مراسم شب بیست و پنجم ماه رمضان در حسینیۀ دلریش + گزارش تصویری

کد خبر: 36749
مراسم شب بیست و پنجم ماه مبارک رمضان در حسینیه دلریش با سخنرانی شیخ مصطفی کرمی و با مادحین حاج رسول فیضی ، حاج مهدی عزیزیان ، حاج مهدی اقدم نژاد ، حاج محمد حسن فیضی و دیگر ذاکرین اهل بیت علیهم السلام برگزار شد .

وارث: مراسم شب بیست و پنجم ماه مبارک رمضان در حسینیه دلریش با سخنرانی شیخ مصطفی کرمی و با مادحین  حاج رسول فیضی ، حاج مهدی عزیزیان ، حاج مهدی اقدم نژاد ، حاج محمد حسن فیضی و دیگر ذاکرین اهل بیت علیهم السلام برگزار شد .

 در ادامه متن سخنرانی شیخ مصطفی کرمی را می خوانید :

عدالت یک آرمان همیشگی در همه ادیان بشر

سیره سیاسی امیرالمؤمنین علیه السلام :

کتاب شرح در آخر جلد ده ابن حقیق سنی یک فصل از اشکالاتی که به ذهن رسیده به سیره سیاسی امیرالمؤمنین علیه السلام را ابشاح کرده است و بعد مطرح کردن به قدر قوه به آن جواب داده است . اگر چه برخی از جواب هایی که ایشان داده اند کفایت نمی کند و باید بیشتر به آن پرداخته شود . اصل شبهه این است که می گویند : وجود مقدس علی ابن ابی طالب علیه السلام شرایط و موقعیت مناسبی داشت که این شرایط مناسب و مستعد در اختیار دیگران نبود .

این شرایط ویژه عبارت بود از: فضایی موجود . امیرالمؤمنین علیه السلام پس از انقلاب مردم مصر و پس از کشته شدن خلیفۀ سوم زمانی به سر کار آمدند که مردم بر حسب جریان عادی و روال طبیعی در جامعه شناسی ، مردم در حمایت از حاکمیت به برخی از مسائل جبر ، اجتهاد داشتند . ضمن اینکه حضرت منتخب بودند و دوران حضرت ، زمان پتانسیل و انرژی برای بازگشت اسلام به آن اسلام اصلی و نبوی بود .

امیرالمؤمنین علیه السلام ظرفیتی را از دست دادند که یکی از آن ظرفیتها ، ظرفیت مردمی و دیگری ظرفیت عناصر شاخص و خواص بود .( این خواص یعنی افراد تاثیر گذار در جهتگیری کلی جامعه این ها آرام آرام از امیرالمؤمنین علیه السلام بریدند مانند : طله و زبیر،... )

یکی از ظرفیت هایی که امیرالمؤمنین علیه السلام از دست دادند و این ظرفیت خیلی مهم بود ، ظرفیت های عاطفی و روانیست . به عنوان مثال دیدند اگر امام علی علیه السلام اجازه می دادند یک مدتی معاویه می ماند)

 به نظر می رسد کسانی به امیرالمومنین علیه السلام پیشنهاداتی دادند و حرفشان غیر از عقلایی نبود و شاید خیلی از ما به حسب براورد ها و تخمین هایی که در معادلات سیاسی داریم این ها را مسائلی می بینیم که لازم رعایت هستند و واجب است امیرالمومنین علیه السلام آنها را در سیره سیاسی خود لحاظ کنند ، در حالی که خیلی بعید است ذهن حضرت به آنها نرسیده باشد . یا پیشنهاداتی که به امیرالمؤمنین علیه السلام برای بهبود اوضاع می دادند . چیزهایی باشد که به لحاظ سیاسی ، معقول امیرالمؤمنین علیه السلام نباشد .

