حجت الاسلام موسوی مطلق: عمل صالح اقرار به ولایت امیرالمومنین علیه السلام است+گزارش تصویری
وارث: مراسم ایام شهادت امام صادق علیه السلام با سخنرانی حجت الاسلام سید عباس موسوی مطلق و مداحی حاج محسن طاهری، کربلایی نریمان پناهی، حاج ابراهیم رحیمی و محمدمهدي طاهری در هیئت المهدی عجل الله تعالی فرجه در تهران برگزار شد.
در ادامه خبر متن سخنان حجت الاسلام موسوی مطلق را می خوانید:

شرایط حساس تاریخی دوران امام صادق علیه السلام
زندگانی حضرت صادق علیه السلام، پر از رمز و راز و فراز و نشیب بوده است، چون سن مبارک حضرت بیش از بقیه ائمه علیهم السلام بود و دوران امامت ایشان هم طولانی تر بوده است و در یک فراز حساس از تاریخ هم واقع شده است. اهل بیت علیهم السلام بر اساس یک رویه ی واحد، تبعیت نمی کردند بلکه بنابر اقتضائات زمان، مکان اقامت، حاکمان و ظرفیت مردم، روش هایشان متفات بوده است ولی هدف آن ها یعنی حفظ اسلام و رشد و تربیت مردم یکی بوده است. تاریخ تشیّع همیشه چنین بوده است، حتی نظرات و اجماع فقها بنابر اقتضائات هر عصر و دوره است.
انقراض حکومت بنی امیه و روی کارآمدن بنی عباس در طول امامت امام صادق علیه السلام بوده است.
جامعه شناسان می گویند:حکومت و جامعه ای که جنگی را سپری کرده باشد، بعد از جنگ مشکلاتی در آن بروز و ظهور می کند، مثلا از جمله مشکلات، مشکلات اقتصادی است. از دیگر مشکلات، بروز انحرافات است، علتش این است که مردم خسته می شوند و به دنبال یک آرامش روحی و روانی می گردند و دنبال کار فرهنگی هستند.
بنی امیه هزار ماه حکومت کردند که پر از ظلم، جور، قتل و ناامنی بوده است و بعد از آن هم حکومت بنی عباس آمدند که به اسم پیغمبر صلی الله علیه و آله روی کار آمدند. قیام هایی هم در آن زمان صوت گرفت اما این را باید دانست که این قیام ها چون امضا و تأیید امام همراهش نبوده است، مردود است. گاهی در محافل، شخصیت خبیثی مثل ابومسلم خراسانی ستوده می شود، باید این اسم محو و نابود شود، این فرد در دستگاه اهل بیت علیهم السلام خیلی انسان خبیثی بود.
در چند سال اول حکومت بنی عباس چون می خواستند عوام فریبی کنند، آرامش نسبی و به حسب ظاهر فراهم بود و دورانی طلایی شد و امام باقر و صادق علیهما السلام در این دوران شروع به تبیین حقایق و معارف از یاد رفته ی اسلام کردند و وقتی بنی عباس با خبر شدند، سخت گیری هایی بدتر از بنی امیه بر آن ها وارد شد.
احکام اسلامی همه در خطر افتاده بود و چیزی از مسئله شرعی که عامّه بیایند و بپرسند وجود نداشت. ما پنج تا روایت فقهی از امام حسین علیه السلام بیشتر نداریم، یعنی یک بلایی سر جامعه آمده است که مردم مسائل شرعی شان را از امام نمی پرسند، این حداقل کاری است که باید زمینه اش در جامعه اسلامی وجود داشته باشد.
بیشترین روایات فقهی از امام باقر و صادق علیهماالسلام
بیشترین روایات در باب فقه و احکام از امام باقر و صادق علیهما السلام وارد شده است، یعنی تازه فقه ما در آن زمان مدّون شده است. در همان عصر مردم جایگاه امام و ولیّ خدا را شناختند و دانستند که باید بین امام و مردم عادی فرق بگذارند.
یکی از جلوه های مظلومیت امام علی علیه السلام به بیان خودشان این است که مردم حضرت را با دیگران و معاویه مقایسه می کنند و نام ایشان را در کنار آن ها ذکر می کنند.
اعتقاد ما این است که قرآن به معنای نقصان و زیادت تحریف ناپذیر است، یعنی چیزی از قرآن کم نشده است و همان قرآنی است که در زمان اهل بیت علیهم السلام بوده است، شاید ترتیب آن عوض شده باشد اما تفسیر و تأویل قرآن در آن زمان رایج بوده است و حضرات خیلی از تأویل به رأی برحذر داشته اند. نظر باید تخصصی باشد و نباید گفت: "به نظر من"! این خطرناک ترین حرف است و باید به نظر مراجع در احکام رجوع کرد.
بنی عباس و غیره سعی داشتند آیات را به نفع خودشان تفسیر کنند. قرآن می فرماید: راه لقاء الله دو چیز است، یک عمل صالح و دو عبادت پروردگار یکتا.
قرآن هفتاد بطن دارد و هر بطن آن هفتاد بطن دیگر دارد که فقط امام معصوم آن را می فهمد.
از حضرت صادق علیه السلام پرسیدند: عمل صالح چیست؟ حضرت فرمود: عمل صالح اقرار به ولایت امیرالمومنین علیه السلام است.
