شعر آیینی/ چشم من تار شده یا که تو مبهم شده ای

کد خبر: 8119
چشم من تار شده یا که تو مبهم شده ای

یاکه درذهن من اینگونه مجسم شده ای

بادها كمتر از آنند شكستت بدهند

باز هم سرو مني گرچه كمي خم شده اي

تا كنون حرف  تو را غیرعلی کس نشنید

مدتي هست که باخادمه همدم شده ای

همة عمر به من حق تقدم دادی

چه شده در طلب مرگ مقدم شده ای

مگر از بودنِ در خانة من خسته شدي

كه براي سفر اينقدر مصمم شده اي

تا به امروز دلیل به زمین خوردن من

نشده هیچکس اما تو عزیزم شده ای

همة ترس من اين است ببينم روزي

ساية لطف خدا از سر ما کم شده ای

"علی ذوالقدر"

/د115