 نقیب ابوجعفر اسکافی ، استاد ابن ابی الحدید سنی در جواب این اشکالات گفته است . زمانی که این جواب را دادند ، دیدند در فلسفه حکومت به لحاظ موازین ارزشی اسلام ، زمانی که فهرست مشکلات را آوردند. ( در موضوع طلحه و زبیر زمان که آنها می خواستند از نزد امیرالمومین علیه السلام بروند امام می دانست این ها می خواهند بروند و این ها را مقیدشان کردند . )  

تفاوت امیرالمؤمنین علیه السلام با خلفای پیشین و پسین در این بود که آن موضوعی که برای همه خلفا اولا و به ذات مغضوب و برایشان اهم امور و حفظ جایگاهشان بود . لذا زمانی که می خواستند مدیریت کنند و سیاست کنند برنامه شان در این بود که چه کارهایی انجام دهیم تا بیشتر در مسند خلافت باشیم ؟ برای امیرالمومنین علیه السلام این چنین نبود و امیرالمومنین علیه السلام برنامه ای را ارائه کردند تا هرکسی که می خواست از این برنامه الگو برداری کند و ایشان مدل حکومت اسلامی را در همه افراد ترسیم کردند . 

زمانی که سخن از مصلحت است در سیره امیرالمؤمنین علیه السلام تطابق جوهری اش این است که مصلحت عملی ایشان مصلحت علوی است . اما در مصلحت عملی آن کسانی که مصلحت اندیشی می کنند مصلحت اندیشه هایشان سیاسانه است .

 از اهم اموری که در ابقاع یک جریان سیاسی دخیل است  مسائل مالی است لذا اولین کاری که کردند این بود که فدک را مصادره کردند  و به زور از مردم زکات گرفتند و کسی که این زکات ها را  از مردم گرفت و آن را مدیریت کرد ، خالد ابن ولید علیه لعنت بود. (خالد ابن ولید (پسر ولید) این خالد ابن ولید کسی است که جز عناصر فشار سقیفه است . این مرد کسی بود که گناه مبین کرد و یکی از مواردی که در اسلام  بین خلیفه اول و دوم با هم اختلاف افتاد ، در حد خالد بن ولید بود . دومی اسرار داشت که این حد را به او بزنیم اما خلیفه اول به خاطر مصلحت این کار را نکرد و می گفت : او اجتهاد کرده و اشتباه کرده است !

حکومت به هر قیمت نیست . فلسفۀ حکومت اسلامی این است که حکومت به هر قیمت نباشد .  فلسفه حکومت اسلامی ؛ تسهیلات و توسعه سیاسی و امکانات و حتی عدالت نیست ؛ یعنی وظیفه حاکم اسلامی اجرای عدالت نیست . نگویید حرف خنده داری میزنم و بدیعیات را زیر سوال می برم . این مسلم است که عدالت یک آرمان همیشگی در همه ادیان بشر است . اما این ها (عدالت و آزادی ) در فلسفه حکومت اسلامی  بستر رسیدن به خدا و بندگی خداوند هستند .

امام علی علیه السلام نشان دادند که آنچه در جامعه مهم است این است که انسان ها در یک بستر مستعد و به انتخاب خودشان ( البته این ابتدایی است و در آغازین لحظات مردم اختیار دارند و اگر به سراغ امیرالمؤمنین علیه السلام رفتند دیگر به این شکل نیست که بتوانند به سراغ دیگری بروند . ) باشد. این حرفی است که امیرالمؤمنین علیه السلام در سیره سیاسی خود نشان دادند . آنچه مهم است این است که اسلام اجرا شود یعنی قوانین جامعه مسیر بندگی را آسان کند .

زمانی که امیرالمومنین علیه السلام به سر کار آمد آنقدر برخی خوشحال شدند که خود امیرالمومنین علیه السلام خوشحالی نداشت . ( برای از دست دادنش ناراحت نبودند و برای نگاه داشتنش هم تلاش نکردند) برای امیرالمومنین علیه السلام اجرای اسلام به هر قیمتی مهم بود و حضرت فرمودند : من صبر می کنم تا زمانی که در جامعۀ اسلامی به یک خانه ظلم کنند (و آن هم خانه امام علی علیه السلام) است . و این سیره سیاسی امیرالمؤمنین علیه السلام است .

روزی با خودم فکر می کردم چطور ممکن است امیرالمؤمنین علیه السلام  با وجود این همه انبیا و اوصیا اول مظلوم عالمباشند؟ پاسخش این بود که صد و بیست و چهار هزار پیامبری که به آنها ظلم شد ، ظلم محتوایی که ظلم به هدفشان بود ظلم به ولایت امیرالمونین علیه السلام بود چرا که محتوای رسالت همه انبیا اعلام علی ولی الله بود . لذا اگر شیطان سجده نکرد به ولایت امیرالمؤمنین علیه السلام ظلم کرد .


عدالت یک آرمان همیشگی در همه ادیان بشر