبر و استکبار بودند.
این مطلب مختص به زمان نوح علیهالسلام نیست. اگر آیات قرآن را نگاه کنیم در زمان نبی اکرم صلیاللهعلیهوآله هم این اتفاق افتاده است. عده ای سر و صدا و هلهله می کردند، آنچنان جنجال و غوغایی برپا می شد که تلاوت آیات قرآن به دیگران نرسد. صریح آیۀ قرآن: " وَقَالَ الَّذِينَ كَفَرُوا " افراد اهل کفر می گفتند: " لَا تَسْمَعُوا لِهَذَا الْقُرْآنِ وَالْغَوْا فِيهِ لَعَلَّكُمْ تَغْلِبُونَ " (سورۀ فصلت آیۀ 26) سر و صدا کنید تا صدای پیامبر صلیاللهعلیهوآله و آیات الهی به دیگران نرسد. شاید از رهگذر این عمل و جنجال و غوغا ما پیروز شویم.
این عمل مردم فقط مختص به زمان نبی اکرم صلیاللهعلیهوآله و نوح نبی علیهالسلام نیست. شما در عاشورا شاهد خواهید بود که وقتی سیدالشهدا علیهالسلام خطبه قرائت کردند عکس العمل دشمن چه بود و یا زمانی که مصیبت به اوج می رسید و لشگر از جهت روحی و عاطفی شکست می خورد آنها اولین عکس العملشان چیست؟ هلهله کردن و پایکوبی کردن که صدای ولی خدا به مردم نرسد. باز هم اضافه کنم که این مطلب مختص به زمان سیدالشهدا علیهالسلام و نبی اکرم صلیاللهعلیهوآله و حضرت نوح علیهالسلام و انبیا نیست. امروز هم سر و صدایی در این عالم بر پا شده است که ما کلام حق را نشنویم و فراموش کنیم. اما در مقابل اهل کفر افرادی هستند که، مقید باشید آیات آخر سوره بقره را بعد از نماز عشا بخوانید که امام صادق علیهالسلام فرمودند: کسی که توفیق نماز شب ندارد این آیات را بخواند؛ آنجا می گوییم: " قَالُواْ سَمِعْنَا وَأَطَعْنَا غُفْرَانَكَ رَبَّنَا وَإِلَيْكَ الْمَصِيرُ " اهل ایمان می گویند: " سَمِعْنَا وَأَطَعْنَا " گوش می دهند و اطاعت می کنند. کلام ما استماع کلام حق است.
اباذر وقتی محضر نبی اکرم صلیاللهعلیهوآله رسید، پیامبر صلیاللهعلیهوآله فرمودند: به محل زندگی خودت برگرد و آنجا باش تا اینکه ما تبلیغمان علنی شود و بازگردیم. زمانی که بروی پسر عمویی داری که از دنیا رفته است، مالش را ضبط کن و نگهداری کن. وقتی اباذر بازگشت دید پسر عمویش از دنیا رفته است اموالش را ضبط و نگهداری کرد. وقتی پیامبر صلیاللهعلیهوآله به مدینه آمدند اباذر در مسجد قبا ایشان را دید. عرض کرد: 60 رأس گوسفند دارم. پولی هم ندارم که چوپانی برایشان بگیرم و به ناچار خودم آنها را نگهداری می کنم. اما دوست ندارم. (اینکه ما دوست داشته باشیم که چطور زندگی کنیم خیلی مهم است.) گفت: در این شرایط هستم اما رکاب شما را دوست دارم. نه چوپانی کردن برای 60 گوسفند را. فرمودند: در حال حاضر باید این عمل را انجام دهی.
روز هفتم رسید محضر نبی اکرم صلیاللهعلیهوآله، پیامبر فرمودند: گوسفندانت را به چه کسی سپردی؟ گفت: داشتم نماز می خواندم گرگی آمد و یکی از گوسفندانم را گرفت و درید و برد. شیطان هم مرا وسوسه کرد و گفت: اگر نمازت را ادامه بدهی گرگ ها تک تک گوسفندانت را از بین می برند. (میدانید که از جهت شرعی اگر مالتان در خطر بود اقامۀ نماز داشتید می توانید بشکنید و مالتان را نجات دهید.) به هر ترتیب نمازم را ادامه دادم و مجدد گرگی آمد و بره را برد. شیطان مرا وسوسه کرد که نمازت را بشکن. نمازم را ادامه دادم و دیدم شیری گرگ را درید و بره را به گله برگرداند. با زبان حال و قال گفت: تو نمازت را بخوان. ما نگهدار گوسفندان تو هستیم. پیامبر صلیاللهعلیهوآله فرمودند: چون اطاعت خدا را کردی خداوند این حیوان را مطیع تو کرد.
ما از این دست موضوع در شواهد و قرائن و گزاره های تاریخی بسیار داریم که تو بندگی کن نه به شرط مزد، کسی که باید نگاه کند، نگاه می کند، آن وقت اسباب عالم را مسخر تو می کند. می گوید بشو، می شود و بگویی نشو، نمی شود. در مقابل اهل کفر، اهل ایمان سَمِعْنَا وَأَطَعْنَا هستند. هم گوش می دهند و هم اطاعت می کنند.
برخی از آیات قرآن سرگذشت اهل کفر را می گوید. قدیم گفتند: پای سینه سوخته بشینی حرف گیرت می آید. آدم پای حرف اهل جهنم بنشیند چهار چیز یاد می گیرد که آنها کجا اشتباه رفتند. از این نوع و از این جنس آیات بسیار است که اهل جهنم و دوزخ اقرار می کنند و از پریشانی خودشان خبرهایی را به دیگران می دهند.
" لَوْ كُنَّا نَسْمَعُ أَوْ نَعْقِلُ مَا كُنَّا فِي أَصْحَابِ السَّعِيرِ " می گویند: اگر ما خوب گوش کرده بودیم و خوب تعقل کرده بودیم امروز در آتش جهنم نبودیم. دو محور در این کلام است. یک) گوش کردن، نَسْمَعُ دو) تعقل و تفکر. هر دو رابطۀ مستقیم با سعادت و شقاوت ما دارد.
گاهی ما کلام حق را نمی شنویم، به جای آن کلام مخلوق را اطاعت می کنیم. یعنی اطاعت کلام مخلوق در جهت عصیان کلام حق. آیه گفت: " نَسْمَعُ أَوْ نَعْقِلُ " ای کاش گوش می کردیم و عقلمان را به کار می بردیم. شما ببینید هر جایی که عقول بشر تعطیل شده است جامعه به قهقرا رفته است و لاجرم ولی خدا باید به گودی قتله گاه برود.