کلیدواژه: دل نوشته

دل‌نوشته سرلشکر سلیمانی درباره کتاب «وقتی مهتاب گم شد»

پس از توصیه رهبر انقلاب درباره ترویج کتاب‌های دفاع مقدس دل‌نوشته سرلشکر سلیمانی درباره کتاب «وقتی مهتاب گم شد» منتشر شد.

دل‌نوشته خانواده شهید مدافع حرم برای شهدای آتش‌نشان حادثه پلاسکو+عکس

خانواده شهید مدافع حرم «عباس دانشگر» در دل‌نوشته‌ای خطاب به شهدای آتش‌نشان حادثه ساختمان پلاسکو با خانواده این شهدا ابراز همدردی کردند.

بابای قهرمانم...

وارث:زود بودتا بفهممدرد یتیمی را بابا...!آخر، من اینجابدون تو چگونه نفس بکشم ؟با زخم زبان ها چه کنمبابای قهرمانمفرزند شهید مدافع حرم؛ علی آقا عبداللهی ...

گل و گلدون(27) / حکایت بنده های خدا

رفتگر، میان کوچه پس کوچه های شهر، جارو به دست می گفت: بیا «گرد و غبار» رو از ما پاک کن!

گل و گلدون(25) / تعمیرگاه خدا

چه تعمیرکار خوبی است خدا که با نماز و حضور قلب، تنظیم می شوی و همه چیز سَرِپا می شود.

گل و گلدون (24) / شب آرزوها

دیشب، مردی که نمی دانیم کجا بود، قرآن به سر گرفته بود. اشک، طاقتش را بریده بود... او هم «بِالحُجَّةِ» می گفت و... شاید آن قدر برای شیعیان و دوستدارانش دعا می کرد، که دیگر به دعا برای خودش نرسیده بود. شاید آن قدر به فکر من و ما بوده است که دیگر از خدا نخواسته تا بیاید... شاید گذاشته تا ما از خدا بخواهیم که بیاید... شاید او گفته: بگذار درد دوستدارانم حل شود، من بعدا می آیم...

گل و گلدون (20) / خدایا... قطع و وصل می شه!

دیشب از خدا آرزوی دریافت یک «بسته زندگی آسوده» کردم. بار زندگی این روزها، خیلی سنگینی می کند.

گل و گلدون (18) / حاجت دل ما: کربلا

«یَا عَلامَ الْغُیُوبِ» تو خوب می دانی دلم تنگ کربلاست!

گل و گلدون (15) / یا کریم بام کریم

افسوس که تو را نشناختند!... نمک خوردند و نمک دان را شکستند!... آنان بویی از مهربانی نبرده بودند!... حتّی استاد نامهربان، در مکتب خانه، ادب را به آن ها نیاموخته بود که به پاره ی تن پیامبر(صلّی الله علیه و آله) «مُعِزّ» باید گفت، نه «مُذِلّ»!... و چه قدر این نام به تو می آمد: السلام علیک یا مُعِزَّالمُسلِمین!... سلام بر تو ای افتخار مسلمانان!...

گل و گلدون (14) / ریزگردهای دل من

تو همیشه هوای من را داشتی و جالب این جاست که خودم، با دست هایم پنجره ی دلم را گشوده ام تا این هوای آلوده را استشمام کنم.

گل و گلدون (12) / خسته شده ایم از انتظار

«شیخ احمد کافی» خانه اش را مهدیه کرد. سرتاسر خیابان تو را چراغانی می کرد و هر جمعه هم برایت ندبه می خواند و می گفت: کودکان بزرگ شدند... جوان ها پیر شدند... و پیرها سر به خاک گذاشتند! وقتش نشده بازآیی؟!... اما نه خبری از آمدنت شد، نه قاصدی فرستادی تا خبری از خودت به ما برسانی!

گل و گلدون (10) / #همسران_سرزمین_من_خدیجه_اند

وارث:به نام خدازن ها می توانند مثل یک مرد، تکیه گاهی برای همسرشانزن ها می توانند مثل یک دوست برای شوهرشانزن ها می توانند مثل یک مادر برای دل بندشان زن ها می توانند مثل یک خواهر برای عزیزشان   زن ها می توانند مثل یک همکار برای عشق شان   زن ها می توانند مثل یک هم سفر برای هم...

گل و گلدون (9) / می خواهم گم بشوم

وارث:به نام خدا دلم گرفته! می خواهم گریه کنم. شنیده ام گریه، دردهای قلب را تسکین می دهد. اما گویی قلب من با گریه هم آسایش و آرامش و تسکین نمی یابد. در این وحشت آباد دنیا و واعطشای معرفت در جستجوی پناه و پناهگاهی هستم. دنبال غاری در بلندای یک کوه، دور از دسترس نامردها و برکنار از نگا...

گل و گلدون (8) / مثل شیرینی شله زرد!

