چهارشنبه های وبلاگی/وقتی میروی وسیلهای بخری قراردادی مینویسی...
در آن قرارداد تمام مسائل ریز و درشت را قید میکنی که نکند از قلم بیافتد...
مثلا خونهای میخری بر آن قراردادی مینویسی و تمام موارد را قید میکنی و...
قرآن قرارداد مابین ما و خداست که بندگی را میخریم با جان و دل...
حال اگر ندانیم و نفهمیم که چه مواردی را باید عامل باشیم تا شامل بندگی باشیم ، این چه بندگی است...
چگونه است که برای مادیات اینهمه وقت میذاریم و دقت میکنیم که چیزی از قلم نیافتد ولی برای اخذ عالیترین مقام دنیوی و اخروی اینگونه بی توجه و...
عزیز دلم به درجه دکترای... نائل شده ولی قرآن را حتی از رو نمیتواند بخواند...
سرورم مهندس فلان رشته شده ولی غافل از قرآن...
ایشان وزیر ایشان وکیل ایشان استاندار و ایشان... در نظام مقدس جمهوری اسلامی
امّا هیچ سررشتهای از قرآن ندارد ...
این چه بندگی است ...
آیا غیر این است که غرق در دنیا شده و در عالم ماده دفن شدهایم...
آیا این ننگ نیست که خود را بندهی خدا و مسلمان و... بنامیم ولی انسی با قرآن نداشته باشیم...
به والله این ننگ هرگز از فلسفهی وجودی ما پاک نخواهد شد اگر با قرآن مأنوس نباشیم...
آری میگفت و میگفت و اشک میریخت...
میفرمود : چرا باید از قرآن اینهمه فاصله داشته باشیم...
در حالی که شهید نادری هر وقت فرصت پیدا میکرد سراغ قرآن میرفت و غرق در آن میشدند...
شهدا ، آن مردان خدا که سنگ آنان را بر سینه میزنیم مأنوس قرآن و اهل بیت بودند که هدایت یافتند...
اگر در زندگی روزمره خود از قرآن بهرهای نبریم سخت است مقام بندگی را با خود یدک بکشیم...
همین
منبع: وبلاگ شیدا مهاجر
/1102001307