مردم از امام صادق علیه السلام پرسیدند: منظور از آیه که می فرماید: در عبادت پروردگار هیچ کس را شریک او قرار ندهید، چیست؟ حضرت فرمود: یعنی هیچ کس را شریک در ولایت امیرالمومنین علیه السلام قرار ندهید. جایگاه امامت و ولایت برای مردم باید جا می افتاد، نه این که برای امام تعیین تکلیف کنند!
امام امنیت ظاهری از بنی عباس و از کسانی که در دستگاه او بودند، نداشتند. بعضی از آن ها هم شیعیان تندرو بودند و به امام می گفتند که تو رفتی و ولایت عهدی مأمون را پذیرفتی، ما زیر بار حرف زور نمی رویم. حضرت فرمود: در قرآن آمده است که حضرت یوسف علیه السلام هم به دربار فرعون رفت و به همان دلیل من هم رفته ام، اما مردم قبول نمی کردند.
یکی دیگر از محورهای قول و فعل امام نقش خود امام است. هدف امام، حفظ شیعه است و برای این حفاظت گاهی باید تقیه داشته باشند. امام باید شیعه را حفظ کند و در وهله ی اول حفظ جان شیعه در اولویت امام است. امام برای این حفاظت، تشکیلاتی کار می کردند.
امام در تعریف مؤمن فرمودند: شیعه باید تقویت شود. مؤمن کسی است که اقرار به ولایت امیرالمومنین علیه السلام کند. شما اهل ایمان و برادر مؤمن هم دیگر را تکذیب نکنید و به یک دیگر خیانت نکنید و در حق یکدیگر مواسات به مال نمایید، یعنی نصف اموالت را بین برادران مؤمنت تقسیم کن. در حفظ آبروی یک دیگر هم کوشا باشید.
متأسفانه زبان ما، علی خو و عمل مان به گونه ای دیگر است. در واقع امام به ما تلقین می کند که مردم یک دیگر را تقویت کنید، حقوق یکدیگر را رعایت کنید و پشت یک دیگر را داشته باشید تا جامعه ی شما قوام داشته باشد. امام شیعه را تربیت می کند. با یک مجموعه عوامل در کنار هم شیعه تشکیل می شود.
یک نفر به امام رضا علیه السلام عرض کرد: چرا قیام نمی کنید؟ حضرت فرمود: یار ندارم. آن شخص گفت: چندین هزار نفر گوش به فرمان شما هستند. حضرت فرمود: برو داخل این تنور روشن. مرد امتناع کرد و گفت: در قرآن آمده است که با دست خود، خودتان را به هلاکت نیندازید و من اگر به داخل تنور روم، می سوزم و... . حضرت به یکی دیگر از یارانشان فرمود: داخل آتش برو و آن فرد هم بدون چون و چرا وارد شد و بعد از چند دقیقه دیدند که سالم درون آتش نشسته است و ذکر می گوید. حضرت به مرد فرمود: در لشکریانت چند نفر این گونه فرمان پذیر هستند؟ گفت: هیچ کدام!
ائمه علیهم السلام روح جهاد را این چنین به شیعیان تعلیم می دادند.
مهدویت
موضوع موعود و مصلح همیشه در ادیان الهی بوده است. پیغمبر صلی الله علیه و آله آن قدر از مهدی آخرالزمان بیانات فرموده اند که مدعی مهدویت بلافاصله بعد از مرگ ایشان پیدا شد. عده ای هم معتقد به مهدی بودنِ محمد حنفیه بودند، چون پیغمبر صلی الله علیه و آله فرمودند: هم نام من و از نسل من است. این عده به کیسانیان معروف شدند، که سید حمیری؛ شاعر دوستدار اهل بیت علیهم السلام هم از آن فرقه بود.
دعای ندبه، صلوات های مخصوص عصر جمعه و دعای غریق و ... از امام صادق علیه السلام است. تشویق مردم به موعود آخرالزمان از ایشان است، تا جایی که ایشان می فرماید: اگر من درکش کنم، تمام عمر خادمی اش را می کنم. حتی دیده اند که حضرت در جایی نشسته اند و گریه می کنند و ناله ی فراق سر می دهند که من از دوری اش چه کنم؟ گریه های عجیبی داشتند که گویی مصیبت عظیمی بر ایشان وارد شده است.
رئیس و تجدید کننده روح مذهب تشیّع
امام صادق علیه السلام مردم را به قیام عاشورا و حرکت سیدالشهدا علیه السلام توجّه می دادند. امیرالمومنین علی علیه السلام رئیس مذهب تشیّع است و مُجدّد مذهب ما امام صادق علیه السلام، و روح مذهب ما امام حسین علیه السلام است و هر چه داریم از اوست و این رمز را امام صادق علیه السلام به مردم آموختند و ایشان می دانستند برای به دست آوردن مقام باید مردم را تشویق کنند که به درِ خانه ی امام حسین علیه السلام بروند.
امام صادق علیه السلام مردم را به زیارت اباعبدالله علیه السلام سوق می دادند و این کار را با تشویق شاعران، تشویق به برپایی مراسم عزاداری، تشویق به زیارت کربلا انجام می دادند. حضرت خودشان به مردم پول می دادند تا به زیارت اباعبدالله علیه السلام بروند.