وارث:به نام خدا خدایا! می خواهم در این ماه، با انجام گفته هایت، خوب باشم! می شود من را مثل گل ها خوشبو کنی؟! خدایا! می خواهم یک دعوای اساسی با خودم بکنم! خسته شده ام از این که بنده ی بدی برایت بودم! اجازه هست؟! خدایا! تو اگر بخواهی، همه ی گره های زندگی گشوده می شود؛ دست شیطان را کوت...

گل و گلدون (5) / همه آدم ها بد نیستند!

به وجودت قسم؛ حضرت موعود! خودت باید فکری به حال و روز ما کنی! با دوشیفت کار کردن و اندکی اضافه حقوق، با خرج بالای زندگی و شبکه های مجازی که دمار از روزگارمان درآورده اند، با رنگ هایی که رنگین کمان را در کوچه و خیابان و روی زمین این شهر ایجاد کرده اند، سرمان گیج می رود! گیج می رود و از زمین و زمان برای مان می بارد! آن وقت سی صد و سیزده نفر که هیچ... سی نفر هم جان سالم به در نمی برند!

گل و گلدون (3) / بی چتر زیر باران

وارث:به نام خداحالا که ندبه ها جای خواب ها را می گیرد و عطش ها، جای تناول خوراکی ها را؛ با تو صحبت می کنم! حالا که پارچه به دست گرفته و دل زنگار و خاک گرفته را رفت و روب می کنم، با تو نجوا می کنم! حالا که خسته و وامانده از همه جا و همه چیز و همه کس به خودم رسیده ام، برایت می نویسم! ...

گُل و گُلدون (2) / ضیافتی به وسعت دل ما

خدایا! فصل مهمانی تو از راه می رسد و من، آن قدر نامرتبم که نگو و نپرس!

آرشـــیـو گُل و گُلدون

وارث:  گل و گلدون (1) / اذان به وقت دل من! گُل و گُلدون (2) / ضیافتی به وسعت دل ماگل و گلدون (3) / بی چتر زیر باران گل و گلدون (4) / آشیانه ای رو به حرم گل و گلدون (5) / همه آدم ها بد نیستند! گل و گلدون (6) / Off – آفِ - بخشش گل و گلدون (7) / کلاس و تخته و... ناظم!&nb...

دلنوشته حاج مهدی سلحشور برای شهید خان طومان

وارث: متن پیام حاج مهدی سلحشور:بسمه تعالیوارد خان طومان که شدیم چپ و راست اطرافمان خمپاره فرود می آمد.بعضی از صدا ها دور وبعضی هم نزدیک. دوست داشتم بالای یک بلندی بروم و منطقه را بیشتر توجیه شوم. محل شلیک و اصابت خمپاره ها را دقیق تر ببینم.ساختمانی را پیدا کردم و شروع کردم از پله ها بالا رفتن...

امام‌ رضا علیه السلام را آنلاین زیارت کنید + دانلود

سایت اینترنتی رضوی، بخشی را به عنوان زیارت آنلاین در صفحه‌اش قرار داده است که کاربران می‌توانند به صورت آنلاین حرم امام رضا(ع) را زیارت کنند.

روایتی عاشقانه در مسیر رسیدن به محبوب / اینجا کربلاست

قسم به معنی لا یمکن الفرار از عشق... که پر شده است جهان، از حسین سرتاسر

روایتی عاشقانه در مسیر رسیدن به محبوب / باشد که یار بپذیرد

مرغ مهاجریم به هوای حسین... آه ، آیا شود که گوشۀ چشمی به ما کند؟

روایتی عاشقانه در مسیر رسیدن به محبوب /راه عشق راه جمع تضادهاست

مسیحی ارمنی هندو میان زائران هستند ؛ تو یکجا جمع کردی، زیر قبه کل دین هارا...

فراخوان عاشقان / 14 روز تا اربعین

ببند بار سفر را که یار نزدیک است ... طلوع صبح شب انتظار نزدیک است

فراخوان عاشقان / 15 روز تا اربعین

با کاروان غربت از این جاده آمدیم ... 
ما را رسانده قافله ی تو به آسمان

فراخوان عاشقان / 16 روز تا اربعین

ما زائران خون خداییم کربلا ... بر کاروان زائر خون خدا ببین

دل نوشته حاج مهدی سلحشور به فرمانده لشکر فاطمیون

وارث: در متن زیر دل نوشته حاج مهدی سلحشور برای فرمانده دلیر و شجاع لشکر فاطمیون مدافعین حرم زینبی، شهید والا مقام مصطفی صدر زاده است که چند روز پیش به قافله شهدا پیوست. رمضان گذشته برای من حال و هوای شب های قدر متفاوت با سالهای گذشته بود.شب های مناجات رنگ و بوی ز...

فراخوان عاشقان / 17 روز تا اربعین

من ترک چایی کرده بودم سالیانی ... موکب به موکب اربعین، چایی‌خورم کرد

فراخوان عاشقان / 18 روز تا اربعین

در پیش هر زائر حسینی هست می بینی ؟! ... کارَت نمی ماند زمین در این شلوغی ها

فراخوان عاشقان / 19 روز تا اربعین

زائر کربلا گفت: خداحافظ و دید ... دل من پشتِ سرش کاسه ی آبی شد و ریخت